تبلیغات
آبادان obodan - جنس خاک و زمین آبادان
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید برغشی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آبادان obodan
شهر من من به تو می اندییشم نه به تنهایی خویش obodan




 

زمین آبادان به طور كلی رسوبی است و رسوب آن، در طول قرن‌ها در اثر جریان رودخانه‌ها به سوی خلیج فارس جمع شده است. در آبادان هیچ‌گونه پستی و بلندی دیده نمی شود و همه سطح زمین آن مسطح و هموار است. بافت زمین آبادان خیلی ریز است. درجه سخت شدگی این رسوب ها خیلی كم است و دارای بافت سستی هستند، به طوری كه خیلی آسان فرسوده می شود. رسوب‌های آب به صورت لایه‌های نرم و سست هستند كه كم و بیش افقی می باشند.[41]

درقدیم كه هنوز كشتی‌های لایروب اختراع نشده بود،گل ولای بسیاری كه از سیلاب‌های بهاره رودهای دجله، فرات و كارون از كوهستان‌ها همراه خود می آورند در دهانه آن رودها كه شیب آن تند نبود ته نشین می شد و می خوابید. از این رو بستر رود در آن‌گونه جاها بسیار گسترده می شد. به ویژه هنگامی كه در دریا مد بر      می خاست و جلوی ریزش آب‌های شیرین رود را به دریا می گرفت و آب‌های شیرین در بستر رود را پس می‌زد،پهنای رود را چندین برابر می كرد. این نمود طبیعی در سر خلیج‌فارس جایی كه آب‌های اروند رود و كارون به خیلج فارس می ریزد، خیلی هویدا می‌شد، تا آنجا كه پیش از لایروبی كردن دهانه‌ی اروند رود با كشتی‌های لایروب در سده اخیر، پهنای دجله‌ی یك چشمه، هنگام برخاستن مد در دریا به 12 كیلومتری می رسیده است.[42]

شوری قلیایی بودن خاك آبادان زیاد است. در  واقع زمین آبادان از قدیم الایام شوره‌زار بوده است. قدامه، ابوالفرج بن جعفر در«كتاب الخراج»به سال 316 هجری قمری درباره‌ی آبادان می نویسد:«و منزلگاه‌های راه عمان تا بصره، سبخه كه شوره زاریست میان عمان و بحرین ... عبادان است.» دیگر جغرافی‌دانان مسلمان مانند ابن بطوطه و زكریای قزوینی ادعا كرده‌اند كه آبادان دارای زمین‌های شور بوده است. از عوارض مهم در تشكیل خاك شور، آب و هوای خشك آبادان بوده است. در آبادان تبخیر به شدت زیادبوده و باتوجه به كمی بارندگی غالباً املاح محلول به طرف سطح خاك در جریان بوده و در نتیجه خاك‌های شور در جزیره گسترش یافته‌اند. ولی امروزه از میزان شوری خاك آبادان كاسته شده است.

خشبات

انتهای اروند رود، آنجا كه آب رودخانه به خلیج فارس می ریزد، از قدیم الایام تنگ بوده است و برای جلوگیری از مخاطراتی كه برا ی كشتی‌ها بوجود می آمده، وسیله‌ای نصب كرده بودند به نام «خشاب»(xasbat)یا«خوشاب»(xosab)اصطخری در سال340  هجری قمری به ذكر دریای پارس كه می‌رسد می گوید:

«و جایگاهی هست كی آن را خشباب گویند. از عبادان تا آنجا شش میل باشد. آب دجله آنجا به دریا ریزد و آب تنك شود، و كشتی را مخاطره باشد. و درین جایگه چوب‌ها فرو برده‌اند و بر آن مبنایی ساخته و دیدگاهی ساخته‌اند كی ناطور آنجا نشیند و به شب آتش كند تا از دریا به وی بازیابند و بدانند كی مدخل دجله كجا است و جایگاهی مخوفست. چون كشتی آنجا رسد ترسند كی بشكند از تنگی آب.»

ابوریحان بیرونی در سال 400 هجری قمری در كتاب «القانون المسعودی» می نویسد كه«عبادان فم الخشباب فی مصب دجله و انبساطها فی بحر فارس». یعنی آبادان دهانه خشباب در مصب دجله است و گسترش آن در دریای پارس می باشد.

ناصر خسرو قبادیانی در «سفرنامه» خود كه از كهن‌ترین سفرنامه‌های فارسی است وجود این خشباب‌ها را چنین توصیف نموده است.

«در آنجا برج‌های بلندی در دهانه دریا قرار داشته كه بر فراز آن برای راهنمایی كشتی‌های چراغ در آبگینه می افروختند تا باد نتواند آن را خاموش كند.»

سپس صفت خشباب را چنین تشریح می‌كند:

«چارچوب است عظیم از ساج، چون هئیت منجنیق نهاده‌اند، مربع، كه قاعده‌ی آن فراخ باشد و سر‌آن تنگ، و علو آن از روی آب 40 گز باشد و بر سر آن سفال‌ها و سنگ‌ها نهاده‌، بعد از آن كه آن را با چوب به هم بسته و بر مثال سقفی كرده و بر سر آن چهار طاقی ساخته كه دیده‌بان بر آنجا شود.»

علت به وجود آمدن آنها به زعم وی گیرندگی خاك و تنكی آب است، چنان كه آورده است:«...در آن حدود كه آن است خاكی گیرنده است و دریا تنك، چنان كه اگر كشتی بزرگ به آنجا رسد، بر زمین نشیند و كس نتواند خلاص كردن.»

ناصر خسرو در بیان این كه این خشبات‌ها در چه زمانی و توسط چه كسانی ساخته‌شده‌اند، به گفته مردم محل استناد می‌كند و می نویسد:«مردم محل، ساختن این فانوس‌های دریایی را به پادشاهان باستانی نسبت می دادند.»در هیچ كتابی درباره ساختن این خشبات‌ها در دوره اسلامی سخنی نمی بینیم، پس باید پذیرفت  كه تاریخ ساختن آنها دست كم به دوران قبل از اسلام باز می‌گردد. می توان گفت كهن‌ترین چراغ‌های راهنمایی جهان باستان، علاوه بر مناره اسكندریه، همین خشبات‌ها بوده‌اند كه ایرانیان باستان برای راهنمایی كشتی‌ها در شمال غربی خلیج فارس برپا می‌كردند و شب‌ها بر فراز آنها چراغ آبگینه ها را روشن می‌كردند، تا كشتی‌ها راه را گم نكنند و به گل ننشیند.

بنابراین خشباب یا خوشاب یك فانوس(فار یا فاروس)دریایی از چوب ساج بوده كه به شكل منجنیق و یك هرم ناقص ساخته شده. ارتفاع این خشبات‌ از سطح دریا 40 متر بوده و از سفال و سنگ در بنای آن استفاده می شد. مراقبان در چهار طاق بالای فانوس به طور تمام وقت از آن مراقبت می‌كردند اهمیت محافظت از آن به دلیل مواردی چون خطرات طبیعی به دزدان دریایی و یا تمام شدن سوخت آنها بود. فاصله آن را تا شهر عبادان دو فرسنگ، 10 فرسنگ و شش میل بیان كرده‌اند. آخرین خشبات را در سال 644 هجری قمری (1244 میلادی ) دیده‌اند.

اما به نظر می‌رسد كه پس از این تاریخ هم خشبات وجود داشته است.

محمد بن نجیب بكران در سال 1010 هجری قمری می‌گوید:

«و موضعی دیگرست هم درین دریای عمان، كه كشتی را آنجا خوف باشد و آن بر 2 فرسنگی عبادان است، آنجا كه دجلة بغداد بدین دریا می رسد و آن موضع را خشبات گویند و كشتی آنجا بر زمین نشیند، مگر به وقت مد دریا.» همچنین بار تولد در كتاب«تذكره جغرافیای تاریخی ایران» در اوایل قرن بیستم میلادی به شرح بین النهرین كه می‌رسد بیان می كند:

«مسیر عمده‌ی دجله در نزدیكی قریه عبادان بر راهی كه از بصره  به عمان می رفت در دوازده فرسخی بصره به دریا می ریخت. در دو فرسخی عبادان لنگرگاه خشبات(یعنی ابنیه چوبی)واقع بود كه از آنجا به كشتی سوار می شدند.»

بنابراین می توان استنباط كرد كه تا قبل از بكارگیری كشتی‌های لایروبی‌،به علت كم عمق بودن انتهای اروند رود (بویژه به هنگام دریا)و همچنین جهت نگهبانی این منطقه از هجوم دزدان دریایی، خشبات در نزدیكی آبادان وجود داشته است در واقع وجود خشبات بیشتر به علت عمق و عرض و اروند رود در محل ورود به خلیج فارس بوده است، مضافاً این كه عامل اصلی آن ته نشین شدن گل ولای كارون، دجله و فرات در این منطقه بوده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه دهم آذرماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی