تبلیغات
آبادان obodan - آبادان را بشناسیم
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید برغشی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آبادان obodan
شهر من من به تو می اندییشم نه به تنهایی خویش obodan




موقعیت جغرافیایی آبادان

حدود وسعت

در خصوص حدود و ثغور شهر آبادان از گذشته‌های دور میان جغرافی‌دانان و مورخان اختلاف نظر بوده است. مطالعه‌ی متون تاریخی، این پدیده جغرافیایی  را برای خواننده روشن می‌كند. اصطخری(درسال 340 هـ.ق)آنجا كه به ذكر مسافات دیار عرب می رسد، می‌نویسد:«ازعبادان تا بحرین پانزده مرحله دارند، و از بحرین تا عمان یك ماهه راه، و از عمان تا مهره یك ماهه راه، و از رود تا حضرموت یك ماهه راه، و ازجده تا ساحل جحفه پنج مرحله، و از ساحل جحفه تا جار سه مرحله، و از جار تا ابله بیست مرحله، و از كوفه تا بصره دوازده مرحله، و از بصره تا عبادان دو مرحله، این است گشت دریای محیط بر دیار عرب.»[1]

اسحاق بن حسین منجم در كتاب«آكام المرجان فی ذكر المدائن المهشوره فی كل مكان»كه یك متن جغرافیایی از سده چهارم هجری قمری است در ذكر شهر عبادان آورده است.

«عبادان در اهواز ودر اقلیم چهارم قراردارد. فاصله آن از خط مغرب هفتاد و پنج درجه---چهارهزار و نهصد و پنجاه میل—و از خط استوا سی و یك درجه-- دو هزار و دویست و سی و شش میل—است.»[2]

ابن حوقل(در سال 367 ه-ق)قول اصطخری راتأیید می كند و می گوید:«اما گرد بر گرد جزیره العرب، از عبادان تا بحرین و هجر در حدود پانزده مرحله است»[3]

ابوعبیده در كتاب«مراصد الاطلاع» به سال700 هجری قمری در تشریح حد ناحیه سواد كه روستایی از روستاهای عراق است می نویسد«از حدیثه الموص است تا عبادان طولا،و از غدیب القادسیه تا حلوان عرضاً پس طولش 160 فرسخ است و طولش از طول عراق بیشتر است... و عرض عراق همان عرض سواد است بی‌اختلاف و آن هشتاد فرسخ است.»[4]

حمد اله مستوفی در قرن هشتم هجری در كتاب «نزهه القلوب»در رابطه با طول و عرض عبادان بیان می كند كه:«...و عبادان كه ورای آن عمارت نیست و در این معنی گفته اند مصراع لیس قریه وراء عبادان حدیث بسیار وارد است او رااز ثغور شمارند كه سرحد مسلمانی است باكفار هند...»[5]

وی در جای دیگر می‌گوید:«...از بصره تا عبادان دوازده فرسنگ و از آنجا دو فرسنگ دیگر خوشاب است...»[6]

در گذشته برخی از جغرافی‌دانان ابعاد جغرافیایی آبادان را به طور دقیق بیان می‌كردند. برای نمونه ابن سرابیون در سال 290 هجری قمری موقعیت آبادان را در كتاب«عجایب الاقالیم السبعه»(عرض و طول جغرافیایی) را چنین می نویسد:«شهر عبادان بركنار دریا، طول 75 درجه و 55 دقیقه و عرض آن 31 درجه است.»[7]

در بیان طول و عرض جغرافیایی آبادان اختلاف نظر بین جغرافی‌دانان مسلمان و یونانی وجود داشته است. برخی 30 درجه و 24 دقیقه عرض شمالی در حالی كه عده‌ای دیگر 31 درجه و21 دقیقه عرض شمالی گفته اند و 48 درجه و 15 دقیقه طول شرقی، در حالی كه عده ای 48 درجه و 17 دقیقه طول شرقی بیان می‌كنند. عده‌ای نیز30 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 15 دقیقه طول شرقی گفته‌اند. بطلمیوس طول آبادان را 75 درجه و ربع وعرض آن را 31 درجه دانسته است.[8]

در یك جمع‌بندی، شهر آبادان مركز شهرستان بین 30 درجه و22 دقیقه و 30 ثانیه عرض شمالی و48 درجه و 12 دقیقه و 30 ثانیه طول شرقی نسبت به نصف‌النهار گرینویچ قرار گرفته و بلندی آن از سطح دریا 2 متر و  فاصله‌ی هوایی آن تا تهران 666 كیلومتر است. فاصله زمینی آن تا خرمشهر 15 كیلومتر، تا اهواز 115كیلومتر و تا تهران 1046 كیلومتر است.[9]

در بیان جایگاه آبادان و موقعیت آن، برخی از جغرافی‌دانان تاریخ رودخانه‌ها را مبنا قرار داده و سپس وضعیت جغرافیایی آبادان را تشریح كرده‌اند. اصطخری به سال 340 هجری قمری به ذكر دیار عراق كه می رسد بیان می‌داردكه:«و شهرهای كوچك است ...»[10]در جای دیگر كه به ذكر حدود خوزستان می‌رسد، می نویسد:«شرقی حدود خوزستان حد پارس و سپاهان است ....و جانب غربی ناحیت واسط و جایگاهی كه آن  را دورالراسبی خوانند. و حد شمالی آن حد صیمره و كرخه و لورتا به حدود جبال پیوندد از سپاهان ... و لیكن حد جنوبی از عبادان تا روستای واسط مخروط می‌شود، پس تنگ‌تر آید از آنچه در برابر اوست هم از حد عبادان تا دریا بر حد پارس تقویسی است كه در زاویه افتد، پس این حد جنوبی به دریا رسد.»[11]

این حوقل  به سال 367 هجری قمری آبادان را هم برمبنای دریا و هم بر مبنای رودخانه تشریح حدودی می‌كند. او می‌نویسد:

«اما عبادان قلعه كوچك آبادی بر كناره دریا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطی است كه جنگجویان از صفریه و قطریه به دیگر دزدان دریایی در آنجا می باشند و در آنجا پیوسته مرز دارانی مراقبت می كنند. عبادان رود دجله را به عرض قطع می كند و در ساحل همین دریا به مهرویان از سرزمین فارس می رسد و در این میانه جاهایی است كه جز از راه آبی راهی بدانها نیست، زیرا آبهای خوزستان به رود دورق و حصین مهدی  و باسیان می پیوندد و همگی به دریا می‌ریزند.»[12] 

یاقوت حموی در سال 626 هجری قمری (1229 میلادی)جایگاه آبادان را دقیق‌تر در رابط با رودخانه تشریح می كند و بیان می دارد كه:«ایرانیان آن را میانرودان نامند، زیرا در میان دو رود جای گرفته است.»[13]

ابوالفداء به سال 721 هجری قمری در «تقویم البدان»موقعیت آبادان را در رابطه با رودها و دریا چنین بیان می كند:«سپس دریا بر ساحل عمان امتداد یابد و به طرف شمال  گذرد تا به عبادان رسد...».[14] و به ذكر  رودخانه دجله كه می رسد چنین می گوید:«و به عبادان، می رسد و در معرضی در طول هفتاد  و پنج درجه و همان عرض سی و یك و نصف درجه، به دریا می ریزد.»[15]

عده‌ای دیگر از جغرافی دانان تاریخی موقعیت جغرافیایی آبادان را صرفاً بر مبنای دریا بیان كرده‌اند. اصطخری به سال340 هجری قمری این موقعیت را چنین می‌گوید:«و در خوزستان دریا نیست مگر اندك مایه از دریای پارس كه از ماهی رویان تا نزدیك سلیمانان برابر عبادان باشد.»[16] پس از اصطخری ، مسعودی (346 هجری قمری/ 957 میلادی)در ذكر حدود نواحی سواد(عراق)می نویسد:«حد آن از سوی مشرق جزیره‌ای است كه به دریای پارسی پیوسته و به میانرودان معروف است.»[17]

اسحاق بن حسین منجم در سده ی چهارم هجری قمری چنین می ‌گوید:«و عبادان بر كرانه دریای عراق واقع شده كه به دریای بزرگ اخضر پیوسته است.»[18] احمد مقدسی نیز آبادان را «شهری در محاصره دریا»[19] توصیف كرده است.

شهر آبادان از نظر دوری و نزدیكی به دریا، در طی قرون متمادی شاهد تغییرهای     عمده ای بوده است. آبادان به طور نسبی هر سال از دریا فاصله می گیرد و علت آن رسوباتی است كه جریان رودخانه‌ای بهمنشیر و اروند رود با خود به طرف دریا برده و روز به روز بر فاصله شهر آبادان از دریا می افزاید. ناصر خسرو قبادیانی كه در سال 443 هجری قمری از آبادان دیدار كرده درباره فاصله دریا تا دیوارهای آن می‌نویسد:

«...و عبادان بر كنار دریا نهاده است،چون جزیره‌ای كه شط آنجا دو شاخ شده  است، چنان كه از هیچ جانب به عبادان نتوان شد الا به آب گذر كنند و جانب جنوبی عبادان خود دریای محیط است كه چون مد باشد تا دیوار عبادان آب بگیرد و چون جزر شود كمتر از دو فرسنگ دور شود.»[20]

سه قرن بعد از ناصر خسرو، ابن بطوطه درسال 725 هجری قمری به آبادان می آید و مشاهداتش را اینگونه در «سفرنامه» خود می نگارد:«عبادان قریه بزرگی است در زمینی شور و فاقد عمارت و آبادی، عبادان معبدها و رباط‌ ها و مسجدهای متعدد دارد و فاصله آن تا ساحل دریا سه میل است.»[21]

بنابراین با بررسی متون تاریخی و جغرافیایی در می یابیم كه از قرن اول تا قرن پنجم، آبادان بر ساحل خیلج‌فارس واقع بوده است كه در دوره‌ی بعد از آن سه میل از دریا فاصله می گیرد. امروزه فاصله آبادان تا دریا 50 كیلومتر از شمالی‌ترین نقطه خلیج فارس دور شده است.[22]

قرارگرفتن آبادان در جوار دو رودخانه از یك طرف و خلیج‌فارس از طرف دیگر باعث شده تا برخی را عقیده بر این باشد كه آبادان زمانی شبه جزیره بوده زیرا از سمت خرمشهر رودخانه‌ای وجود نداشته و گویا بین سالهای 324 الی 372 هجری قمری عضدالدوله دیلمی نهر حفار یا فم عضدی (نهر عضدی)را گسترش داد وبه صورتی كه امروز شاهد آن هستیم درآورد. این كه آبادان زمانی احتمالاً شبه جزیره بوده سخنی است كه می توان پذیرفت. لیكن این عقیده كه در نتیجه‌ی حفر نهر به فرمان عضد الدوله دیلمی(324-372 هجری قمری/ 936 -982 میلادی)شبه جزیره آبادان به صورت جزیره درآمده، جای تأمل است، زیرا قرنها پیش از عضدالدوله، چندین جغرافی‌دان یونانی و از آن میان «فیلوس تورگیوس» در سده 4 میلادی از آبادان به عنوان جزیره‌ای یاد می‌كنند كه میان دو رود  محصور بوده است.[23]

منطقه‌ای با چنین ویژگی‌هایی بیشتر جزیره است تا شبه جزیره، شاید هم آبادان در گذشته‌ای دور اندك پیوندی با خشكی داشته است. این گفته ابوالفداء(732 هجری قمری/ 1322 میلادی) كه عبادان بر دریای فارس است و این دریاگرد آن را گرفته، چنانكه جز اندكی از آن در خشكی نیست[24]می تواند مؤید فرض شبه جزیره بودن آن بوده باشد.

تعبیر اعتماد السلطنه(1329 هجری قمری/ 1911 میلادی)نیز آن جا كه می گوید «وقتی به شبه جزیره عبادان می رسی، دجله منشعب می شود و عبادان به سبب ریختن این دو شعبه دجله به دریا به این وضع جزیره می‌شود»[25]در خور توجه است. احمد كسروی نظریه‌ی اتصال كارون به شط العرب در شمال جزیر‌ه‌ی آبادان را چنین بیان می كند:

«این نكته را هم باید گفت كه در زمان‌های باستانی كارون با شط العرب در نیامیخته، از جویی كه امروز به نام بهمنشیر معروف است، یك سره به دریا می ریخته، نمی دانیم كدام پادشاهی جویی میانه دو رود برای آمد و شد و كشتی‌ها پدید آورده كه حال امروزی پیدا شده و در همان زمان‌ها بوده كه در شمال این جوی در آنجا كه دو رود به هم می‌پیوندند، آبادی پیدا شده كه به نام «بیان»معروف بوده. نیز آن جوی نوین را جوی بیان می نامیده‌اند. در قرن‌های نخستین اسلامی بیان یكی از شهرهای خوزستان شمرده می شد و ناچار به علت آمد و شد كشتی‌ها تجارت مهمی داشته، یكی از كارهای تاریخی عضدالدوله دیلمی این است كه آن جوی بیان را كه برای آمد و شد  كشتی‌های بزرگ گنجایش نمی داده، پهن‌تر و گودتر گردانیده، به نام خود«جوی عضدی»نامید و پیداست كه از این كار او رونق بیان بیشتر گردید. گویا از همان زمان عضدالدوله و در نتیجه آن كار او بوده كه كارون از جوی دیرین خود(بهمنشیر)بازگشته و بخش انبوه آب آن  از راه جوی بیان به شط العرب ریخته است.»[26]

در هر صورت، پژوهش‌های جغرافی‌دانان نشان می دهد كه در روزگاران قدیم آبادان جزیره نبوده است. در واقع این خشكی دلتایی بوده كه هر سال بر وسعت آن افزوده شده است. بعدها این دلتا به صورت جزیره در آمده است.

حدود جغرافیایی امروز آبادان، از این قرار است:«از شمال، شهرستان خرمشهر و رود كارون، از مشرق، رودخانه بهمنشیر و اراضی مسطح باتلاقی، و از جنوب و مغرب، اروند رود(شط العرب). شهرستان آبادان به سبب محصور بودن بین رود كارون، شط العرب و رود بهمنشیر جزیره‌ای را تشكیل می دهد...»[27]

شهرستان آبادان با مساحتی حدود 2796 كیلومتر مربع در جنوب غربی خوزستان و منتها الیه خلیج فارس واقع است. درازی آن حدود 64 كیلومتر، پهنای آن بین 3 تا 20 كیلومتر و ارتفاع بالاترین نقطه‌ی آن سه متر از سطح دریا است. این شهرستان از جانب شمال به شهرستان‌های شادگان و خرمشهر، از شرق به شهرستان بندر ماهشهر و رودخانه بهمنشیر، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به مرز ایران و عراق و اروند رود محدود است.

از آن جا كه مرز ایران و عراق در قسمت اروند رود همیشه مورد مشاجره و اختلاف بین دو كشور بوده است، لازم است در این جا این نكته روشن گردد، زیرا به هر جهت این بحث به یك سمت آبادان نیز مربوط می‌گردد. مرز ایران و عراق تا سال 1353 هجری شمسی(1975 میلادی)مطابق تعهد ایران و عثمانی بوده  است، به استثنای اصلاحی كه ضمن عهدنامه‌ای بین پادشاه ایران و پادشاه عراق به تاریخ 13 تیر ماه سال 1316 هجری شمسی تنظیم و به امضا رسید كه در آن بخشی از موافقتنامه در مورد اروند رود به شرح زیر بوده است:

«ماده 2- خط سرحدی به جلوترین نقطه جزیره شطیط(تقریباً در 30 درجه و 17 دقیقه و 25 ثانیه از عرض شمالی و در 48 درجه و 19 دقیقه و 28 ثانیه طول شرقی) رسیده به طور عمود از حدآبهای جزری به تالوگ[28]اروند رود ملحق می شود و تا نقطه واقع در مقابل اسكله فعلی نمره یك آبادان(تقریباً در 30 درجه و 20 دقیقه و 4/8 ثانیه عرض شمالی و 48 درجه و 16 دقیقه و 13 ثانیه طول شرقی)آن را تعقیب می نماید. از این نقطه مجدداً خط سرحدی به سطح آب‌های جزری متصل شده و خط سر حدی را به طوری كه در صورت مجالس 1914 میلادی توصیف گردیده است، پیروی می نماید.

 ماده 4- از نقطه‌ای كه حدود اراضی دولتین به اروند رود می‌رسد تا دریا مقررات ذیل نسبت به اروند رود اجرا خواهد گردید.

الف- اروند رود به طور متساوی برای كشتی‌های تجاری كلیه ی كشورها باز خواهد بود. كلیه‌ی عوارض مأخوذه جنبه‌ی حق الزحمه‌ای داشته و منحصراً به طور عادلانه به مصارف نگاهداری و قابل‌كشتیرانی بودن یا بهبود راه كشتیرانی و مدخل شط ازطرف دریا تخصیص داده خواهد شد و یا به مصارفی كه مفید برای كشتیرانی است خواهد رسید، عوارض مذكوره براساس ظرفیت رسمی كشتی‌ها و  یا آب‌خوری یا توأماً هر دو حساب خواهد شد.

ب- اروند رود برای عبور ناوهای جنگی و كشتی‌های دیگر طرفین كه برای تجارت اختصاص ندارند باز خواهد بود.

 

ت- این موضوع كه در اروند رود خط سرحدی گاهی حد آب‌های جزری و گاهی تالوگ یا وسط المیاه را تعقیب می نماید به هیچ وجه به حق استفاده طرفین متعاهدین در تمام مجرای اروند رود صدمه وارد نمی‌آورد.[29]

در 15 اسفند سال 1353 هجری شمسی(6 مارس 1975 میلادی)مذاكراتی بین شاه و صدام حسین معاون حسین البكر، رئیس جمهوری عراق، انجام گرفت و در نتیجه‌ی آن، عهدنامه مرزی جدید صادر شد كه براساس آن:«با رعایت احترام به تمامیت ارضی و تجاوز ناپذیری مرزها و عدم دخالت در امور داخلی دو طرف تصمیم تصمیم گرفتند مرزهای آبی خود را براساس تالوگ تعیین كنند.»[30]

رودخانه‌ها، نهرها و گرداب‌ها

اطراف آبادان را سه رودخانه‌ی بزرگ ایران یعنی كارون، بهمنشیر و اروند رود فراگرفته است. رود كارون كه مهم ترین رودخانه‌ی ایران است پس از اهواز به سوی خرمشهر جریان می یابد و به جزیره آبادان كه می‌رسد به دو شاخه تبدیل می شود:

1-     بهمنشیر یا بهمشیر كه در حدود 10 كیلومتری سابله از رود كارون جدا می شود، پرآب‌ترین دهانه كارون است و از طریق خور بهمنشیر به خیلج فارس می ریزد. جغرافی نگاران دوره اسلامی، بهمنشیر را«دجیل»یعنی دجله‌ی كوچك هم گفته اند.[31]بهمنشیر تقریباً به موازات اروند رود در قسمت شرقی آبادان جریان یافته و به خلیج فارس می ریزد.

2-     ادامه كارون(یا انتهای كارون)كه از خرمشهر در شمال جزیره‌ی آبادان عبور كرده، داخل اروندرود می شود. این قسمت در واقع پهن‌ترین بخش رود كا رون است و این همان قسمتی از بین بهمنشیر و اروند رود كه مورد بحث جغرافی‌دانان است كه آیا از قبل وجود داشته و یا به طور مصنوعی در دوران پس از اسلام حفر شده است.

 قسمت غربی جزیره آبادان رودخانه بسیار پهنی است كه از دیرباز نام«اروند»بر آن بوده  است. در واقع دجله همان اروند رود است به طوری كه فردوسی گفته است:

اگر پهلوانی ندانی زبان              به تازی تو اروند را دجله خوان[32]

اروند رود (دجله)در خاك عراق از شمال به طرف جنوب(به طرف بصره)می آید در 64 كیلومتری شمال بصره رود فرات به آن می ریزد و در جنوب غربی خرمشهر (شمال غربی جزیره آبادان)آب كارون به آن اضافه می شود. از خرمشهر به بعد در طول غربی آبادان رودخانه بسیار پهنی می‌شود(اروند رود بزرگ)كه به اشتباه اعراب شط العرب می نامیدند. این رود پس از پیمودن طول جزیره آبادان به خیلج فارس می ریزد. اروند رود در سال، 50 میلیون تن رسوب دارد كه از مقدار رسوب رود بیشتر است. اروند رود یكی از عریض‌ترین رودهای جهان است كه هرچه رو به جنوب می‌رود پهن‌تر و گودتر می‌گردد. در امتداد شهر آبادان، عرض اروند رود 1200 متر است ژرفای اروندرود مخصوصاً هنگام جزر و مد از 15 الی 35 متر متفاوت عمق پیدا می كند «اروند دارای ریشه و بن اوستایی است و دراوستا به صورت «ائوروت» آمده است و ریشه‌ی كهن «ائورو» به معنی سركش و تند و تیز و پسوند و «وت» به معنی دارنده است بر روی هم معنی دارنده تندی و تیزی و سركشی است.»[33]

در جزیره آبادان و در اطراف این جزیره نهرهای زیادی وجود دارد و این نهرها رسوبات خود را همگی به اروندرود می‌ریزند، بنابراین كشتیرانی را در اروند رود به مشكل روبه رو می كرده‌اند. مقدسی مشاهدات خود را در این رابطه چنین بیان كرده است:«در آنجا دشواری بسیار دیدم، كشتی ما 10 بار زمین سایید. از هر 40 كشتی كه بدانجا شوند، یكی باز تواند گشت.»[34]

در اطراف آبادان، آنجا كه رودخانه به یكدیگر متصل می شده‌اند و یا به خلیج فارس  می ریختند، گرداب‌های بزرگی بوجود می آمده كه معمولاً عبور و مرور كشتی‌ها را با مشكل روبه رو می ساخته است. انصاری دمشقی در این رابطه بیان كرده:«دریای فارس... در این دریا در پس عبادان گردابی سخت قرار دارد.»[35]در زمان‌های بسیار دور برای  مقابله با این گرداب‌ها تدابیر مختلفی می اندیشیدند. به گفته‌ی ابن حوقل«یكی از زنان خاندان بنی عباس، كه بعضی می گویند زبیده بوده است، آن خطر را از كشتی‌ها بدین گونه دور ساخت كه چند كشتی را از سنگ پركرد،در آن گرداب فروبرد و گرداب انباشته شد و خطر رفع گردید.»[36]

نمایی از اروند رود و لنج ها

زمین شناسی جزیره‌ی آبادان

زمین شناسان بر این باورند كه خلیج فارس در هنگام پدید آمدن وسعتی به مراتب بیش از امروز داشته و تمام سرزمین‌های اطراف و جلگه‌ها و دشت‌های مجاور خود از جمله جزیره آبادان را تا اواخر دوران سوم زمین‌شناسی می پوشانده است. در آغاز دوران چهارم زمین‌شناسی به تدریج جلگه‌ها و خشكی‌های اطراف خلیج فارس از جمله آبادان سر از آب بیرون آورده است. [37] آنان بیان می كنند كه رودخانه‌های كارون، دجله و فرات قسمتی از خلیج فارس را با آوردن مقداری گل و لای به خشكی تبدیل كردند و در واقع آبادان را بوجود آورند. بنابراین آبادان دنباله‌ی جلگه خوزستان و عراق است كه با آبرفت‌های كارون، دجله و فرات انباشته شده است و در واقع خشكی حاصل از رسوبات این سه رودخانه است.

رودخانه عظیم كارون سالانه مقداری گل و لای با خود از كوهستان‌ها می آورد و در دهانه خلیج‌فارس می خواباند و جلگه وسیعی برای شهر آبادان بوجود می آورد و هم اكنون هم ادامه دارد و سالی 30 متر بر وسعت زمین جنوبی آبادان افزوده می شود.[38]یك برآورد نشان می دهد كه اروند رود سالیانه 25600 میلیون متر مكعب رسوبات همراه آورده و در مصب خود به جای می گذارد.[39]

 یك تخمین دیگر بیان می كند كه ورود گل و لای سالانه رودخانه‌های دجله و فرات به خلیج فارس چهار و نیم تا پنج میلیون تن و برای رودخانه كارون دو میلیون تن         می باشد و همین رسوبات در طی قرن‌ها باعث بوجود آمدن آبادان شده است. [40]

در مجموع،تحقیقات زمین شناسان در مورد آبادان به این نتیجه رسیده است كه در روزگاران پیشین جزیره آبادان وجود نداشته، بلكه دلتایی بوده كه رأس آن به طرف خلیج فارس و قاعده‌ی آن به طرف خرمشهر قرار داشته بطوری كه هر سال بر طول آن افزوده می شده است...





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه دهم آذرماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی