تبلیغات
آبادان obodan - وجوه تسمیه برخی محلات آبادان:
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید برغشی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آبادان obodan
شهر من من به تو می اندییشم نه به تنهایی خویش obodan




بریم:واژهء بریم از کلمهء لاتین بای روم به معنای اطاق نوکر گرفته شده است،این اطاقها که در منازل بریم عمومیت داشت و معمولا" چسبیده به خانهء اصلی ساخته میشد،و در راهروی حد فاصل بین باغچه چمن کاری شده و حیاط کوچک پشتی قرار داشت ، دارای یک دوش و توالت مشترک  بود که از خانهء اصلی مستقل بودند ولی فاقد آشپزخانهء مجزاء و مستقل بوده اند.در ارتباط با زیبایی منطقهء بریم آبادان نوشته و روایت بسیار است از جمله گزارشی که توسط عرفان ناصر خبرنگار کویتی الاصل و مدیر روزنامهء القاهره مصر در سال 1943 میلادی نوشته شده،او در گزارشی که از بازدید خود از آبادان نوشته است،آورده که:در این شهر منازلی وجود دارد که اهالی رده بالای کمپانی نفت و عائلهء آنها در آن زندگی میکنند و خودشان آن را بنگله     می نامند،در این خانه ها که بیشتر به قصر می ماند از انواع وسائل راحتی و ادوات رفاهی خانواده مهیا بوده و نوعی زندگی اشرافی را می ماند تا زندگی عادی و حضور چنین بیوتی در خاور میانه بسی مایهء تعجب است.....از جمله وسائلی که در این منازل دیدم مکینه ای بود که با برق و شاید آب سرد کار می کرد و خودشان آنرا کولر می نامیدند و از آن باد خنکی بیرون می آمد که گویی در منطقهء سردسیر زندگی میکنی و باد از پنجرهء باز به داخل می آید....عرفان ناصر در پایان گزارش مفصل خود آرزو می کند که روزی فرا برسد تا منزل شیخ کویت و دیگر شیوخ منطقه به تجهیزات و ادوات خانه های بنگلهء آبادان مجهز گردند!!!

بوارده:در مورد این نام روایت و حرف و حدیث بسیار است،از جمله آنکه گفته اند که در زمان ساخت و ساز این منطقه ،مردی عرب زبان از اهالی بومی آبادان نگهبان آن بوده که صاحب دختری زیبا به نام «ورده» بوده است و از آنجا که او پسری نداشته تا بنابه رسم معمول او را به نام فرزند ذکورش خطاب کنند او را ابو ورده می گفته اند،از قضا یکی از مهندسین معمار که در این منطقه مشغول ساخت و ساز منازل بوده است شیفته و دلباختهء این دختر میگردد و او را از خانواده اش خواستگاری می کند ولی ابوورده که طبق سنتهای قومی و مذهبی حاضر به این وصلت نمی گردد،از کار کردن در کمپانی دست کشیده و به همراه خانوادهء خویش به سوی عشیرهء خود در نخلستان باز میگردد و مهندس انگلیسی نام ابوورده(بو وارده) را بر این منطقه میگذارد.....اگر این موضوع درست باشد می توان اظهار داشت که تنها منطقه ای که انگلیسیها در آبادان،از یک نام بومی استفاده نموده اند همین منطقهء بوارده         می باشد،چرا که در تمامی اماکن و محلات شرکتی،این مردم ایرانی بوده اند که اسامی خارجی را پذیرفته اند اما در منطقهء بوارده این موضوع متفاوت بوده و حالت عکس به خود گرفته است.بو وارده شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که در آن 5 تیپ منزل ساخته شده و بنابه رده(گرید)هر کارمند بلند پایه می توانست از خانهء مناسب با رتبه اش استفاده جوید.

کفیشه:منطقه ای غیر شرکتی که تقریبا" در نزدیکی رودخانهء بهمنشیر ساخته شده است،از محلات قدیمی آبادان بوده و قدمتی حدودا"70 ساله را داراست و دارای حدود 2300 خانوار می باشد.وجه تسمیه این منطقه به علت وجود یک قهوه خانه(کافی شاپ)در این محله بوده است که بسیار مورد توجه انگلیسیها بوده و از آنجا که مردم محلی اسامی و واژه های لاتین را با توجه به گویش بومی خویش تلفظ می نمودند این کافی شاپ را کفیشه خطاب کرده اند.

احمد آباد:سابقهء احمد آباد باز میگردد به حدود 85 سال پیش،زمانی که در شهر آبادان مشکلی به نام مسکن و بحرانی به نام زمین برای مسکن و کسب و کار غوغا میکرد.در این زمان زمینهای این منطقه توسط فردی به نام حاج احمد معمار بهبهانی که از مهاجرین بهبهانی بوده و به شغل بنایی اشتغال داشت خریداری گردید و در ابتدا در جایی که اینک لین یک احمد آباد محسوب می گردد،برای خود و خانواده اش خانه و منزل مفصلی ساخت،سپس شروع به ساخت و ساز منزل و فروش آنها به سایر افراد نمود.بزودی این منطقه رونق یافت و به نام خود موسس آن یعنی حاج احمد بهبهانی، به احمد آباد معروف گردید.امروزه احمد آباد یکی از مناطق معروف آبادان محسوب میگردد.

چادر آباد:منطقه ای بوده است در محل امروز و روبروی مرکز بهداشتی درمانی شهید باهنر(اقبال سابق) که محلهء فقیر نشینی بوده و اهالی آن از قومیتهای مختلف مهاجر و عمدتا" بلوچ و بندر عباسی بوده اند که جهت یافتن کار به آبادان آمده بودند.وجه تسمیه این محله به دلیل وجود خانه های چادری و برزنتی در این مناطق بوده است و در واقع یک کمپ چادری نا منظم و بسیار نا مناسب را ایجاد کرده بود.طبق گفتهء میشل استیوارت در زمان بازدید نخست وزیر وقت ایران از آبادان ، این منطقه بالغ بر 700 خانوار پر جمعیت را در خود جای داده بود.دکتر مکی در کتاب خاطرات خویش (سالهای افتخار)آورده است که در زمان بازدید از این منطقه در حین سخنرانی او مردی از جا بر میخیزد و با لهجهء بندر عباسی فریاد میزند که:یا مرک یا مصدک!!! آکای وزیر ما دو اتاکهء پرپرک دار میخوایم!!!یعنی: یا مرگ یا مصدق!!!آقای وزیر ما خانهء دو اطاقه با پنکه می خواهیم!!!......مسکن،مشکلی بود در آنروزهای آبادان.

کاغذ آباد:در پشت درمانگاه اقبال امروز و روبروی چادر آباد قدیم منطقه ای وجود داشت که وضعیتی بسیار اسفبارتر و رقت آمیز تر از چادر آباد داشت.این محله را بواسطهء آلونک هایی که با کاغذ و مقوا در آن ایجاد شده بود ، کاغذ آباد میخواندند.تفاوت اصلی آن با دیگر محلات فقیر نشین آن بوده که بیشتر ، افراد مجرد در آن زندگی می کرده اند، هر چند که خانواده های پر جمعیت هم در آن زندگی    می کرده اند.آتش سوزی یکی از مشکلات عمدهء این منطقه و چادر آباد بوده است. به زودی عکسها و تصاویر محلات چادر آباد و کاغذ آباد را در گالری تصاویر همین پایگاه اینترنتی قرار خواهم داد.

کواتر شلی:این منطقه از ابتدایی ترین محلات شرکت نفت بوده که در منطقهء کنار پلیت امروزی نزدیک سینما روباز بهمنشیر واقع بوده است.علت نامگذاری آن هم این بوده که این کواتر(خانهء شرکتی) را با مصالح گل(شُل) ساخته بودند و در  اختیار کارگران روزمزد(M.D.R) که به شکل مجردی زندگی می کردند قرار میگرفت.سالن طویلی بوده به شکل پادگانهای امروزی ، که فاقد تختخواب بوده و کارگران به روی زمین می خوابیدند ، این مسکن فقط جهت روزهایی که کارگر در استخدام روزانهء کمپانی قرار می گرفت قابل استفاده بود و در صورت بیکار شدن کارگر حتی برای یک روز ، این مسکن از او گرفته میشد.

سوگ العریان:در واقع نام قدیم بازار ایستگاه هفت بوده است که از دیرباز در همین محل فعلی ، یعنی در مقابل محلهء شرکتی و در حاشیهء رود بهمنشیر واقع بوده است.سوگ العریان به زبان عربی به بازار لختی ها معنا میگردد ، ولی دلیل این نامگذاری را به دو شکل بیان نموده اند:یکی آنکه گفته اند به علت وجود آدمهای شر و لات و چاقو کش(لختی) که همیشه در این بازار قدیمی حضور داشته اند ، این بازار را به این نام خوانده اند ، ولی عقیدهء برخی نیز بر این باور است که از آنجا که مغازه های این بازار از حصیر و چندل ساخته شده بود و معمولا" مخصوصا" در فصل گرما دچار آتش سوزی میگردید ، و حالتی لخت و عریان به خود می گرفت ، به این نام مشهور شده است.این بازار در حال حاضر نه وسعت قدیم و نه آن رونق پیش از جنگ را بازیافته است ، اما بزرگترها گواهی می دهند که در سالهای پیش از جنگ در این بازار رونق و برکت موج میزد و در همین سالهای دههء 50 انواع مغازه های لوکس هم در آن ساخته شده بود.در همین بازار یک پاتوق سنتی شبانه وجود داشت که حسن داخل حسن ، خوانندهء شهیر عراقی در سال چند بار به آنجا می آمد و برنامه اجراء میکرد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه دهم آذرماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی