تبلیغات
آبادان obodan - محله‌های مسكونی غیرشركت نفتی
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید برغشی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آبادان obodan
شهر من من به تو می اندییشم نه به تنهایی خویش obodan




درسطح مناطق غیر شركت نفتی آبادان چهار نهر یا حفار عظیم كشیده شده بود. حفار نخست منطقه‌ای بوارده را از مناطق مسكونی شهر جدا می كرد. و در واقع فاضلاب شركت نفت را به اروندرود می‌ریخت. حفار دوم از اروند رود به رودخانه‌ بهمنشیر كشیده شده بود و در واقع از طول، جزیره آبادان را به دو قسمت تقسیم می‌كرد و محل آن خیابان عروسیه فعلی و خیابان زند بود. این حفار محله‌های احمدآباد و چادرآباد را از منطقه‌ی بهمنشیر جدا می‌كرد. حفار سوم از اروند رود تا محل فعلی مدرسه رازی كشیده شده بود و منطقه‌ی شهر را از شركت نفتی جدا می‌كرد. حفار چهارم معروف به حفار بریم بود كه بریم را از منطقه‌ی نخلستان‌ها جدا می‌كرد(بعدها یک دیوار پلیتی درب دار به دور منطقهء بهمنشیر کشیده شد که این منطقه را از خیابان اروسیه امروزی جدا می نمود).

نكته‌ دیگری كه در سطح شهر وجود داشت و قابل توجه بود مسأله سه خط راه‌آهن شهری بود كه در واقع متعلق به شركت نفت بود اما به دلایلی در منطقه‌های شركت نفتی و یا خط مرزی بین مناطق شركتی و شهری عبور می‌كرد. خط اول از مخازن نفت در بوارده‌ی جنوبی به پالایشگاه می‌رفت كه یك خط مستقیم بود و منطقه‌ی شركت نفتی را از محل احمدآباد  جدا می‌كرد. خط دوم از پالایشگاه به رودخانه بهمنشیر می‌رسید. این هم حایل بین كفیشه و پالایشگاه و منطقه مسكونی بهمنشیر بود. خط سوم از خط دوم منشعب می‌شد  و از پشت شبانه‌روزی كارآموزان (هاستیل) به مرداب‌های واقع در چادرآبادمی‌رسید. خط اول مخصوص حمل نفت بود، خط دوم مخصوص حمل آبشیرین از رودخانه بهمنشیر بود و خط سوم مخصوص حمل زباله و دفن كردن آن در مرداب های چادرآباد بود.

مناطق غیر شركت نفتی برعكس مناطق شهری آبادان از ابتدایی‌ترین تأسیسات اجتماعی-اقتصادی محروم بود. شركت نفت توجه چندانی به این مناطق نداشت، در حالی كه در مراحل اولیه و تا قبل از ملی شدن صنعت نفت بسیاری از كاركنان شركت نفت به علت كمبود مسكن، در مناطق غیر شركت نفتی زندگی می‌كردند و قاعدتا" به خاطر آن‌ها هم كه شده، شركت نفت می‌بایستی به این مناطق رسیدگی می نمود. قسمت غیر شركت نفتی آبادان رشد خود جوش سریعی داشت و با معماری بومی محلات مسكونی و تجاری و غیررسمی، كپرآباد و زاغه‌های غیر مجاز را به وجود آورد و مثل تمام شهرهای صنعتی در دنیای در حال پیشرفت، زاغه‌های آن تبدیل به مركز انواع نابهنجاری‌های اجتماعی شد. محله‌ها كثیف و بی ریخت؛ ساختمان سازی نامنظم؛ جوی‌های آب وسیع و پهن مملو از لجن كه رفت و آمد موش‌های بزرگ صحرایی در آن‌ها به راحتی دیده می‌شد از جمله مشخصات این مناطق بود. هر قدر فضای شهری رسمی (مناطق شركت نفتی) بر پایه اصول منظم شهرسازی و طراحی و سلسله مراتب اجتماعی بود، فضای شهری خودرو و غیررسمی (مناطق غیر شركت نفتی) آبادان، بی‌نظم، مغشوش و درهم بود. هر چه منطقه‌ی شركت نفتی جذاب و خیره‌كننده بود، منطقه‌ی غیرشركت نفتی غیر قابل توجه، نفرت انگیز و ضمناً رقت‌انگیز و قابل تامل بود. از دیدگاه شركت نفت، این فضاهای غیررسمی مخل نظم و مزاحم زندگی شهری بودند. به قول احسانی:

«این فضاهای غیررسمی و مخل نظم و مزاحم در كنار باغچه‌ها و شمشادهای با دقت هرس شده‌ی بریم و بوارده- محلات اعیانی شركت نفت- رویبدند. محلات زاغه نشین یا غیر «متعارف» مثل احمدآباد، كارون و ابوالحسن به سرعت د رجوار محلات رسمی و شركتی مثل پیروز و بهار و فرح‌آباد ساخته شد. درحالی كه فضای عمومی شهر رسمی (شركتی) مكان كلوپ‌ها و مغازه‌ها، باشگاه‌ها و تأسیساتی بود كه فقط اعضاء و طبقات خاص شركتی حق استفاده از آن را داشتند، شهر آبادان با بی‌نظمی و اغتشاش دائم زندگی شهری، مغازه‌های رنگارنگ، با خیابان‌هایی كه تا دم سحر مملو از رهگذران و شهرنشینان بود فضایی پرماجرا، زنده،‌ متحرك، پرهیجان و متفاوتی را در دسترس همه شهروندان- شركتی و غیرشركتی – قرار می‌داد.»[4]

آری قسمت غیر شركت نفتی آبادان از محله‌هایی تشكیل می‌شد كه به تدریج مردمانی مرفه یا نسبتاً مرفه در آن‌ها زندگی می‌كردند اما در عین حال شامل حصیرآباد و محله‌هایی كاملاً فقیرنشین می‌شد كه از نظربهداشتی جزء كثیف‌ترین مناطق ایران بود، به عبارت دیگر در محله‌های غیرشركت نفتی هم قسمت‌های مرفه‌نشین و هم قسمت‌های فقیرنشین مشاهده می‌شد. محله‌های مسكونی غیر شركت نفتی آبادان عبارت بودند از: احمدآباد، شهر، كفیشه، ایستگاه‌های یك تا 12، فیه، سیدعباس، میدان طیب، گاومیش‌آباد (المعیدان)، كوی صیاحی، سرویس قنواتی، چادرآباد، ابوالحسن، كارون، سده‌، كوی ذوالفقاری، سلیچ، بوت كلاپ (منطقه‌ باشگاه قایقرانی)، تنورآباد و حصیرآباد. در اینجا برای نمونه چهار محله معرفی می‌شود تا تصویری از منطقه غیر شركت نفتی بر ذهن بازدید کنندگان گرامی متبادر شود.

در ابتدا كه آبادان ساخته شد و پالایشگاه تأسیس گردید به خاطر كمبود مسكن شركت نفتی،‌ بسیار از كارگران فلك‌زده مجبور شدند كه در محلی به نام «چادرآباد» در چادرهایی كه برپا شده بود زندگی كنند. آنها در تنگناهای بسیاری بودند و هوای گرم تابستان برایشان طاقت‌فرسا بود. این چادرها و منطقه‌ی آنها حداقل امكانات زندگی را دارا بود. نه از آب آشامیدنی خبری بود و نه از سیستم فاضلاب شهری. كودكان درمیان چادرها درخاك و گل در حال رفت و آمد بودند و این در حالی بود كه كارمندان خارجی شركت نفت دربریم و بوارده‌ دارای خانه‌های كاملاً ویلایی به سبك غربی بودند.

به تدریج ساخت و ساز پیشرفت كرد و «حصیرآباد» در آبادان به وجود آمد. حصیرآباد بیغوله یا زاغه‌های تنگ و تاریكی بودند كه كارگران برای رهایی از گرمای سوزاننده‌ی داخل چادرها، ساخته بودند. برخی از كارگران شركت نفت و نیز تعدادی از مهاجران تازه وارد جویای كار در این حصیرآبادها زندگی می‌كردند. حصیرآباد‌ها فاقد هرگونه وسایل رفاهی و آسایشی بودند. سطح بهداشت در این محله‌ها بسیار پایین بود و افراد با مشقت زمستان های سرد و تابستان‌های گرم را در آنجا به سر می‌بردند. به قول فرخ مهر:

«وجود آن حصیرآبادها رنج بود. آن خانه‌های قفس‌گونه،‌ با مستراح‌های شریكی، رنج‌آور بود. حسرت و آرزوی یخ، نوعی رنج مضاعف بود. دوزخ آن تابستانها و نبودن یخ.»[5]  

تعداد قابل ملاحظه‌ای ازساكنان اولیه این حصیرآبادها كارگران شركت نفت انگلیس – ایران بودند. بعدها كه شركت نفت كارگران را از تسهیلات خانه برخوردار ساخت، تعداد ساكنان شركت نفتی این حصیرآبادها كم شد، اما حصیرآبادها هم‌چنان پابرجا بودند و تازه‌واردهای به آبادان را در خود جای می‌‌دادند.

«احمدآباد» محله‌ای قدیمی ازآبادان است. این محله در قلب آبادان قرار دارد كه از پانزده خیابان اصلی (لین یك تا لین 15)[6] و كوچه‌های موازی با هم و كوچه‌های فرعی متعدد كه همه عمود بر آن پانزده خیابان اصلی هستند تشكیل شده‌ است. بافت احمدآباد كاملاً شطرنجی است. خیابان یك آن تقریباً بازار و خیابان 15 آن كاملاً‌ مرفه‌نشین بود. بقیه خیابان‌ها و كوچه‌ها شامل افرادی از طبقات متوسط و پایین منطقه‌ی غیرشركت نفتی بود. در وسط برخی از لین‌ها جوی‌های پهنی وجود داشت كه روباز بود و فاضلاب‌ خانه‌ها در آن‌ها می‌ریخت و در نهایت به شط هدایت می‌شد. در برخی ازكوچه‌های فرعی احمدآباد بازارهای كاملاً غیررسمی (تره‌بار و میوه یا سمساری) وجود داشت كه در آن محصولات و كالاهای قانونی و غیرقانونی معامله می‌شد. احمدآباد منطقه‌ای كاملاً پرجمعیت بود و همه نوع اقوامی در آن زندگی می‌كردند. به تخمین احسانی، 60 درصد ساكنان اولیه احمدآباد در استخدام شركت نفت بودند.[7] البته این درصد بعد از ملی شدن صنعت نفت رو به كاهش رفت تا زمانی كه شركت نفت توانست به همه‌ی كارگران خود مسكن عرضه كند، عملاً این درصد به صفر رسید.

محله «شهر» به مجموعه خیاباهای امیری، پهلوی، شاهپور، شهرداری، زند و گمرك گفته ‌می‌شد كه خیابانهای شاهپور، زند، پرویزی و دبستان، برخیابان‌های امیری، پهلوی و گمرك عمود بودند. در بین این خیابانها به صورت شطرنجی كوچه‌های اصلی و فرعی قرار داشتند كه تقریباً در این بافت شطرنجی همه خیابانها و كوچه‌ها به یكدیگر راه داشتند و كم‌تر كوچه‌های اصلی به بن بست منتهی می‌شدند. خیابان‌های این منطقه عمدتاً بازار و كوچه‌های آن محل سكونت بود. منطقه‌ی شهر از احمدآباد و كلاً بقیه مناطق غیر شركت نفتی آبادتر بود. در مراحل اولیه ساخته شدن این محله، حدود   ساكنان آن در استخدام شركت نفت بودند كه این منطقه هم پس از پروژه‌های بزرگ خانه‌سازی شركت نفت ازساكنان شركت نفتی تخلیه شد. شركت نفت كنترلی بر منطقه‌ی شهر نداشت لذا همیشه تضاد آشكاری بین ساخت و ساز در این محله با نظر شركت نفت وجود داشت.

بقیه‌ی مناطق غیرشركت نفتی در آبادان كمابیش شبیه به همین محله‌های احمدآباد یا «شهر» بودند. تمام محله‌ها فاقد فاضلاب بود. آب شرب لوله‌كشی در منازل نبود، اما سر هر كوچه یك لوله آب آشامیدنی بود كه به آن «لوله فشاری» یا «بمبو» (bamboo) می‌گفتند. هیچ‌گونه تناسبی بین این محله‌ها با محله‌های شركت نفت وجود نداشت. بعدها با توسعه شهرداری آبادان، پارك‌هایی در محله‌های غیرشركت نفتی ساخته شد كه تا حدودی شكل و شمایل این محله‌ها را رنگ و جلا بخشید. البته در این رابطه شركت ملی نفت ایران كمك‌هایی به شهرداری نمود كه نمونه بارز آن طرح و اجرای پروژه فاضلاب قسمت غیرشركت نفتی آبادان بود.

نخلستان‌نشینی در آبادان

در نخلستان‌های آبادان سه نوع سكونت گاه وجود داشت كه شامل : قریه، آبادی،‌ بیت یا دار می‌شد. «قریه» در واقع شكل یك روستا را داشته كه از تعداد قابل ملاحظه‌ای خانه‌ی مسكونی و معمولاً یك مسجد یا حسینیه تشكیل می‌شد. در قریه چند كوچه نامنظم هم دیده می‌شد و خانه‌ها معمولاً‌ به هم چسبیده بودند. معمولاً اعضای یك قریه از طایفه یا عشیره بودند و كم‌تر اتفاق می‌افتاد كه تنوعی از طایفه‌ها در آن ساكن باشند. بااین حال، بودند قریه‌هایی كه افراد از چند طایفه یا حموله را در خود جای داده بودند. معمولاً‌ قریه‌ها به صورت یك مجموعه‌ی خارج از نخلستان‌ها قرار داشتند و سعی می‌شد كه نزدیك به آب یا نهر آب باشند. آبادان قریه‌های معروفی داشته اما متأسفانه امكانات اجتماعی و رفاهی آنها بسیار كم بوده است و عمدتاً مشكل آب آشامیدنی داشته‌اند. درهر قریه یك كدخدا حضور داشت. 

نوع دوم سكونت گاه در نخلستان‌های آبادان،‌ «آبادی» بوده است. آبادی یك مجتمع كاملاً‌  منجسم و مركب از چند دستگاه خانه متعلق به چند خانواده‌ی گسترده بود كه نخلستان‌های آنها به هم چسبیده بودند. معمولاً آبادی‌ها در محل مناسبی،‌ بین نخلستانها قرار داشتند و ساكنان آن با یكدیگر رابطه خویشاوندی و قبیله‌ای و عشیره‌ای داشتند. در این سكونت‌گاه‌ها كوچه وجود نداشت. در هر آبادی یك ریش سفید وجود داشت كه نقش محوری او در نظام اجتماعی بسیار با اهمیت بود.

نوع سوم سكونت‌گاه در نخلستان های آبادان «دار» یا «بیت» بوده كه یك ساختمان وسیع متعلق به یك خانواده گسترده بوده است. معمولاً در همین مجموعه‌ی مسكونی جایی به نام حسینیه یا نمازخانه ساخته می‌شد. دار در یك نخلستان قرار داشت كه آن نخلستان هم متعلق به صاحب بیت بود. در بیت پدر یا رئیس خانواده گرداننده‌ی اصلی خانه به شمار می رفت و اعضای اصلی به همراه عروس‌ها، مادربزرگ‌ها،‌ پدربزرگ و نوه‌ها با اعضای اصلی زندگی می‌كردند. در هر بیت یك آشپزخانه وجود داشت  و همه اعضا بر روی یك سفره غذا می‌خوردند. پدربزرگ را شیخ می‌گفتند و همه به وی احترام می‌گذاشتند. به واسطه قرار داشتن در بین نخلستانها و تك سكونت‌گاه‌ بودن، بیت‌ها از امنیت چندانی برخوردار نبودند از این رو معمولاً یك نفر در شب مأمور نگهبانی ازآنجا بود.

.. اینجا ایستگاه ۹بهمنشر و نمایی از رود بهمنشیر با نخلهای زیبا.





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه دهم آذرماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی