تبلیغات
آبادان obodan
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید برغشی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آبادان obodan
شهر من من به تو می اندییشم نه به تنهایی خویش obodan








نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی

درخشش مسعود شجاعی بازیکن ابادانی تیم اوساسونا

 

مسعود شجاعی بازیکن ارزنده تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات باشگاهی اسپانیا توتنست دومین گل خود را در لالیگای اسپانیا به ثمر برساند

تیم اوساسونا توانست این بازی را با نتیجه جالب چهار بر دو به پایان برساند

شجاعی علاوه بر دادن یک پاس گل زننده گل چارم تیمش برابر تیم قدرتمند اتلتیکو مادرید شد

کاماچو مربی اوساسونا بعد از این بازی از مسعود شجاعی ستایش کرد واو را بامسی   بازیکن

بارسلونا مقایسه کرد در این بازی نکونانم نود دقیقه در زمین حضور داشت

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی
 شهردار آبادان گفت: با تدارك برنامه‌های مفرح و متنوع، آبادان در طول تعطیلات نوروز فضای شادی به خود خواهد گرفت.

عبدالله یزدان‌خواه امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در آبادان افزود: اجرای جنگ شادی در چند نقطه شهر از جمله مهم‌ترین برنامه‌های شهرداری آبادان برای رفاه حال میهمانان نوروزی و شهروندان آبادانی است.
وی اظهار داشت: این جنگ شادی‌ها در هشت شب و همراه با جوایز نفیس خواهد بود كه برنامه‌ریزی شده اجرای این جنگ‌ها در مراكز پرتردد شهر انجام گیرد.
شهردار آبادان ایجاد مراكزی با ‌عنوان « از من بپرس» برای راهنمایی مسافران نوروزی را از دیگر برنامه‌های این شهرداری در نوروز امسال عنوان كرد و افزود: این مراكز در مبادی ورودی و خروجی شهر استقرار خواهند یافت و به همه میهمانان و مسافران نوروزی بروشوری‌های راهنما همراه با نقشه ارائه خواهند داد.
یزدان‌خواه ایجاد بازارهای موقت برای عرضه كالاهای ته‌لنجی در چند نقطه شهر آبادان را از دیگر برنامه‌های این شهرداری عنوان كرد و اظهار داشت: سعی شده است تا با بر چیدن محدودیت‌ها، جوانان آبادانی از فرصت حضور میهمانان و مسافران نوروزی بهره اقتصادی خوبی را ببرند.
وی در ادامه از به‌سازی تمام سرویس‌های بهداشتی موجود در سطح شهر آبادان خبر داد و خاطرنشان كرد: برای رفاه حال مسافران نوروزی در چندین نقطه شهر سرویس بهداشتی و حمام‌های موقت و سیار در نظر گرفته خواهد شد.
شهردار آبادان همچنین از اختصاص چندین نقطه شهر به‌عنوان اقامتگاه میهمانان نوروزی خبر داد و اظهار داشت: علاوه بر مدارس در چند نقطه با نصب چادر اقامتگاه موقت برای اسكان میهمانان نوروزی در نظر گرفته شده است.
وی همچنین از برگزاری سفره بزرگ هفت سین در یكی از پارك‌های شهر خبر داد و گفت: در ساعت تحویل سال علاوه بر راه‌اندازی سفره هفت سین جشنواره سفره‌هفت سین نیز در همان محل برگزار خواهد شد و به تعدادی از شهروندان كه در تزئین و اجرای هفت‌سین سلیقه‌ بهتری از خود نشان دهند، جوایزی اهدا خواهد شد.
شهردار آبادان ابراز امیدواری كرد مجموعه برنامه‌های تدارك دیده شده رضایت میهمانان نوروزی و شهروندان آبادانی را جلب كند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی

صفحه اصلی سفر
 
چهارگوشه ایران: استان خوزستان
استان خوزستان با مساحتی حدود شصت و چهار هزار و دویست و سی و شش كیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران واقع شده است.

این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استان‌های چهارمحال و بختیاری و كهگیلویه و بویراحمد؛ از جنوب با خلیج فارس و از  غرب با كشور عراق هم‌مرز است.بر اساس تقسیمات كشوری سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، این استان دارای پانزده شهرستان، سی‌و پنج بخش، سیزده دهستان و چهار هزار و چهارصد و نود و شش آبادی دارای سكنه می‌باشد.

مركز استان خوزستان شهر اهواز و سایر شهرستانهای آن عبارتند از: آبادان، اندیمشك، اهواز، ایذه، باغ‌ملك، بندرماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، دشت‌آزادگان، رامهرمز، شادگان، شوش، شوشتر و مسجد سلیمان.

استان خوزستان

جغرافیای طبیعی و اقلیمی استان

شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فراگرفته است كه ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی كاهش می‌یابد، به‌طوری كه در نواحی جنوب‌تر به صورت تپه ماهورهایی نمایان می‌شود.استان خوزستان را از نظر پستی و بلندی می‌توان به دو منطقه كوهستانی و جلگه‌ای تقسیم كرد.

منطقه‌ كوهستانی در شمال و شرق استان قرار گرفته و منطقه جلگه‌ای آن از جنوب دزفول، مسجدسلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده و تا كرانه‌های خلیج‌فارس و اروند رود ادامه می‌باد. استان خوزستان دارای آب و هوای مختلف است:  آب و هوایی نیمه‌بیابانی كه شهرهای آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان، دشت‌آزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می‌گیرد.

آب وهوای استپ گرم كه نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی‌گیرد. استان خوزستان تحت‌ تأثیر سه‌نوع باد قرار دارد:  اولین باد، جریان سرد نواحی كوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبی از خلیج‌فارس است كه به سوی جلگه می‌وزد. سومین‌باد یا باد سوم از عربستان می‌وزد و همیشه مقداری شن و خاك و رطوبت همراه دارد.

بر اساس داده‌های ایستگاه‌های سینوپتیك استان خوزستان در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، حداقل مطلق درجه حرارت منفی دو دهم درجه سانتیگراد و حداكثر مطلق درجه حرارت با چهل پنجاه درجه سانتیگراد در اهواز گزارش شده است.

جغرافیای تاریخی استان

استان خوزستان یكی از كهن‌‌ترین سرزمین‌های تمدن بشری است. این تمدن در شش هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش پایه‌گذاری شد و سه هزار  سال پیش از میلاد، دولت عیلام توسط آشوریان منقرض گردید.

در سال ششصد و چل قبل از میلاد شوش به دست آشوری‌ها تسخیر و به دو بخش تقسیم شد. قسمت شمالی عینی انزان به دست پارس‌ها افتاد و قسمت جنوبی آن به تصرف آشور درآمد. در تابستان سال پانصد و سی و هشت قبل از میلاد كورورش هخامنشی به بابل لشكر كشید و با شكست بابل كلیه خاك علیلام جزء متصرفات هخامنشی گردید و شهرشوش به عنوان یكی ازپایتخت‌‌های هخامنشی برگزیده شد.

داریوش هخامنشی درحدودسال پانصدوبیست ویك قبل از میلاد شوش را به مركز شاهنشاهی خودتبدیل كردودرآن كاخ باشكوهی ازسنگ بنام هدیش احداث كرد. در زمان خشایار شاه پایتخت‌های ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند. با حمله اسكندر دوران اوج و شكوه سلطنت خیره‌كننده هخامنشیان به پایان رسید.

در سال سیصد و سی و سه قبل از میلاد اسكند بر هخامنشیان پیروز شد و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف كرد. پس از فوت اسكندر در بابل جانشیان او در ایران دولت سلوكیان را تشكیل دادند. در سال صد و هشتاد و هفت قبل از میلاد در اثر ضعف دولت سلوكی پارس و خوزستان متحد شدند و از دولت سلوكی جدا شدند.

مهرداد اول اشكانی (صد و چهل تا صد و شصت و چهار) نیز «دقریوس» شاه سلوكی را در جنگی شكست داد و شخصی به نام كامثاسكیر را كه از خاندان اشكانی بود به حكومت خوزستان منصوب كرد. با قدرت گرفتن ساسانیان این ناحیه رو به عمران و آبادی گذاشت. شهر جندی شاهپور با دانشكده بسیار معروف نیز از شهرهایی است كه در این دوران از رونق و شكوفایی چشمگیری برخوردار بوده است.

پس از شكست یزدگرد سوم در جنگ معروف نهاوند، ایرانیان به مرور به دین اسلام گرویدند. از سال هفده هجری قمری در عهد خلافت عمر كه كشورگشایی مسلمانان به پیروزی تازه‌ای دست یافته بود، بصره به عنوان یكی از حاكم‌نشین‌ها و نایب‌الحكومه انتخاب شد. مهمترین و خونین‌ترین واقعه نخستین قرن اسلام در خوزستان قیام توده‌های بدوی و روستائیان عرب و ایرانی بود كه زیر لوای خوارج یا ارزقیان سر به شورش برداشتند.

حجاج بن‌یوسف در سال هفتاد و هشت هجری قمری این قیام را با بی‌رحمی و سنگدلی سركوب كرد. قیام دیگری نیز در سال‌های دویست و چهل و نهم هجری قمری به رهبری صاحب‌آلزنج خوزستان را فراگرفت. در اواسط سده سوم  هجری قمری دولت عباسیان و رو به انحطاط گذاشت و زمینه رشد قیام ایرانیان ره برهی یعقوب لیث صفاری فراهم شد.

یعقوب لیث از سیستان علم استقلال برافراشت و در شوال سال دویست‌و ششصد و یك هجری قمری فارس را تسخیر و به سرعت حمله به بغداد را (مقر خلافت عباسیان) آغاز كرد، ولی بلافاصله به شوش و شوشتر عقب‌نشینی كرد. در سال دویست و هشتاد و هشت هجری قمری عمر و لیث جانشین یعقوب در خوزستان به قتل رسید.

در سال سیصد و بیست و شش هجری قمری معزالدوله دیلمی، كرمان و خوزستان را تصرف كرد. با روی كار آمدن سلجوقیان ابوكالیجاد دیلمی به حكومت خوزستان منصوب شد و در سال چهارصد و سی و چهار هجری و قمری با همین سمت درگذشت. از این سال تا سال هشتصد و چهل و پنج هجری قمری به ترتیب خوارزمشاهیان، خاندان شلمه افشار، اتابكان فارس، آل مظفری، آل جلایر، تیموریان بر تمام یا قسمتی از خوزستان حكم راندند.

در سال هشتصد و چهل و پنج جنبش مذهبی دیگری به عنوان مشعشعیان در این نواحی شكل گرفت. رهبر این جنبش سیدمحمد مشعشع ادعای مهدودیت داشت و از این زمان خوزستان به دو ناحیه عرب‌نشین و غیرعرب‌نشین تقسیم شد. در سال هشتصد و هفتاد و دو هجری قمری سلسله ایلخانان به دست ‌آق‌قویونلوها منقرض شد و سیدمحسن فرزند سیدمحمد مشعشع از اوضاع آشفته ناشی از آن استفاده كرد و بر سراسر خوزستان مسلط شد.

پادشاهان صفوی چندین بار برای سركوب مشعشعیان و افشار به خوزستان لشگر كشیدند هر بار پس از سركوب آنها مشعشعیان را بر حكومت نواحی تحت تسلط آنها ابقا كردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان خوزستان همچنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شكست ‌خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه در سال هزار و صد و سی و شش هجری قمری لشگری به این ناحیه گسیل داشت ولی نتیجه‌ای نگرفت.

نادر شاه، افغان‌ها را از اصفهان بیرون راند و در بهار سال هزار و صد و چهل و دو هجری قمری از راه فارس و كهگیلویه روانه خوزستان شد. پس از قتل نادر، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست موسی مطلب هویزه را به تصرف درآوردند. مشعشع‌ها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آل‌كثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف كردند.

در همین دوران كریم‌خان زند پس از ده سال كشمكش و جدال قدرت را به دست گرفت. پس از درگذشت كریم‌خان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج ومرج شد. درزمان فتحعلی شاه قاجارخوزستان به دوبخش تقسیم شد. بخش شمالی، شامل شوشتر، دزفول، هویزه جزء كرمانشاهان، به محمدعلی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان جزء فارس به حسینعلی میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه واگذار شد.

دولت شاه شاهزاده مقتدر قاجاری دوباره برای سركوب مخالفین به خوزستان لشگر كشید. در زمان همین شاهزاده بند معروف میزان در شوشتر بازسازی شد و آب به شاخه شطیط و نهرداران جریان یافت. در سال هزار و دویست و شصت و هفت هجری قمری قوای انگلیس از طریق خرمشهر وارد خوزستان شد و تا اهواز پیش آمد و به‌آنش هر دست یافت.

پس از سال هزار و دویست و هفتاد سه هجری قمری كه جنگ انگلیس با ایران روی داد تا پایان حكومت ناصرالدین‌شاه كه چهل سال طول كشید در خوزستان جنگی روی نداد. در این زمان عشایر عرب به چند بخش تقسیم شده و هر بخش شیخی جداگانه داشت كه حاج جبار خان نام‌آورتر از دیگران بود و پس از جنگ انگلیس فداكاری‌هایی از خود نشان داده بود توسط ناصرالدین شاه به رتبه سرتیپ اولی ارتقاء یافت.

پس از او پسرش شیخ خزعل جانشین پدر شد و با كشتن برادر زمام امور را به دست گرفت. این مرد كه با حمایت انگلیس سراسر استان خوزستان را به چنگ آورده بود، در سال هزاروسیصدو سی ودوهجری قمری علیرغم بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول جانب انگلستان را گرفت. انگلیس‌ها عثمانی‌ها را از خوزستان بیرون كردند و رشته اختیار سراسر خوزستان را به دست گرفتند.

در خرمشهر، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یك از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا كنسولگری و عدلیه دایر كردند و در همه جا اداره‌های پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آن‌ها را به مأموران خود واگذار كردند. از سال هزار و سیصدو سی ودو تا هزار و سیصد و سی و نه هجری قمری این وضع پایدار بود و شیخ خزعل نیز خود را امیر خوزستان (عربستان) می‌خواند. در دوران رئیس الوزرایی رضاشاه سپاهی از شیراز به بهبهان، سپاهی از اصفهان و سپاه سومی از بروجرد عازم سركوب شیخ خزعل در خوزستان شد.

پس از جنگی كوتاه شیخ خزعل شكست خورد و با فرستادن پیامی به رئیس الوزرا امان خواست و در سال هزار و سیصد و پانزده  ه‍-ش به روایت مرحوم محمدخان قزوینی این مرد را در سن هفتاد و پنج سالگی به دستور رضا شاه در منزلش خفه كردند و بدین وسیله عمر یكی دیگر از حكام محلی به سود قدرت یافتن دولت مركزی به پایان رسید. سرانجام در بیست و دو  بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت شمسی به عمر بیش از نیم قرن حكومت پهلوی‌ها نیز خاتمه داده شد.

شهر اهواز

اهواز مركز استان خوزستان است. بانی و تاریخ بنای شهر اهواز بدرستی معلوم نیست، عیلامیان شهری در حدود اهواز بنام «اكسین» بنا كرده بودند. پس از ویرانی آن، شهر اهواز در دوران اشكانیان، تجدید بنا گردید و پس از اشكانیان، اردشیر ساسانی به بنای مجدد اهواز همت گماشت و در دوران پس از ساسانیان نیز شهر اهواز دستخوش ویرانی شد كه باز به عمران آن پرداختند.

پل كارون

ابن منشاد می‌نویسد: اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار كالاها و فرآورده‌های خوزستان است، شكر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های كنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله كشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر كشورهای جهان حمل می‌كنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با كالاهای شكر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.

میدان نخل اهواز

از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن كه در سال هزار و سیصد هجری قمری همزمان با حفر كانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش كشتیرانی بر روی رود كارون استفاده كرد و توسط والی خوزستان در كنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث كرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد.

مراكز دیدنی

 رودخانه كارون
 گورستان زرتشتیان

شهر آبادان

آبادان نام بندر و جزیره دلتا مانندی است كه در گذشته «عبادان» نام داشته است. یاقوت حموی جزیره بزرگ را كه بین دو شط یعنی اروندرود و كارون واقع شده «میان رود» نام داده است. ناصر خسرو قبادیانی نیز در سال چهارصد و سی و هشت ه‍-ق آبادان را دیده و آن را توصیف كرده است. در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری آبادان به واسطه وجود صنعت نفت رونق و گسترش یافت.

در سال هزارو نهصد و نه میلادی شركت نفت به دنبال عملیات استخراج نفت در خوزستان پالایشگاه و تصفیه‌خانه‌های عظیمی در آبادان ایجاد كرد. پس از ایجاد پالایشگاه اهمیت اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی این جزیره افزایش یافت.

در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی نام عبادان به آبادان تغییر یافت. شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی از شهرهای بسیار باشكوه و آباد ایران بشمار می‌رفت. در حال حاضر كار بازسازی و نوسازی این شهر به اتمام رسیده است.

شهر اندیمشک

اندیمشك در كنار خرابه‌های شهر قدیم (لور) و (اری‌ترین) احداث گردیده است. لور شهری آباد بود كه جغرافی‌نویسانی چون اصطخری و مقدسی از آن نام برده‌اند.

دریاچه سد كرخه

 گویا شهر لور تا قرون وسطی از آبادی بهره‌مند بود و پس از آن رو به ویرانی نهاده است. اندیمشك در دوره قاجاریه و در حكومت حاج صالح‌خان مكری با ساختن قلعه‌ای اهمیت پیدا كرد و صالح‌آباد نامیده شد، سپس به اندیمشك تغییر نام یافت. مردم این شهر در گذشته در كپرها، چادرهای ساده و بعدها در خانه‌های گلی زندگی می‌كردند. ولی امروزه رشد و توسعه قابل توجهی یافته است.

مراكز دیدنی

 شهر لورساسانی
 چشمه عین خوش
 چشمه دهلران
 منطقه حفاظت شده کرخه
 دریاچه سد كرخه

شهر ایذه

ایذه یك شهر تاریخی است و آ‌ثاری از زمان‌های بسیار قدیم در آن به جا مانده است. این شهر در روزگار عیلامیان اهمیت و عظمت بسیار داشته و مركز آن آنزان یا آشتیان بوده و در عهد ساسانیان نیز نام و اعتبار داشته است. در كتابهای تاریخی و جغرافی دوران بعد از اسلام نیز نام این شهر ذكر شده است. مقدسی و ابن‌خرداد و یاقوت حموی از ایذه نام برده‌اند. آتشكده‌ای هم در آن شهر بود كه تا زمان هارون‌الرشید فروزان بوده است.

قلعه تل

«استرنج» می‌نویسد:  ایزج به پل سنگی بزرگی كه در آن شهر روی كارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را یاقوت از عجایب جهان شمرده است. این پل كه خرابه‌های آن هنوز دیده می‌شود، بنام مادر اردشیر بابكان (خزهزاد) نامیده می‌شود. كلمه ایذه در زمان اتابكان لر كمتر بكار رفت و به جای آن مالمیر (مال امیر) نامیده شد. كلمه ایذه در قرن‌های گذشته به كلی متروك شده بود تا در دوره پهلوی مجددا مورد استفاده قرار گرفت.

همچنین یكی از مراكز دیدنی این شهر نقوش كول فره است. كتیبه كول فره در انتهای دشت ایذه قرار دارد. در این اثر نقوش بدیع و حیرت‌انگیزی از صورتهای شاه، فرمانروا، زن، مرد، اسرا و جانورانی چون گاو، گاومیش و گوسفند حجاری شده‌اند. نقوش این كتیبه در حال نیایش و احترام و حمل هدایا و تقدیس رب‌النوع یا امیر دیده می‌شوند. این اثر به دوران حكومت عیلام (قبل از میلاد) مربوط است و از آثار بسیار مهم باستانی استان  خوزستان به شمار می‌رود.

مراكز دیدنی

 نقوش كول فره
 مجسمه سوسن
 قلعه تل
 قلعه دیزه وراز
 قلعه ارک
 روستای شمی
 نقش حونک اژدل  
 برد نبشته ایذه
 نقوش کول فره
 نقوش کوباد ایذه
 کتیبه هانی
 کوه تاراز
 کوه تلکه
 کوه تورک
 کوه دوتو
 کوه کله
 کوه مونگشت
 اشكفت سلمان(غار سلمان)
 گورستان شمی

شهر بهبهان

این ناحیه در روزگاران باستان وجود داشت و مركز حكومت آن ابز قباد، قباد فره و ارگان نام داشت.مقدسی در وصف آن می‌نویسد: ارجان ولایتی است بس مهم، دشتی و كوهستانی و دریایی پر از درختان نخل، انجیر و زیتون، نعمت‌های آن فراوان است.

یاقوت حموی درباره ارجان (بهبهان) می‌نویسد: نخستین كسی كه ارجان را احداث نمود، قباد ابن فیروز بود. زمانی كه با رومیان جنگید دستور داد شهری در مرز فارس و خوزستان احداث كنند و آن را ابز قباد نام نهاد.

مسجد بهبهان

در روزگار ساسانیان شهر ارجان كه در دوازده كیلومتری بهبهان بود بنا گردید بعد از ویرانی ارجان مردم به بهبهان فعلی نقل مكان كردند. در قرن چهارم میلادی شهر ارجان پر جمعیت و آباد بود. به قول مقدسی، ارگان خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان بود. به قول حمدالله مستوفی ارجان در اوایل قرن هشتم، دیگر آبادی سابق را نداشت و در نیمه دوم قرن هشتم اثری از ارجان نمانده بود و طولی نكشید كه بهبهان كنونی بوجود آمد.

مراكز دیدنی

 آب‌انبار مله‌ پیر گل سرخ
 قلعه ارجان 
 قلعه های گلاب 
 قلعه باسیف 
 محوطه باستانی ارجان 
 ویرانه های شهربه گوار
 پل امام رضا
 پل کسری
 پل دختر ارجان
 پل بند بکان
 كتیبه‌ تنگ تك‌آب
 رودخانه زهره
 مسجد جامع بكان

شهر خرمشهر

شهرستان خرمشهر كه در گذشته به نام «بندر محمره» معروف بود، از دو قرن قبل به دلیل اهمیت سوق‌الجیشی فوق‌العاده مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و (تاكنون) چندین بار به اشغال قوای خارجی در آمده است. امپراطوری عثمانی در سال هزار و هشتصد و هشتاد و سه میلادی، انگلیسی‌ها در سال هزار و هشتصد و پنجاه و هفت میلادی و ارتش متجاوز بعث عراق در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی خرمشهر را اشغال كرده‌اند.

پل خرمشهر

استرنج در كتاب سرزمین‌های خلافت شرقی درباره بندر خرمشهر (محمره) می‌نویسد:  «بندر محمره» (خرمشهر) در كنار نهر حفار در جای سابق شهر بیان واقع شده است. نهر حفار نواحی بالای شط‌العرب (اروند رود) را به دو قسمت بالای كارون متصل می‌كند. یاقوت، جزیره بزرگ را كه بین دو شط یعنی شط‌العرب و كارون واقع شده «میان رودان» نام داده است.

مقدسی می‌گوید: این جزیره باتلاقی است كه در یك زاویه آن كنار دریا شهر عبادان است و در زاویه دیگر در مصب شط كارون بندر سلیمان واقع شده است. كشف نفت در قرن نوزده و مجاورت خرمشهر با آبادان كه بعدا پالایشگاه مدرنی در آن ساخته شد، اهمیت آن را دو چندان كرده است. رودخانه اروند‌رود یكی از مراكز دیدنی این شهر می‌باشد.

شهر دزفول

دزپل یا دژپل را در اصطلاح محلی دزفیل و دژپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی كه در كنار آن بر روی دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی‌شاپور و شوشتر ساخته شد، بنا شده است.

دزفول در اصل اندامیش نام داشت و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام معروف بوده است. احتمالا نام دزفول یا دزپل از نام همان پل مشتق گردیده است. دز به معنی قلعه است. شهر دزفول در روی تپه‌ای به ارتفاع دویست و ده متر از رودخانه بنا شده و سردابهای عمیقی دارد. پل قدیمی دزفول

دزفول مانند شوشتر مدتها تحت‌الشعاع جندی‌شاپور بود و پس از ویران شدن آن، رونق یافت، سپس به سبب عدم توجه به تعمیر شبكه آبیاری عهد ساسانی، آسیب دید. دزفول از هجوم مغول محفوظ ماند، ولی بعدا تحت فرمان ایلخانان در آمد، در مقابل امیر تیمور مقاومتی نشان نداد. نادرشاه چند بار به دزفول آمد و برای حفظ آن در مقابل لران قلعه دزشاه را در نزدیکی دز فول کنونی بنا نهاد.

مراكز دیدنی

 آسیاب‌های قدیمی رعنا و گله‌گه
 آرامگاه شاه ابوالقاسم(و یعقوب لیث)
 تپه چغامیش
 شهر باستانی جندی شاهپور
 حمام وزیر
 حمام كرناسیون
 پل دزفول
 پل کرخه 
 کاروانسرای دزفول
 بند  بالا رود
 منطقه حفاظت شده دز
 دریاچه سد دزفول
 هور مزرعه
 مسجد جامع دزفول 
 مسجد لب خندان
 مسجد علیشاه
 بقعه ابو دانیال 
 بقعه پیر روبن 
 بقعه شاه رکن الدین
 بقعه علی مالک

شهر دشت آزادگان

دشت‌آزادگان در ابتدا به دست میسان یا سهل میسان و بعد از آن به بنی طرف معروف بود. در سال هزار و سیصد و چهارده خورشیدی بنا به تصویب هیأت وزیران به «دشت میشان» تغییر نام یافت و در سال‌های اخیر «دشت آزادگان» نام‌‌گذاری شد.

ساكنان این منطقه را عشایر عرب زبان تشكیل می‌دهند. این شهرستان تا سال هزار و سیصد و بیست و سه خورشیدی جزء شهرستان اهواز بود و بعد از آن با پیوستن به بخش بستان به شهرستان دشت میشان و دشت‌‌آزادگان تبدیل شد.هورالعظیم یكی از مراكز دیدنی شهر می‌باشد.

شهر رامهرمز

در لغت نامه دهخدا آمده است: «رامهرمز نام شهری است از بناهای هرمز پادشاه در اهواز در حوالی شوشتر و آن را رامز گویند و منسوب بدانجا را رامزی و رامی گویند و در قدیم آن را سمنگان می‌گفته‌اند. اصطخری می‌گوید: در رامهرمز پارچه‌های ابریشمی می‌بافند و به بسیاری از شهرها و دیار می‌برند.

می‌گویند مانی پیشوای دینی نامدار در این شهر كشته و به دار آویخته شده است و نیز گویند وی در این شهر در مجلس بهرام گور به مرگی حتمی درگذشت و سپس سرش را از تن جدا كردند و گفتند او را كشته‌ایم. ابن‌البشار می‌گوید: رامهرمز قصبه بزرگی است و بازارهای بسیار و پر نعمت دارد. مسجد جامع زیبایی دارد كه در گرد آن بازارهای آبادی بر پا بوده و از عضدالدوله دیلمی است: این بازار تماما سنگ‌فرش، مسقف، پاكیزه، زیبا و روشن است.

او همچنین به وجود كتابخانه‌ای در این شهر اشاره می‌كند و اهمیت و بزرگی آن را با كتابخانه بصره مقایسه می‌كند. شهرستان رامهرمز در سال‌های اخیر، مجددا اهمیت گذشته خود را به دست آورده و رو به توسعه و ترقی نهاده و امروزه از شهرستان‌های مهم استان خوزستان به شمار می‌رود.

مراكز دیدنی

 قلعه یزدگردی
 قلعه دختر
 ویرانه شهر مختارک
 تل برمی 
 گورهرمز ساسانی

شهر شادگان

شادگان در سال‌های گذشته به  علت ارتباط با خلیج‌فارس از راه پیش بندر بوزی، واقع در منتهی‌الیه خوردورق، اهمیت داشته است ولی به علت از كار افتادن بندرگاه در اثر پر شدن خوردورق از رسوبات، از اهمیت آن كاسته شده است.

شهرستان شادگان در گذشته یكی از بخش‌های مهم شهرستان خرمشهر بود و در سال‌های اخیر به شهرستان تبدیل شده است.تالاب شادگان و هور الدورق از مراكز دیدنی این شهر می‌باشند.

شهر شوش

شوش یكی از كهن‌ترین مراكز تمدنی جهان است در نتیجه كاوش‌های باستان‌شناسی آثار و بقایایی در آن یافت شده است كه قدمت آن را به دوران ماقبل تاریخ مرتبط می‌سازد. عیلامی‌ها اولین قومی هستند كه شوش را رونق بخشیدند. در دوران تسلط این قوم، شوش آنچنان اعتباری یافت كه به پایتختی برگزیده شد.

شوش پس از تسلط هخامنشیان نیز عظمت خود را حفظ نمود و داریوش هخامنشی آن را به عنوان پایتخت زمستانی برگزید و تا اوایل تسلط مسلمانان عرب همچنان رونق داشت. در زمان ساسانیان، شوش پایتخت زمستانی بود.

معبد زیگورات

از سده دوم تا هفتم ه‍-ق نیز دوباره رونقی نصیب این شهر گشت ولی با حمله مغولان، عظمت و شكوه آن  از میان رفت. از سال هزار و هشتصد و چهل و نه میلادی باستان‌شناسان به كاوش در ویرانه‌های شوش پرداختند و آثار نفیسی از شهر خاموش و متروك شوش بدست آوردند. قلعه معروف شوش در سال هزار و هشتصد و نود و هشت توسط دمرگان بر فراز تپه اكروپل بنا گردیأه است .

مراكز دیدنی

 ایوان کرخه
 کاخ آپادانا
 کاخ اردشیر
 قلعه آكروپل (شوش)
 هفت تپه 
 تپه های شوش (شهرشاهی) 
 تپه های شوش (شهرصنعتی) 
 معبد زیگورات
 معبد برد نشانده

شهر شوشتر

شهر شوشتر از شهرهای بسیار كهن ایران است. طبق روایت گویند: شهرستان شوش و شوشتر را شوشیند (شوسن) زن یزدگرد پسر شاپور ساخت، زیرا او دختر ریش گلوته پادشاه یهودیان و مادر بهرام گور بود. در عید عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع كنونی شوشتر بود و سپاهیان آشور بانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند.

قدیمی ترین آثار به دست آمده نشان می‌دهد كه شوشتر در زمان ساسانیان نیز وجود داشته است. در سال دویست و شصت میلادی والدین قیصر روم اسیر شاپور اول (دومین پادشاه سلسله ساسانی) گردید و در مدت هفت سال اسیری به ساختن سد عظیم شادروان در نزدیك شوشتر مشغول بود. عرب‌ها، سد شادروان را از عجائب ابنیه جهان می‌شمردند و هنوز آثاری از آن باقی مانده است.شوشتر در دوره قاجاریه نیز كرسی ایالت خوزستان محسوب می‌شد.آبشارهای شوشتر

در زمان فتحعلی شاه قاجار، شوشتر، دزفول و هویزه جزء كرمانشاه گردید و به محمدعلی میرزای دولتشاه سپرده شد. بر اثر طاعون در سال هزار و دویست و چهل و هفت ه‍-ق بیش از نیمی از جمعیت شهر خالی شد. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه، دو دستگی حیدری و نعمتی در آن به اوج خود رسید و هر یك در كوچه‌ها و یا پشت‌بام سنگربندی كردند. خزعل خان هم از این وضع استفاده كرد و دسته‌های عرب‌ها را به تاخت و تاز در شوشتر فرستاد. مردم شوشتر از آغاز ظهور اسلام مسلمان و بعدها شیعه شدند. شوشتر را دارالمومنین دانسته‌اند.

مراكز دیدنی

 آسیابهای آبی سیکا 
 خانه مستوفی
 منزل معین التجار
 کلاه فرنگی
 خرف خانه
 قلعه رستم عقیلی
 قلعه سلاسل
 قلعه رستم
 روستای گتوند 
 شهر باستانی دستوا
 پل شادروان
 پل لشگر
 پل آبشور
 پل نفس کش
 پل بند گرگر
 پل حاج فدایی
 کاروانسرای شوشتر
 بند میزان
 بند برج عیار
 معبد توعاشقون
 چشمه گراب
 چشمه سی زنگر
 آبشارهای شوشتر
 مسجد جامع شوشتر
 بقعه سید محمد گیاهخوار 
 بقعه سید محمد ماهرو 
 امامزاده عبدالله
 بقعه براء بن مالک
 بقعه خضر 

شهر ماهشهر

نام قبلی ماهشهر بندر مشهور بود و پیش از آن مهرویان و ماچوله خوانده می‌شد. این شهر یكی از قدیمی‌ترین بندرهای خلیج‌فارس است حمدالله مستوفی می‌گوید: «به فاصله كمی از رودخانه شیرین یعنی رودخانه زهره كه به تازگی به رودخانه طاب مرسوم شده، قرار دارد. بندر مهرویان در مرز غربی فارس واقع شده است.

ماهشهر

این شهر اولین بندری بود كه كشتی‌های مسیر بصره به اروند رود و به هند از آن می‌گذشتند. این شهر در سال هزار و سیصد و بیست و شش تابع خرمشهر شد و سرانجام در سال هزار و سیصد و سی و نه به صورت شهرستان در آمد و تا قبل از ایجاد تأسیسات خارك، بزرگترین بندر صادراتی نفت ایران بود و هم اكنون نیز مهمترین واحد تبدیل و صدور گاز در این بندر قرار دارد و فرآورده‌های صادراتی پالایشگاه آبادان از طریق این بندر صادر می‌گردد.

مراكز دیدنی

 روستای صالحک 
 شهر باستانی آسک
 جراحی – مارون

شهر مسجد سلیمان

مسجد سلیمان از شهرهای مهم نفتی استان خوزستان بشمار می‌رود طبق كاوش‌های باستان‌شناسی، آثار كهن مربوط به زندگی غارنشینی و دوران ماقبل تاریخ در این سرزمین كشف شده است و گفته می‌شود كه در همین مكان هوشنگ پیشدادی در اثر برخورد دو سنگ چخماق شعله آتش را برای اولین بار كشف كرده است.

مسجد سلیمان در زمان كیانیان، عیلامی‌ها، مادها، پارس‌ها، سلوكیان، اشكانیان و ساسانیان اهمیت فراوانی داشته است و آثار بر جای مانده از آن دوران شاهد این ادعاست. مسجد سلیمان همچنین زادگاه چیش پیش پارسی بوده است.

مسجد سلیمان

این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین عیلام بود و در آن عصر «آساك» نام داشت و در دوران پارس‌ها «پارسوماش» نامیده می‌شد. در قرون وسطی نیز «تلغر» نامیده می‌شد، سپس به «جهانگیری» و «میدان نفتون» معروف گردید. بعد از اینكه آثار آتشكده سر مسجد برای همگان مشخص شد، بنابه تصویب مجلس شورای ملی در سال هزار و سیصد و پنج خورشیدی به «مسجد سلیمان» تغییر نام یافت.

مراكز دیدنی

 صفه سلیمان سرمسجد
 قلعه تزک دز
 قلعه بردی
 قلعه خواجه
 قلعه لیت
 تپه باستانی کلکه زری
 سیم بند
 پل نگین
 كتیبه تنگ صئولك
 محراب سر مسجد
 چشمه و حوض گلگیر
 غار كهناب(اشكفت كهناب)
 دریاچه سد کارون
 سد خلیل خان





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی
آبادان و خرمشهر از جمله شهرهای منحصر به‌فرد كشور محسوب می‌شوند كه دارای جاذبه‌های زیادی هستند كه از جلوه‌های معنوی آغاز و تا جاذبه‌های طبیعی ادامه می‌یابد.

به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب خوزستان، آبادان و خرمشهردر جنوب غربی‌ترین نقطه ایران قرار دارند این دو شهر به دلیل برخورداری از زیرساخت‌های لازم مانند فرودگاه، راه‌آهن، بنادر و پالایشگاه همواره از پراهمیت‌ترین شهرهای كشور بوده‌اند.
آبادان و خرمشهر با فاصله 15 كیلومتری از یك‌دیگر قرار دارند و شاید در نظر اول این دو شهر متصل به یكدیگر دیده شوند.
این دو شهر به دلیل قرار گرفتن رودها در دور تا دور خود به عنوان جزیره شناخته می‌شوند.
كارون، اروند و بهمنشیر روهایی هستند كه با عبور از این شهرها سواحلی زیبا و دل‌انگیز را به وجود آورده و به خلیج فارس می‌ریزند.
این دو شهرها به دلیل مجاورت رودها و خلیج فارس دارای آب و هوایی گرم بوده و تابستان‌های بسیار گرم همراه با رطوبت بالا و زمستان‌های همراه با آب و هوای معتدل آنها به شهرهای دو فصلی معروف كرده است.
در ایام نوروز نیز به دلیل آب و هوای بسیار مطبوع و دل ‌انگیز بهاری گردشگران زیادی از داخل و خارج كشور به آبادان و خرمشهر سفر می‌كنند.
مردم آبادان و خرمشهر به طبع دیگر مردم جنوب ایران مردمی خون‌گرم و مهمان نواز هستند. آداب و رسوم مردم نیز در مراسم و اعیاد مختلف متفاوت است به ‌گونه‌ای كه علاوه بر عید نوروز، عید فطر را نیز به طرز باشكوهی برگزار می‌كنند.
علاوه براین مردم این‌شهرها در ایام هشت سال دفاع مقدس نیز با مقاومت و ایثار دین خود را به كشور و اسلام ادا كرده و این مرزداران اكنون به رغم صدمات دیده شده از جنگ تحمیلی همچنان با قدرت و مقاومت در راه اعتلای كشور تلاش می‌كنند.
اما آبادان و خرمشهر در طول سالیان گذشته و به ‌خصوص در ایام نورزو پذیرای خیل عظیمی از مردمی هستند كه از اقصی نقاط كشور به این شهرها آمده و با شهدای گلگون كفن این دیدار تجدید بیعت می‌كنند.
آبادان كه یكی از بزرگ‌ترین شهرها استان محسوب می‌شود دارای امكان گردشگری زیادی است كه از جمله مكان‌های مذهبی آن می‌توان به قدمگاه خضر نبی، قدمگاه امام رضا، چاه آب امیرالمومنین، قدمگاه امام سجاد، كلیسای سورپ كاراپت، مسجد مهدی موعود، حسینیه شاهمرادی‌ها، حسینیه خاقانی، حسینیه لاری‌ها، حسینه آقاجری‌ها، حوزه علمیه قائمیه حوزه علمیه آبادان، مسجد رنگونی‌ها و مسجد بلوچ‌ها اشاره كرد.
موزه هنرهای تجسمی آبادان، موزه آبادان، مدرسه مهرگان، دبیرستان رازی، سینما ركس، سینما نفت، دانشكده نفت و باشگاه ایران نیز از مهم‌ترین بناهای فرهنگی این شهر است.
به لحاظ تاریخی نیز تانك فارم، مناطق عملیاتی آبادان، سقاخانه خیابان مدرسه، سقاخانه خیابان اروسیه و حمام جرمن (گرمن = گرمه) در این شهر وجود دارد.
خرمشهر هم كه هنوز یادگار جنگ تحمیلی را در خود دارد شلمچه را به عنوان حجله‌گاه عشق در خود جای داده است كه در طول سال میلیون‌ها عاشق و دلباخته برای زیارت این منطقه به به این شهر سفر می‌كنند.
علاوه بر مناطق عملیاتی موزه جنگ شهرستان و همچنین مسجد جامع كه نماد مقاومت و ایستادگی خرمشهر است از دیگر اماكن دیدنی این شهر محسوب می‌شود.
گذر رود كارون از وسط خرمشهر این شهر را به دوقسمت تقسیم كرده و ساحل بسیار زیبا و دل‌انگیزی را به‌خصوص در ایام نوروز برای مسافران رقم زده و غروب زیبای ساحلی ترنم و لطافت خاصی را به شهر می‌بخشد.
وجود قایق‌های تندرو، كشتی‌های بزرگ و كوچك پهلوگرفته در سواحل كارون و ماهیگیری در كنار این رود جاذبه‌ای زیبا، طبیعی، بی‌بدیل و چشم نوازی را به‌ وجود آورده است.
بازارهای قدیمی سیف و صفا و بازارچه ماهی‌فروشان نیز از مراكز عمده خرید بوده كه علاوه بر وجود انواع ماهی‌ها و غذاهای سنتی دارای جلوه‌هایی خاص و غیرقابل توصیف است.
بهترین سوغات آبادان و خرمشهر نیز خرما و ماهی است. خرما و فراورده‌های مختلف آن كه سرشار از ویتامین‌ها بوده و ماهی جنوب كه از خوشمزه‌ترین غذاها محسوب می‌شود و به صورت‌های مختلف قابل پخت و خوردن است.
صنایع دستی این منطقه نیز منحصر به فرد بوده چراكه از لیف درختان خرما و به صورت كاملا طبیعی تهیه و انواع حصیر، جارو، كلاه و دیگر صنایع مطابق با ویژگی‌های منطقه ساخت و عرضه می‌شود.
در پایان باید گفت آبادان و خرمشهر با جاذبه‌های دیدنی خود در زمینه‌های مختلف و آب و هوای مطبوع بهاری همه هموطنان برای بازدید و تفریح به خود می‌خواند.
قطعاً جلوه‌های تفریحی، طبیعی، مذهبی،‌تاریخی، فرهنگی و معنوی آبادان و خرمشهر خاطرات خوشی را در ذهن مسافران نوروزی رقم خواهند زد.

مکان های دیدنی و تاریخی


مدرسه‌مهرگان، بقعه خضر، موزه آبادان، مسجد رنگونیها، سینما نفت و ساختمان آموزشگاه فرهنگ برخی از مكان‌های دیدنی و تاریخی شهرستان آبادان را تشكیل می‌دهد.

 

 

زمانی که این خونه ها این خیابون و این آدما اینجا نبودند ...این نخل پیر ازین خاک محافظت می کرده.و الان بین خونه ها و آدما اسیر شده ...

 

اینجارو همه میشناسن . پیتزا حکیم تو امیری ..

پارک شهرداری. روبروی شهرداری

 

پل جدید خرمشهر ( جهان آرا )....

خوشم میاد مردم ایران مخصوصا ما آبادانیا هیچ وقت زیر بار اسم و رسمای جدیدی که برامون می زارن نمیریم .....

همه خیابونا همه محله ها و مکان هایی که تغییر نام دادند در عمل برای ما همون اسم و نشونی های قبلی رو دارن. یا اگه چیزی اضافه شده بازم به همون نامی در میاد که مردم می زارند .. مثل پل جهان آرا !!!! با اینکه برای شهید عزیز جهان آرا احترام قائلیم اما این پل  (( پل جدید خرمشهر )? خونده میشه!!!

 

ابتدای خیابون دبستان ...این آلا چیق ها تقریبا جزو شاهکار ها و لطف های شهرداری بوده

 

این عکس از نظر خودم زیبا ترین عکسیه که گرفتم .. اینجا ایستگاه ۹بهمنشر و نمایی از رود بهمنشیر با نخلهای زیبا.

 

اگه اهل آبادان باشین این عکس مزه خیلی آشنایی براتون داره . به تابلو های جلالی خوب دقت کنید.

 

قدمگاه امام رضا نزدیک آبادان طرف فلکه فرودگاه!!!

 






نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی

نوروز در آبادان

ایام بهار در هر نقطه ای از جهان، مصادف با تحولات خاص طبیعی و فرهنگی می باشد، این تحولات می توانند از نشانه ای کوچک مانند باز شدن یخهای یک رودخانه و یا چشمه باشند تا تحولاتی بزرگ و شگرف در همهء سطوح طبیعت.

در کشور ما ایران نیز، این تحول بزرگ طبیعی بدلیل وجود عوامل خاص اقلیمی و نیز پیشینهء غنی فرهنگی، همراه می شود با تحولاتی مشهود و کاملاً چشمگیر در تمامی سطوح و لایه های اجتماعی. تا آنجا که در ایام شروع فصل بهار، در کشور ایران، جایی را نمی توان یافت که از اثرات ناشی از این دگرگونی فصل بی بهره بماند.

آبادان عزیز ما نیز، با توجه به خصوصیات خاص جغرافیایی و دیگر عوامل موجود در آن،از جمله جاذه های خاص گردشگری و توریستی از دیر باز مورد توجه تمامی مهمانان نوروزی قرار داشته است.

چرا که آبادان با توجه به هوای ملایم و بهاری خویش در روزهای اول بهار، و نیز وجود بازارهای بسیار متنوع و نیز هتل های گوناگون با قیمتهای مختلف که هر کدام مطابق با وضعیت مالی گروهی می باشد، محلی بسیار مناسب برای هم تفریح و هم خرید اجناس و کالاهای خارجی مردم بوده است.به قولی هم فال بوده و هم تماشا....

آنان که سالهای پیش از آغاز جنگ تحمیلی را به یاد دارند، می دانند که از یکی دو روز مانده به سال تحویل، حتی پیاده روهای شهر آبادان، پذیرای چادرهای کوچک و بزرگ مهمانانی بود که به هر حال حضور در این چادرها را بر سکونت در هتل ها و مهمانپذیرهای این شهر ترجیح می دادند.

در میان سوغات آبادان، شاید ادویهء آبادان از دیگر ارمغان های این شهر توجه بیشتری را به خود جلب نماید، در شهری که خرما و ماهی و حصیر و بوریایش، زبانزد خاص و عام است، عطر ادویه اش هوش از سر هر اهل «دلی» می رباید و خواه ناخواه او را به دنبال خویش می کشاند. اصولاً مردم آبادان، با توجه به طبع جنوبی و دریایی خویش و نوع غذاهایی که خاص این مناطق می باشند، علاقهء فراوانی به مصرف ادویه جات بویژه ادویجات هندی و پاکستانی دارند که در این شهر کم نیستند مغازه های عطاری که همه گونه ادویه ای را برای عرضه آماده دارند.

در میان این همه ادویه فروشی در شهر آبادان، ناگفته پیداست که ادویهء جلالی با بیش از هفتاد سال قدمت و پیشینه در این شهر، از همه سر شناس تر و پر رونق تر است.

این مغازهء خوشنام که اینک متعلق به حاج محمد جلالی می باشد، ابتدا از آن حاج عبدالعلی جلالی پدر ایشان بوده است که اصالتاً از تبعهء کشور عربستان صعودی بوده و نیاکانشان از آن شبه جزیره، رهسپار این جزیره شده اند.

حاج محمد برای حفظ نام نیک این دکهء عطاری، و تهیهء ادویهء اصل و مرغوب تلاش بسیاری از خود نشان می دهد تا مبادا اعتبار این مغازه از بین برود.

 

 

شاید در اینجا لازم باشد تا یادی بکنیم از مرحوم شاهمراد، حکیم باشی و عطاری که به سه نسل از مردم این شهر خدمت نمود و به قول معروف: مرده را با یک نسخه زنده می کرد....

مردم قدیم آبادان از درمانها و نسخه پیچی های این مرد حکیم قصه و حکایت بسیار در دل دارند.

در اینجا برای همهء عزیزان آبادانی آرزوی سالی پربار نموده و از خداوند می خواهم که سال 87 را سال سلامتی و تندرستی همشهریان و نیز رونق شهر آبادان قرار دهد و نا گفته می دانم که این مردم خوب و صبور، مانند همیشه میزبانانی بسیار مهربان برای مهمانان نوروزی خویش خواهند بود.

و به مهمانان عزیز نوروزی که قصد حضور در آبادان را دارند، ضمن عرض خوش آمد و قدم بر چشم، فقط یادآوری می کنم که:

در این شهر آهسته قدم بردارید، در هر جای این خاک، لاله ای خفته است.....





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی
 

زکوی یار می یاد نسیم باد نوروزی

ازاین باد ار مدد خواهی چراغ دل باید برافروزی

بار دیگر صفحه پلاسیده زمان با عبور از ثانیه ها و دقایق و ساعتها رقم خورد

و در اولین سرآغاز شب با انفجار خورشید, تاریکی سکوت, بار دیگر شکسته شد آری, باز عید آمد و باز نوروز...

درخت را بیدار کن و سبزه را مژده روییدن ده که بهار آمده است

 

نمیگم سالی پر از شادی داشته باشین چون دور از واقعیت است و غم و شادی با همند و این ناخوشیها هستند که خوشیها را پررنگتر میکنند به جاش میگم سالی پر از لذت و سلامتی داشته باشید.

سرور, سعادت, سرسبزی, سلامت, سرافرازی, سربلندی و سخاوت به عنوان هفت سین سفره زندگی برایتان آرزومندم...





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه نوزدهم فروردینماه سال 1388 :: نویسنده : مجید برغشی

اینم متن ترانه سندی  با اسم با آبادان خوش اومدی...فدای صدای نازت ولک کا دمت گرم کاکا

magidabadan@yahoo.com

» خواننده : گروه سندی
» آلبوم : سبک سنگین
» آهنگ : Welcome To Abadan
کاور آلبوم سبک سنگین

ازاندیمشک که رد شدی میرسی به اهواز صد کیلومتر میای پایین میرسی به خرمشهر بپیچ دست چپ ! خوش اُمدی !
آبادانی اهل فیلم همه دوستش دارند
برو و بچه هاشون کلا همه اهل حال اند
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
دختراشون بی آرایش چه تیپی دارند
بدون بادی بیلدینگ بَه چه استیلی دارند
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
آی توریست ایرانی شو به شهر عاشقان شو
ول کام تو آبادان شهر هنرمندان
آی توریست ایرانی شو به شهرعاشقان شو
ول کام تو آبادان شهر هنرمندان
هوا که شرجی شد از دور نخل ها رو دیدی

صدای نی انبون اومد آبادان رسیدی
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
دختراشون خوشگل و نترس و دلبرند
نگاه چپ بهشون نکنی وای که همشون شرند
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم
ولک کا آبادان پنج کیلومتر دمت گرم

آی توریست ایرانی شو به شهر عاشقان شو
ول کام تو آبادان شهر هنرمندان
آی توریست ایرانی شو به شهرعاشقان شو
ول کام تو آبادان شهر هنرمندان

بیو بیو بیو بیو بیو بیو بیو بیو بیو بیو بیو
دمپایی ابری و با شلوارجین می پوشند
تو بازار روز همه شب ها فلافل میفروشند
بونژو مادمازل ما چاکریم والا (بونژو مادمازل = سلام خانم به فرانسوی)
نوشابه وا کنم ما چاکریم والا
میخواهی همرات کنم ما چاکریم والا
آوازی سرکنم ما چاکریم والا
گلی دختر گلی دختر شاهزاده ای دختر

قربون چشات بشم ورد زبون بندر
گلی دختر گلی دختر شاهزاده ای دختر

قربون چشات بشم ورد زبون بندر

آی توریست ایرانی شو به شهر عاشقان شو
ول کام تو آبادان شهر هنرمندان
آی توریست ایرانی شو به شهرعاشقان شو
ول کا تو آبادان شهر هنرمندان

 

گروه سندی Image 





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه دوم اسفندماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

با سلام امیدوارم که خوب باشید دوستان خواسته بودن که از مسعود شجاعی بازیکنی آبادانی تیم اوساسونا مطلب بزارم  اینم یه آبادانی موفق دیگه مسعود دمت گرم کاکا ولک  با تشکر: مجید برغشی

مسعود شجاعی بازیکن بین‌المللی فوتبال ایران متولد خرداد ۱۳۶۳ شمسی آبادان است.

شجاعی که سابقه بازی در جام جهانی و در برابر تیم ملی آنگولا را دارد همانند دیگر بازیکنان فوتبال آبادانی کشور از تکنیک خوبی برخوردار است.

شجاعی فوتبال را به صورت حرفه‌ای با باشگاه صنعت نفت آبادان آغاز کرد. او پس از صنعت نفت آبادان به تیم سایپا پیوست و  سه فصل خوب را در این تیم پشت سر گذاشت.

شجاعی پس از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان به تیم الظفره پیوست. در آن هنگام رسول خطیبی دیگر بازیکن ایرانی این تیم بود.

شجاعی دو سال پس از این که در الشارجه بازی کرد با چند پیشنهاد اروپایی از ایتالیا و بوندس‌لیگا مواجه شد اما در نهایت در تاریخ ۴ تیرماه ۱۳۸۷ قراردادی سه ساله با تیم اوساسونای اسپانیا بست.[در همین رابطه] پیش از شجاعی نکونام به عنوان اولین بازیکن ایرانی شاغل در لالیگا به این تیم پیوسته بود.

دوران ملی
شجاعی با درخشش در تیم سایپا برای اولین به تیم ملی امید ایران دعوت شد. پس از آن برانکو ایوانکوویچ او را به تیم ملی دعوت کرد و شجاعی اولین بار ماه نوامبر سال ۲۰۰۴ اولین بازی ملی‌اش را در بربر لائوس انجام داد.

پس از آن شجاعی از تیم ملی دور بود تا این که در جریان اردوی تدارکاتی تیم ملی ایران در سوئیس که خود را برای جام جهانی آمادی می‌کرد، شجاعی دوباره به تیم ملی دعوت شد.

با این حال شجاعی در جام‌جهانی تنها در بازی سوم ایران و در شرایطی که محمد نصرتی به دیلی مصدومیت نمی‌توانست به عنوان بازیکن جایگزین وارد زمین شد.

مسعود شجاعی در زمان مربیگری علی دایی در تیم ملی ایران در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی به تیم ملی دعوت شد و چند بازی انجام داد.













آبادان برزیلته





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه دوم اسفندماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

سلام بر همه دوستان از اینکه از این سایت بازدید کردید ممنونم

  وامیدوارم که لحظات خوبی را در این سایت سپری کرده باشید

شما میتوانید اس ام اس هایه خودتان را شماره 09367317657 ارسال کنید تا با مشخصات خودتان در سایت گذاشته شود این هم ایمیل من میباشد .magidabadan@yahoo. com

 واین هم ایدی منه magidabadan در یا هو مسنجر است   با تشکر مدیریت وبلاگ :

مجید برغشی

  mak

 

آبادانیه رو برق سه فاز میگیره پرت میشه بلند که میشه  میگه اگر مردید فاز به فاز بیاد جلو

احمد:          5396 *** 0936 

عشق تنها برای یک بار می اید و برای تمام عمرش می اید عشق همان بود که به تو ورزیدم حقیقتا همان یک بار حقیقتا همان یک بار و از بس بدان اویختم تا همیشه همه ی زندگی ام با ان بیش خواهد رفت بس تا همیشه عا شقت می مانم

سامان:  5039 ***0916 

دستهایم برایت شعر مینویسد اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگز نخواهی دید نه، تو هرگز مرا نخواهی فهمید و من با این همه اندوه از كنارت خواهم گذشت و باز تو درك نخواهی كرد

ناشناس: 8761***0935

 

ترکه داشت واسه ابادانیه لاف می زد که من یه سگ دارم وقتی می خواد بیاد تو خونه در می زنه. ابادانیه گفت : ولک مگه کلید نداره؟

 

ناشناس:9301***0914

 

نمی خوام بگم قدر 1 دنیا دوست دارم چون دنیا 1روز تموم می شه نمی خوام بگم سیاهی چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم می شه نمی خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

رضا:8967***0937

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد... وسعت تنهائیم را حس نکرد... در میان خنده های تلخ من... گریه پنهانیم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پایانیم را حس نکرد

ناشناس:0397***0935

vaghti omadam chonan haleto migiram ke nafaset band biyad az tars pahat belarze hamchin aberooto mibaram ke sareto bala nagiri bache soosool man ghabze mobayletam

زیبا:2098***0935

 

kheiiiiili bi kari! bebinam to dars nadari? karo zendegi nadari? khabo khorak nadari? ke 24saat toye ghalbe mani !!? mer30 azin

ناشناس:0289***0935

 


اگر با گریه دریایی بسازم،‌اگر با خنده رویایی بسازم
اگر خنده شود در من فراموش،‌اگر گریه شود با من هم آغوش
تو را هرگز نخواهم كرد فراموش

 سارا:8011***0917

 

 

 

 

 نظر





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه دوم اسفندماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی
نمای هوایی از پالایشگاه آبادان در حدود 60 سال پیش - عکس از تارگاه رسمی پالایشگاه آبادان برداشته شده است پالایشگاه آبادان نخستین واحد تصفیه نفت ایران است که در سال 1291 شمسی جهت تصفیه نفت مسجد سلیمان در آبادان آغاز به کار کرد. ظرفیت اولیه آن 2500 بشکه در روز بود ولی بتدریج این پالایشگاه توسعه یافت تا جایی که ظرفیت آن در سال 1330 شمسی (آغاز ملی شدن صنعت نفت) به حدود 5000 بشکه در روز رسید و پس از عقد قرارداد با شرکتهای خارجی و افزایش ظرفیت تصفیه تا حدود 600 هزار بشکه در روز به صورت یکی از بزرگترین پالایشگاههای جهان درآمد و آبادان مرکز عمده صدور فراوردهای نفتی در نیمکره شرقی گردید. انتخاب آبادان به عنوان محلی برای ایجاد پالایشگاه بدان جهت صورت گرفت که موقعیت جغرافیایی اش برای ایجاد بندرگاهی برخوردار از آب آشامیدنی بس مناسب بود بعلاوه جزیره آبادان از آنجا که در جوار مناطق نفتخیز و منتها الیه خلیج فارس و بر کرانه رودی قابل کشتیرانی قرار داشت و از موقعیت مناسبی برخوردار بود به سرعت به یک شهر بزرگ صنعتی تبدیل گردید. پالایشگاه آبادان ملقب به بزرگترین پالایشگاه جهان تا قبل از مهرماه 1359 دارای ظرفیت تولیدی حدود 630 هزار بشکه در روز بوده است.

پالایشگاه آبادان همچنین دارای یک بندر مهم صادارت فراوردههای نفتی به نام بندر ماهشهر است. این بندر با در اختیار داشتن هشت اسکله ومخزنگاه مواد نفتی و دستگاههای بارگیری و مخلوط کننده های نفتی ،وسایل بارگیری دریایی ،وسایل کنترل و آزمایشگاه قادر است نفتکشهایی با حداکثر ظرفیت حدود 50 هزار تن رادر خود جای دهد ((بندر صادراتی ماهشهر )) در 11 کیلومتری شرق بندر امام خمینی در مدخل خلیج فارس در منطقه ای بنام خور موسی واقع شده است.

پالایشگاه آبادان در روزهای رزم
در صبحگاه سی و یکم شهریورماه 1359 کارکنان برای انجام فعالیتهای روزمره ُ خویش عازم پالایشگاه گردیدند ومثل همیشه با مونس و یار دیرینه خود همنشین بودند که یکباره ناله شوم استکبار از لوله های خمپاره و توپ و تانک صدامیان برخواست و پالایشگاه آماج تیرهای حقه وکین عفالقه بعثی ـ صهیونیستی قرار گرفت و با زبانه کشیدن آتشی مهیب دود سراسر آسمان منطقه را پوشاند

مقاومت مردمی چهرهای زیبا از عشق و ایثار را در جای جای شهروپالایشگاه آفرید وهمین حماسه آفرینی های شکوهمند موجب گشت شهر به اشغال روبه صفتان صدامی در نیاید

نمای هوایی از پالایشگاه آبادان در حدود 60 سال پیش - عکس از تارگاه رسمی پالایشگاه آبادان برداشته شده است در طول جنگ تحمیلی کارکنان پالایشگاه آبادان با تشکیل ستادهای اضطراری و تقدیم بیش از 500 شهید ،اسیر، مفقود الاثر ،جانباز و مجروح توانستندبا اتکال به عنایات خداوند دستگاه های پالایشگاه را از مواد نفتی تخلیه نموده و با پدافند غیر عامل بخاطر وارد آمدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای عظیم را با پایداری مردانه و شهامتها و ایثارهای وصف ناپذیر حفظ و چندین میلیارد دلار  وسائل و قطعات ویژه پالایشگاه را به محلهای امن منتقل نمایند افزون بر این اینان با حضور مستمر خود این ایثارهای بی وقفه را تا آغاز آتش بس ادامه داده و همراه با کارکنانی که شهر را ترک نکرده بودند پالایشگاه را به مثابه یک دژ مستحکم پشتیبانی و تدارکاتی در خدمت رزمندگان جبهه های نبرد به کار گرفتند

پس از پایان جنگ
پالایشگاه آبادان پس از پایان جنگ تحمیلی بخاطر وارد امدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای خود را از دست داد این پالایشگاه قبلاً دارای چهار دستگاه تقطیر هر یک با ظرفیت تقریبی 100 هزار بشکه درروز یک واحد تقطیر با ظرفیت130 هزار بشکه و دو واحد تقطیر در خلا هر یک با ظرفیت40هزار بشکه و چندین واحد تولید فراورده و نیز حدود 200 مخزن ذخیره مواد نفتی بوده است . در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از این واحدها و بخشها تخریب گردیدند. اما پس از تصویب قعطنامه598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری آتش بس عملیات بازسازی فاز اول این پالایشگاه با ظرفیت 130 هزار بشکه در روز آغاز و در فروردین ماه 1368 واحد بازسازی شده تقطیر 85 وارد مدار تولید شد .

بندر ماهشهر نیز که از سال 1969 میلادی به صورت مرکزی برای صدور فراوردههای نفتی در آمد و از نظر انتقال فراورده گلوگاه پالایشگاه آبادان محسوب می‌گردد. در حال حاضر با دارا بودن 72 مخزن با ظرفیتهای مختلف و 18 اسکله بارگیری و تخلیه محصولات نفتی و کالا یکی از بنادربزرگ صادرات  فراوردهای نفتی در جهان به شمار میرود که قادر به پذیرفتن کلیه کشتیهای حمل فراورده  تا حد ظرفیت 50 هزار تن می‌باشد.

به دنبال راه اندازی فاز نخست دیگر دستگاه های پالایشگاه نیز از جمله واحدهای تقطیر در خلا 80 و 75 و واحد تقطیر در خلا 60،55، تبدیل کاتالیستی، تفکیک گاز،کت کراکر،تهیه حلال و کارخانه روغنسازی در مدار تولید قرار گرفتند. بطوریکه هم اکنون پالایشگاه با ظرفیت بیش از 400 هزار بشکه در روز فرآورده‌های زیر  را تولید میکند:

- گاز مایع
- بنزین موتور
- نفت سفید
- نفت گاز
- سوخت جت
- نفت کوره
- گوگرد
- گازونفتا(خوراک پتروشیمی)
- انواع حلالهای نفتی
- ماده نخستین کارخانه های روغنسازی و قیر





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه دوم اسفندماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

 

در اوایل دهه پنچاه خورشیدی و درست در اواخر سال 1351 مسؤلان وقت فدراسیون فوتبال کشور به فکر برگذاری یک دوره مسابقات لیگ باشگاه‌ها تحت عنوان جام تخت جمشید افتادند که پیشنهاد حضور نماینده ای از آبادان با توجه به پشتوانه قوی و سابقه درخشان این شهر در رقابتهای کشوری باعث شد تا کارگزاران وزارت نفت آبادان را صاحب نماینده ای در اولین دوره رقابتهای باشگاهی کنند . بر همین اساس در این سال تعدادی از بهترین بازیکنان باشگاههای آبادان  جذب تیم صنعت نفت شدند و نفت آبادان آرا م آرام به تیم محبوب مردم جنوب تبدیل گشت . در آن سالها مسابقات با کمترین امکانات ولی در سطح ایده الی برگزار می گردید و نماینده فوتبال آبادان توانست با ارایه بازیهای قابل قبولی یکی از تیمهای مطرح کشور شود .

این تیم سالها با پیراهن باشگاههای کشورهای آمریکای جنوبی وگاهی اوقات باشگاههای انگلستان بازی های خود را انجام می داد.اما از اواخر سال 1355 با روی کار آمدن کادر مدیریت جدید و مربیگری شادروان منوچهر سالیا به پیشنهاد وی رنگ لباس تیم صنعت نفت رسماً به زرد برزیلی تغییر یافت.از همان سال صنعت نفت با نام برزیل ایران شهرت یافت

بازیکنانی که به تیم ملی دعوت شدند
بسیاری از بازیکنان ملی پوش کشورمان در ابتدا فوتبال خود را از جنوب آغاز نموده اند . اما بازیکنان فوتبال صنعت نفت آبادان با توجه به فوتبال غنی و ارزشمندی که ارایه نموده اند مورد توجه مربیان تیم ملی قرار گرفتند .

در سطح جوانان بازیکنانی نظیر شهریار قاسمپور– عبدالواحد بزمه ملی پوشانی بودند که در تیم صنعت نفت آبادان بازی می کردند.

حسن نظری، ابراهیم قاسمپور، سید ابراهیم تهامی، عبدالرضا برزگری، علیرضا فیروزی، بهنام سراج، مجاهد خضیراوی در دهه های 0 ، 0 ، 0 ، 80و جز نفرات مطرح فوتبال ملی بوده اند که همگی در تیم صنعت نفت آبادان حضور چشمگیر داشته اند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان فوتبال دهه پنجاه، اسماعیل کشتکار و ذوالفقار نظام آزادی شایستگی حضور پر رنگ در تیم ملی به صورت بازیکن ثابت را داشته اند.

کم سن و سالترین بازیکن تیم صنعت نفت در تیم ملی، علیرضا جمالی بوده که در تیم نونهالان یکی از گلزنان برجسته رقابتهای آسیایی به شمار می‌رفت.

گلزنان صنعت نفت
ماهیت گلزنی و فوتبال هجومی بازیکنان این تیم همواره صنعت نفت را در زمره تیمهای هجومی وصاحب گلزنان برجسته قرار داده است . نفت چه در دهه پنجاه وچه در سالهای بعد گلزنان بزرگی را به فوتبال کشور معرفی نموده است از جمله :

1- ذوالفقار نظام آزادی در سال 1354 با 11 گل نفر دوم گلزنان
2- علیرضا فیروزی در سال 1368 با 11 گل نفر سوم گلزنان
3- مهندس مهدی النداویبا 15 گل بهترین گلزن لیگ برتر

صنعت نفت در هشت جنگ تحمیلی
هسته اصلی صنعت نفت آبادان پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در شیراز شکل گرفت . شهری که در سطح فوتبال کشور صاحب تیم مطرحی بنام برق بود . بسیاری از باریکنان با سابقه صنعت نفت مثل عبدالرضا برزگری-ابراهیم غلامپور-علیرضا فیروزی-جعفر نگارش-ایوب نگارش-منصور آرام و ... در کنار مربیگری شادروان منوچهر سالیا که آخرین مربی صنعت نفت در لیگ قبل از انقلاب بود ، توانست هویتی دوباره به این تیم صاحب نام کشور بدهند تا جاییکه صنعت نفت در شیراز به یکی از قطبهای مطرح فوتبال کشور مبدل گشت وتوانست بازیکنان ارزشمندی را به فوتبال آن روز کشور معرفی نماید .

صنعت نفت پس از پایان جنگ تحمیلی و بازگشت به آبادان
پس از اتمام جنگ تحمیلی و بازگشت نفت به آبادان منوچهر سالیا مربی وقت نفت با گزینش بهترین بازیکنان آبادانی مقیم شهرهای مختلف کشور و علی رغم مشکلات موجود ، تیم نسبتاً خوبی را روانه لیگ باشگاههای ایران نمود . اما از آنجایی که ورزشگاه تختی آبادان در دست بازسازی و مرمت مجدد بود ، صنعت نفت مجبور شد بسیاری از بازیهای خود را در شهر اهواز برگزار نماید . با همه این مشکلات صنعت نفت آبادان در اواخر دهه شصت از نگاه کارشناسان فوتبال یکی از تیمهای خوب و قدرتمند فوتبال کشور بود .

صنعت نفت و سقوط به لیگ دسته دوم
در پایان لیگ 78 علی رغم معرفی بهترین گلزن لیگ ، متاسفانه تیم صنعت نفت آبادان به لیگ دسته دوم سقوط نمود . این تیم پس از یک سال توقف در این دوره از رقابتها این با حضور ابراهیم قاسمپور موفق صعود به لیگ برتر گردید که البته این موفقیت دوام چندانی نداشت و صنعت نفت آبادان مجدداٌ به دلیل پاره ای از مشکلات ومسایل حاشیه ای كه به طور فراگیری فوتبال آبادان را تحت الشعاع قرار داده بود به لیگ دسته اول سقوط نمود .

تغییرات اساسی در ساختار تیم فوتبال صنعت نفت آبادان
از سال 1378 به بعد اساسنامه باشگاه صنعت نفت آبادان زیر نظر شورای عالی ورزش وزارت نفت تغییر نمود و اساسنامه جدید آن تصویب شد . به این شکل که ابتدا نام باشگاه از تیم فوتبال صنعت نفت آبادان به مؤسسه فرهنگی ورزشی صنعت نفت تعییر یافت وپس از آن هیأت مدیره بود که 5 عضو دارد . 3 تن از اعضای آن از آبادان می باشند که عبارتند از مدیرعامل شرکت پالایش وپخش فراورده های نفتی آبادان و دو تن از شاغلین در این پالایشگاه . 2 تن دیگر از سوی شورای عالی ورزش در تهران منصوب شدند که همواره جلسات خودرا در دو شهر آبادان و تهران برگزار می نموده اند.

البته منشور اساسنامه مؤسسه در سال 85  با تغییرات جدیدی مواجه شد و استفاده از نفرات غیر شرکتی هم در متن اساسنامه گنجانده شد.

صنعت نفت و تیم های پایه
اهمیت دادن به تیمهای پایه یکی از مسائل مهم و اساسی مدیران این تیم می باشد . صنعت نفت نه تنها در رده بزرگسالان بلکه در سایر رده های سنی از فعالیت چشمگیری برخوردار می باشد . خوشبختانه تیمهای امید-جوانان-نوجوانان و نونهالان صنعت نفت جملگی در لیگهای دسته اول و دوم باشگاهای کشور از جایگاه مطمئنی برخوردار می باشند که با موفقیت در لیگهای استانی همواره مردم و مسؤلان را به آینده ای درخشان امیدوار کرده است .

صنعت نفت نوین
در اواسط سال 1385 بحث حضور تیمی کاملاً بومی با ساختار مربیگری مجرب و آشنا به فوتبال منطقه باعث زایش تیم جدیدی بنام صنعت نفت نوین گردید . صنعت نفت نوین با مربیگری علیرضا فیروزی مربی و بازیکن با سابقه آبادانی به کمک سید مجتبی مرتضوی و عیسی دارم و با همکاری سرهنگ آراده ، پاسدار عبدالحسین یازعی توانست رویکرد جدیدی را پیش روی فوتبال مملو از استعداد آبادان قرار دهد . این تیم که استفاده از بازیکن بومی و پرورش استعدادهای قابل قبول را سرلوحه خود قرار داده هم اینک تمرینات خود را به طور منظم دنبال کرده و حتی در اولین مسابقه خود در چهار چوب مسابقه های زیرگروه کشور موفق به شکست نماینده کهکیلویه و بویر احمد گردید .

بحران دیوان عدالت اداری
در لیگ 83 ، 84 صنعت نفت با حضوری درخشان و ارزشمند همواره یکی از مدعیان صعود به لیگ برتر به شمار می رفت که متأسفانه به دلیل پاره ای از مسائل از این مهم محروم گردید . موضوع از این قرار بود که تیم راه آهن در بازی مقابل تیم صنعت نفت از دو بازیکنی استفاده کرد که هر یک دارای مشکلات خاصی بودند و توانستند در این بازی پیروز میدان شوند . این امر با اعتراضات کارگزاران تیم صنعت نفت مواجه گردید و با قضاوت نادرست فدراسیون وقت فوتبال و پافشاری تیم صنعت نفت ، در نهایت کار به دیوان عدالت اداری کشیده شد . در آخر صنعت نفت با پیگیری های مداوم و تلاشهای مدیران مؤسسه به خصوص مدیرعامل وقت جناب آقای مهندس گودرزی توانست به حق مسلم خود یعنی صعود به لیگ برتر برسد .

صنعت نفت و بومی گرایی
مقوله بومی گرایی یکی از مهمترین و اساسی ترین خط مشی های مدیریت این موسسه می باشد . چرا که آبادان در شرایط ایده آل می تواند محل مناسبی جهت رشد و پرورش استعدادهای ارزشمند فوتبال کشور باشد . این مهم زمانی توانست به مرحله اجرا درآید که کارگزاران باشگاه به فکر راه اندازی مدرسه فوتبال افتادند که این مقوله سبب امیدواری روزافزون مردم آبادان گردید . مدرسه فوتبال صنعت نفت آبادان هم اینک از جمله مدارس فعال و صاحب مدیران و مربیان کارآزموده می باشد که به شکل فراگیر در صدد جذب بهترین های این رشته ورزشی می باشد. البته شکل و ساختار بسیاری از تیمها از جمله امید و جوانان نسبت به گذشته تفاوتهای بسیاری کرده است و تعداد زیادی از فوتبالیست های آبادانی که از سرمایه های ارزشمند منطقه می باشند هم اینک با انگیزه و روحیه بالا در خدمت تیمهای خود هستند . خط مشی و چشم انداز 5 ساله نفت حضور در  جام باشگاهای آسیا با تیمی یکدست بومی و کلاسیک می باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه دوم اسفندماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

بیوگرافی بهترین دروازه بان تاریخ ایران همراه باعکس
یه بیوگرافی از عقاب آسیا همراه باخصوصیات وشخصیتش براتون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد

این بیوگرافی از روزنامه و سایت های مختلف واطلاعات خودم هست که جمعش کردم وواستون میزارم


احمد رضا عابدزاده در3خرداد 1345درشهرآبادان به دنیا امده ولی بزرگ شده شهر اصفهان است اولین تیم عابدزاده هلال احمر بود
درمهر سال 62اولین قهرمانیش را با تیم تام اصفهان درسن17سالگی جشن گرفت
در مرداد64 اولین حضور در لیگ کشور با تیم منتخب اصفهان در لیگ استانی قدس اولین بازی ملی دراین سال باتیم ملی ب درمقابل رومانی
دی ماه65 دومین قهرمانی باتام اصفهان همچنین دراین سال اولین بازی رسمی را باتیم الف مقابل کویت درمقدماتی المپیک88انجام داد
درتیر66 برای انجام خدمت مقدس سربازی به تیم ژاندارمری تهران پیوست سپس درسال68مجددا به تام اصفهان برگشت

درسال 69به استقلال تهران پیوست او دراین سال با استقلال به قهرمانی کشور رسید وهمچنین ازدواج کرد
درمهر سال69با تیم ملی درمسابقات آسیایی 90پکن بامهار 3پنالتی دربازی فینالمقابل کره شمالی قهرمان آسیا شد
قهرمانی جام باشگاه های آسیا بااستقلال درسال70دیگر افتخار عابدزاده بود همچنین دراین سال ودربهمن ماه به قهرمانی لیگ تهران رسید
او یک فصل دیگر هم برای استقلال بازی کرد وبعد از 3فصل حضور دراستقلال مجددا درسال72به اصفهان برگشت ویک فصل را هم دراصفهان سپری کرد



ولی درفروردین73به پرسپولیس آمد ولی چون مصدوم بود تا دی ماه بازی نکرد ودر3دی ماه اولین بازی رسمی اش رامقابل ملوان با پیراهن پرسپولیس برگزار کرد
اولین قهرمانیش با پرسپولیس دردی ماه74 درلیگ5آزادگان بدست آورد وی همچنین دراین سال رکورد18بازی بدون گل را از خودش به جای گذاشت که همچنان پابرجاست ودروازه بانی نتوانسته است این رکورد را جابه جا کند
مجددا درتیر76 ودرلیگ6آزادگان پرسپولیس بابرد 3بر0استقلال قهرمان این مسابقات شد عابدزاده به همراه تیم ملی در آذر 76 به جام جهانی صعود کرد به یادماندنی ترین عکس العمل های عابدزاده باوجود مصدومیت دربازیهای استرالیا و ژاپن بود که از جان ودل از دروازه تیم ملی محافظت کرد


درتیر77 ودرمقابل آلمان درجام جهانی عابدزاده آخرین بازی ملی و78بازیش را انجام داد وبعد از آن دیگر درتیم ملی بازی نکرد
عابدزاده درخرداد78 باز هم باپرسپولیس به قهرمانی درلیگ8آزادگان دست یافت در همین سال با برد 2بر1 استقلال به قهرمانی در جام حذفی دست یافت ولی درآن بازیها عابدزاده مصدوم بودد وداوود فنایی از دروازه پرسپولیس حراست میکرد


آخرین حضور عابدزاده در فوتبال درسال 79 وباقهرمانی پرسپولیس درلیگ9آزادگان به پایان یافت وعابدزاده برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد
ولی متاسفانه سال بعد ودراثر حمله عصبی عابدزاده دچار مشکل شد ومدتها دربیمارستان بستری بود ولی خدارو شکر الان مشکلش برطرف شده وصحیح وسلامت درکنار خانواده و2پسرش هست ومشغول آموزش دروازه بانی به پسرش هست



یه چیزی هم اینجا بگم که انصاری فرد بازرنگی خاصی قصد برهم زدن رفاقت عابدزاده وپروین روداشت که هرگز نتوانست این کار روانجام بدهد وهنوز که هنوزه عابدزاده وسلطان باهم دوست ویار همدیگر هستند


واما درباره شخصیت عابدزاده:

از شخصیت عابدزاده باید بگم که بسیار باهوش مطمئن خونسرد با اعتماد به نفس فوق العاده که حتی چند نفر از باتجربه های تیم ملی درمصاحبه هایی گفتن که ما در بازی بااسترالیا واقعا خودمون باخته بودیم وتنها کسی که به ما روجیه داد وخودشو نباخت عابدزاده بود که با آن حرکات مثال زدنیش روحیه به بقیه منتقل کرد
قدرت مدیریت وفرماندهی تیم استعداد فوق العاده در خروج یک تیم از بحران وبه بالاترین درجه از اعتماد رساندن ی تیم ودر آخر بسیار محبوب ومتین وخیر خواه که هنوز که هنوزه همه اورا به نام عقاب آسیا میشناسن وبدون اغراق باید گفت بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال ایران هست
عابدزاده بعد از چند سال از خداحافظیش از فوتبال باحضور دربازی پرسپولیس بابایرن مونیخ وباپیراهن پرسپولیس وبامربی قدیمیش سلطان علی پروین به طور رسمی از مسابقات رسمی خداحافظی کرد
 
اینم عکسهایی از خداحافظی 
عابدزاده از فوتبال  مقابل بایرمونیخ
 
abedzade4.jpg
abedzade1.jpg
abedzade2.jpg
abedzade5.jpg
abedzade3.jpg
 
راستی یادم رفت بگم 
 آبادان برزیلته
 




نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه هشتم بهمنماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

هـرگـروه یک اشکون و یک غمبر دارد. دو چوب زن، نگهداری ریتم اصلی( پایـه ) را بـر عـهـده دارند. تعـدادشان هـرچند نفـر که باشد باید جفت باشد . سنج زن هم به همین ترتیب .

اشکون و غمبر باید مسن تـر ، باتجـربه تـر ، با تقـوی تـر و عارف تـر باشند که مـرتبت اشکون و غمبر بیشتر ازسایر افراد است . اشکون ، دمام زن پـر سابقه، وظیفه ی شکستن ریتم را دارد ( ضد ضرب های به موقع ) جـای او در ابـتدای صف و جای قـنبـر که ریتـم های متناسب راجواب میدهـد و تکـمیل کنـنده ی اشکـون است ، رو به روی اشکون قرار دارد .اگـرچه چوب زن ها و سنج زن هامثل اشکون و غمبر رهــبران گـروه محـسوب نمی شوند اما جایگاه و مقام خاص خود را دارند و بدون وجود آنها اجـرای مـراسم میسر نیست.                                

بوق زن که یک نفـر است هـر زمانی را که لازم و مناسب بداند در بـوق می دمد.گاهی بـرای نالـه کردن ،گاهـی به منظور هشداردادن، گاه برای به خود آوردن دمام زن ها و گاه به منظور رفع خستگی دوستان همگروه خود .

سنج و دمام را در مـراسم اعیاد و جشن ها نیـز به کار می بــرند. اما نـحـوه ی اجـرای آن مـتـفاوت است.

دقـیـقـا" هـمانند نقش سـرنا در سورها و جشن ها و نقـش کرنا در کارزارها و مراسم سوگـواری، آن یکی طرب وشادی و نشاط می آفریند و این یکی چپ یا وارونه می زند تا حزن بیافـریند.

اجـرای سنج و دمام باید انسان را از خود بیخود کند، دل را بـریـزد ، موی را بـر بدن سیخ کند ، اشک را سرازیر کند، باید تهییج کند و با تپش قلب او هماهنگ باشد. باید انقلاب درونی ایجاد کند تا جایی که نوازنده  یا شنونده را زار بگیرد که نوعی حمله ی صرع مانند است . قابل توجه است که شخص زارگرفته را با کوبیدن سنج و دمام نیز به هوش می آورند که خود مراسم دیگری دارد .

  

گاه ، پوست دمـام پاره می شود که اصطلاحا" می گویند، دمام شـهیـد شد،هـمانگونه که این اصطلاح در دف نـیز به کارمی رود . چرا که هردو در طول زمان خود را سازهای عرفانی معرفی نموده اند .

در سوگواری ها ، صاحب عـزا که نسبت نـزدیکتـری با مـیت دارد و یا آن که تحت هیجان بیشتری قرار می گیرد گاهـا" دست هـم می زند ، کل هـم می کشد و زنان گاهی روسـری خـود و یا گوشه ی چادر خودرا به دور سـر می چـرخانند و ضجه سـر می دهند و شما مفهوم رقص و پایکوبی را آنجا درک می کنید .

آنجا که چشمان شما ، طاقت رازداری ندارد و سیل اشک بی اختیار بر گونه هاتان سرازیر می شود و عروسی حضرت قاسم را به یاد می آورید تا تمام اندوه درونی خود را بیرون بریزید .





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه دوم بهمنماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

شهر آبادان ، علاوه بر آنکه پایتخت تکنولوژِی ایران نوین بوده است ،یکی از مراکز اصلی آموزش عالی در سطح کشور و منطقه نیز محسوب می گردیده، تا آنجا که هنوز نیز آثار این موضوع پابرجاست که به عنوان شاهد می توان به وجود دبیرستانها و هنرستانهای متعدد با عمر بالای هفتاد سال و نیز وجود دانشگاههای فراوان از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه علوم و فنون دریایی و دانشگاه نفت در این شهر اشاره نمود.

در سال 1912 میلادی که پالایشگاه آبادان بطور رسمی افتتاح و شروع به کار نمود، نبود و کمبود نیروهای تخصصی کاملاً مشهود بود.یکی از مهندسین اولیهء سازندهء این پالایشگاه در نامه ای که به مستشار بریتانیای کبیر در تهران می نویسد آورده است که:.... از میان حدود 8000 کارگر ایرانی و هندی که جهت انجام امور پالایشگاه به کار گرفته ایم،کمتر از 10 نفرشان کار با چکش را بلد هستند و هیچکدام در تمامی عمرشان پیچ گوشتی در دست نگرفته اند.....!!!

این مطلب گذشته از این موضوع که آیا براستی واقعیت همین بوده و یا این مهندس بلژیکی تبار تبعهء بریتانیا خواسته است در این مورد غلو نماید، شاید بتواند تا حدودی وضعیت وخیم نیروی بومی متخصص را در آن سالها نشان دهد، وخامتی که پای کارگران برمه ای و پاکستانی را در پالایشگاه آبادان با عناوینی همچون نقاش(رنگزن)،پرس کار،لحیم کار و حتی قاشق ساز و باغبان!!! باز نمود و ایرانیان را باز هم در همان انزوای شغلی و در سمت های اداری خدمتکاری و پادویی نگاه داشت.

به هر حال ایرانیان شاغل در پالایشگاه بصورت تدریجی ولی با قدمهایی استوار نبوغ ذاتی خود را بروز و خود را در مناصب مناسب تر اداری جای دادند تا جایی که بسیاری از مهندسین اروپایی شاغل در پالایشگاه آبادان و نیز چاههای نفت مسجد سلیمان از این نبوغ و ابتکار ایرانیان در دفاتر خاطرات خود داستانهای زیادی را روایت نموده اند(می توانید به کتاب ارزشمند خاطرات جنوب غرب ایران مراجعه نمایید).

این وضعیت کم و بیش ادامه داشت تا اینکه در سال 1939میلادی(1318 خورشیدی) کمپانی نفت ایران و انگلیس که از کل سرمایهء موجود نفت و ذخایر زیرزمینی سوخت فسیلی ایران در این شرکت، 51 درصد از آن مالکین اصلی یعنی ایرانیان و 49درصد متعلق به بیگانگان انگلیسی بود تصمیم به راه اندازی یک مرکز آموزش نیروهای متخصص جهت انجام امور فنی پالایشگاه آبادان که در آن زمان تنها پالایشگاه خاورمیانه محسوب می گردید گرفتند که بر اساس توافق بین طرفین تمامی دانشجویان این مرکز آموزشی می بایست ایرانی بوده و پس از فراغت از تحصیل و موفقیت در آزمونهای پایانی در پالایشگاه آبادان و یا دیگر واحدهای تابعهء مناطق نفت خیز به کار گمارده شوند و انگلیسی ها نیز متعهد گردیده بودند تا اساتید و مدرسین مجرب را از اروپا و امریکا به این مرکز آموزشی گسیل دارند....

و بدین ترتیب اولین مرکز آموزش فنون نفت در خاورمیانه با عنوان آموزشگاه فنی آبادان در شهر آبادان و در منطقهء مصفا و مشجر بواردهء شمالی شروع به کار نمود، این مرکز در واقع پس از کالج نفت در منچستر انگلیس(O.C.B)و نیز انستیتوی فنی نفت ایالات متحدهء امریکا در شهر واشنگتن (O.T.I.U.S) سومین مرکز آموزش فنی نفت در جهان محسوب می گردید و نام بین المللی Abadan Institute of Technology(A.I.O.T) را به خود گرفته بود.

در سالهای ابتدایی راه اندازی این مرکز، اصل دانشجویی بر اساس کارورزی و انجام کار عملی قرار گرفته و به همین دلیل، دانشجویان این مرکز از کل مدت چهارسالهء دانشجویی خویش، می بایست سه پنجم آن را در پالایشگاه و بصورت کارآموزی و فقط دو پنجم از این مدت صرف امور تئوری در کلاسهای درس می گردید و پس از طی این مدت چهارساله دانش آموختگان این دانشکده با درجهء کارشناس فنی در رشته های برق، شیمی، شیمی نفت، پالایش، و مهندسی فنی فارغ التحصیل و غالباً در پالایشگاه آبادان با عنوان سرپرست فنی واحدها اشتغال می یافتند.

این روند ادامه داشت تا آنکه 17 سال بعد یعنی در سال 1335 خورشیدی(1956 میلادی) همزمان با تغییر نام این آموزشگاه به دانشکدهء فنی آبادان، تغییراتی نیز در نحوهء پذیرش دانشجو و نیز روشهای تدریس و همچنین در رشته های موجود در این دانشکده ایجاد گردید در واقع از این زمان بود که دانشجویان این دانشکده با انجام کنکور ورودی مجوز حضور در این دانشکده را یافته و اساس آموزشها بیشتر به تئوری های آموزشی گرایید و نیز رشته های مهندسی حفاری و معادن هم به مجموع رشته های قبلی افزوده گردید.

از آنجا که در این مطلب قصد ندارم در مورد مباحثی برایتان بنویسم که در منابع دیگر نیز بسیار از آنها گفته شده و شما دوستان گرامی براحتی می توانید به آنها دستیابی داشته باشید، سعی بر این دارم تا با طرح مطالب جدیدتر و کمتر شنیده شده، هر چه بیشتر شما را با عظمت و اهمیت این دانشکده آشنا سازم.

بنا به وجود مدارک مستند موجود در بارهء این دانشکده، اساتید و مدرسین این کالج فنی، از بهترین اساتید و کارشناسان فنی در سطح جهان بوده اند که اکثریت آنها با پرواز مستقیم از واشنگتن و لندن به آبادان آمده و پس از یکی دو روز تدریس در هفته مجدداً به واشنگتن و یا لندن باز می گشتند، از جملهء این اساتید می توان به آقای دکتر هارلیسون یکی از خبره ترین کارشناسان علم پالایش نفت اشاره نمود که به مدت 9 سال در این دانشکده به تدریس اشتغال داشت و پس از این مدت به سمت وزارت نفت کشور بریتانیای کبیر، برگزیده شد.

هارلیسون بارها در جریان سخنرانی های خویش، ایجاد دانشکدهء نفت در آبادان را از افتخارات پایدار کشورش می دانست.

از دیگر اساتیدی که در این دانشکده به تدریس اشتغال داشته، می توان به دکتر هالیدی، یکی از بزرگترین فیزیکدانان زمان خودش اشاره کرد، دکتر هالیدی همان نویسندهء کتاب معتبر فیزیک هالیدی می باشد که هنوز هم هر دانشجویی در هر منطقه از جهان بخواهد وارد دانشگاه شود، می بایست در همان ترم های اولیه این کتاب را بگذراند.

از ابزارهای کارگاه فنی و آزمایشگاههای این داشکده نیز اگر بخواهیم یادی کنیم باید بگویم که تمامی این وسایل نام آبادان را بصورت حک شده بر خود دارند که بدین معناست که این لوازم بصورت مستقیم و سفارشی در کشورهای فرانسه،انگلیس و آمریکا برای دانشکدهء نفت آبادان تولید گردیده اند، شاید جالب باشد که بدانید حتی موتور ساعت روی برج این مرکز علمی، مزین به نام زیبای ABADAN است و مستقیماً در لندن و برای دانشکدهء نفت آبادان طراحی و تولید گردیده شده....

بر بالای بام این دانشکده سه عدد ناقوس تعبیه شده که اینها نیز در شهر کرویدون در کشور انگلستان تولید شده و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 شمسی، در آغاز هر ترم تحصیلی و ورود دانشجویان جدیدالورود این ناقوس ها به صدا در می آمده اند.

شاید گمان بر این باشد که این دانشکده، با توجه به ذات تکنیکی و فنی آن صرفاً یک مرکز علمی و تحت نفوذ بیگانگان بوده است ولی اگر به مدارک و شواهد مستندی که از دههء 30 و 40 باقی مانده است بنگریم خواهیم دید که این دانشکده،گهوارهء شور و اشتیاق انقلابی دانشجویان آنهم با گرایش اسلامی بوده است،در سالهای دههء 30 مرحوم نواب صفوی در این دانشکده رفت و آمد داشته و ظاهراً یکی از پناهگاههای ایشان در خوزستان، همین دانشکده و خوابگاه آن بوده است.در سالهای 1349 و نیز 1351 دکتر علی شریعتی نیز به دعوت این دانشجویان دو بار در سالن کنفرانس این دانشکده سخنرانی داشته که باعث خشم شدید مسئولین وقت این مرکز آموزشی گردیده بود.آقای هاشمی رفسنجانی نیز در سالهای پیش از انقلاب و به استناد نوشته های برخی از دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشکدهء نفت آبادان، با این دانشکده در ارتباط بوده است.

وزیر شهید نفت،شهید تند گویان نیز که از دانشجویان برجستهء این دانشگاه بوده،به مدت سه سال متوالی ریاست انجمن اسلامی این دانشکده را بر عهده داشته و در همان زمان نیز نشریه ای تحت عنوان:پیام دانشجوی مسلمان در این دانشکده منتشر و از این دانشکده به سایر مراکز آموزش عالی کشور می رسیده است.

در ایام جنگ تحمیلی این دانشکده و دانشجویان آن برای مدت کوتاهی به شهرستان گچساران منتقل و سپس به اهواز اعزام می گردند و پس از پایان ایام دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازی، این دانشکده در شهر آبادان مجدداً آغاز به فعالیت نموده و از بهمن ماه 1370 و تحت عنوان دانشگاه نفت شهید تند گویان آبادان مشغول به فعالیت   می باشد.

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه یکم بهمنماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

السلام علیك یا حسین (ع)

سلام بر سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) و یاران وفادارش و امام شهیدان 
 و چهار هزار شهید سرافراز آبادان و سلامی گرم و صمیمی به شما
 
این وبلاگ را تقدیم می كنم:
به آنهایی كه یاد و خاطرشان هنو ز در لحظه لحظه زندگیمان جاودان است.
به آنهایی كه محبت، رفاقت ، صمیمیت و متانت را سرمشق بودند .
به آنهایی كه رازداری امین بودند و سنگ صبوری وفادار
به آنهایی كه روح لطیف و مناعت طبعشان را در بازار مكاره ی این دنیای دنی به هیچ بهایی نفروختند .
تقدیم به همه شهیدان بالاخص شهدای مظلوم آبادان و خرمشهر
                                                                                             روانشان شاد و یادشان گرامی

لبخندی به گشادی یك چهره ، به وسعت دلی پر از مهر و به عظمت قلمرو عشق. نخستین واژه ی بی آوای میزبانی است كه به روی مهمان، در می گشاید و می خواندش بی سخن به خلوت خویش و در پی آن لبخند ، كلام است كه می آید :‌ " خوش آمدید، صفا آوردید، قدم بر چشم ما نهادید و شاد كردید ما را و چه مبارك روزی است امروز كه تو آمده ای به خانه ی درویشی ما ........

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه یکم بهمنماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

اینجا خاکستون آبادان ( از طرف ذوالفقاری)

 

 

 

غروب خورشید در جایی که زندگانی غروب کرده ...چه دلگیر....

 

اینجا طرف فلکه فرودگاه و معروف به خاکستون جزیره مینو

اینم مسجد رانکونیهایه آبادان

 

سینما تاج آبادان

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه بیست و ششم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

تاریخچه مختصری در مورد صدا و سیمای مركز آبادان

آبادان نخستین شهری بود كه پس از تهران در روز12/8/ 1349صاحب فرستنده تلویزیونی شد. برنامه های این فرستنده تلویزیونی شامل موسیقی محلی، فیلمهای مستند داستانی ،خبر و مسابقات بود كه با دو زبان فارسی و عربی پخش می شد. در سالهای قبل از انقلاب 237 نفر در رادیو و تلویزیون آبادان مشغول به كار بودند و در ناحیه خوزستان علاوه بر آبادان، شهرهای اهواز و آغاجاری ، مسجد سلیمان ،دزفول(در تاریخ آذر ماه 1350) و خارك(در تاریخ1351) از برنامه تلویزیونی استفاده می كردند.

اولین ساختمان صدا و سیمای مركز /آبادان با زیر بنای 1000 متر مربع در منطقه بوارده شمالی قرار داشت كه هم اكنون به عنوان خوابگاه مركز و باشگاه رادیویی و تلویزیونی جوان از آن استفاده می شود. ساختمان جدید مركز3500 متر مربع وسعت دارد كه در زمینی به مساحت 15500 متر مربع و در منطقه بوارده جنوبی بنا شده است.

تا سال 1359 آبادان تنها مركز تلویزیونی استان خوزستان بود و مركز اهواز به تولید و پخش برنامه های رادیویی اختصاص داشت و زیر نظر اداره كل صدا و سیما اداره می شد. اما با شروع جنگ تحمیلی فعالیت مركز آبادان متوقف شد و به دلیل نیاز منطقه، فعالیتهای تلویزیونی به مركز اهواز انتقال یافت و در حال حاضر استان خوزستان دارای دو مركز رادیویی و تلویزیونی آبادان و خوزستان است.

مركز آبادان قریب به 30 سال سابقه دارد. اولین فرستنده تلویزیون آبادان ،شبكه 3و تلویزیون(ثابت پاسال)نامیده می شد كه سپس به تلویزیون خلیج فارس تغییر نام داد.

با ایجاد ساختمان فعلی و تاسیس رادیو تلویزیون ملی سابق، تجهیزات تلویزیون سابق پاسال هم به این ساختمان منتقل شد.

در سالهای قبل از پیروزی انقلاب ، شهرستان آبادان دارای دو رادیو بود. اول رادیو متعلق به شركت ملی نفت ایران ،كه از سال 1332 و با نام ((رادیو نفت ملی)) فعالیت خود را آغاز كرده بود و به صورت 24 ساعته به پخش برنامه می پرداخت و بطور مستقل زیر نظر شركت ملی نفت اداره می شد و هیچگونه ارتباط كاری با اداره رادیو تلویزیون آن زمان نداشت.

رادیو نفت ملی از طریق یك فرستنده موج متوسط 10 كیلوواتی در منطقه جمشیدآباد برنامه های خود را پخش می كرد و به دلیل برخورداری از موقعیت مناسب آنتن ها در اغلب نقاط كشور شنیده می شد. رادیو دیگری كه در سال 1352 راه اندازی شد كه بنام رادیو آبادان معروف بود و از طریق یك فرستنده 2×600 كیلوواتی به پخش برنامه می پرداخت و بیشتر نقش برونمرزی داشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، صدا و سیمای مركز آبادان همچنان به فعالیت خود ادامه می داد تا اینكه جنگ تحمیلی آغاز شد ،با شروع جنگ تحمیلی فعالیت تلویزیونی متوقف شد اما رادیو با عنوان صدای آبادان تا سال 1365 به پخش برنامه های خود ادامه داد و نقش ارزنده و حساسی در زمینه انعكاس رویداد دفاع مقدس و تقویت روحیه رزمندگان ایفا می كرد.

بعد از پایان جنگ تحمیلی و شروع مرحله باز سازی، مركز آبادان نیز بازسازی و تجهیز شد، ساختمانها و مجموعه فنی مركز از اول شهریور ماه 1374 با حضور ریاست محترم سازمان بطور رسمی افتتاح شد و از آن در تاریخ 15/9/ 74 رادیو آبادان و در تاریخ 12/11/74تلویزیون آبادان رسما فعالیت خود را آغاز كرد.

افتخارات صدا و سیمای مركز آبادان

پنجمین جشنواره تولیدات مراكز استانها - سال76:

¨ كسب تندیس ویژه جشنواره به دلیل پوشش تصویری سفر مقام معظم رهبری .

¨ كسب 2 لوح تقدیر و 1 سكه بهار آزادی بدلیل ارائه موسیقی مناسب.

ششمین جشنواره تولیدات مراكز استانها – اردیبهشت 1377 آبادان

¨ واحد خبر با ارائه مجموعه خبری رادیویی موفق به كسب جایزه ویژه جشنواره و لوح افتخار گردید.

¨ واحد تحقیقات با ارائه پژوهش(ضرورت صرفه جویی در مصرف انرژی سوخت) موفق به كسب رتبه دوم جشنواره و لوح تقدیر و یك سكه بهار آزادی شد.

¨ كسب لوح تقدیر و 1 سكه بهار آزادی توسط واحد موسیقی.

هفتمین جشنواره تولیدات مراكز استانها – خرداد ماه 1378 زیبا كنار

¨ گزارش خبری رادیویی(قطعی برق)موفق به كسب لوح تقدیر و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ سرود مولود كعبه موفق به كسب لوح تقدیر و 1 سكه بهار آ زادی شد.

¨ برنامه ویژه ستاره سهیل در این جشنواره موفق به كسب لوح تقدیر و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ اعطائ لوح سپاس به خاطر حضور فعال در هفتمین جشنواره مراكز استانها به دلیل ارائه برنامه تلویزیونی ویژه ستاره سهیل توسط فرمانده حوزه ویژه مقاومت بسیج سازمان صدا و سیما.

¨ قدردانی از زحمات همكاران مركز آبادان به جهت انعكاس مانور عظیم و كنترل شده بیت المقدس در سال 78 توسط معاونت تبلیغات و انتشارات نمایندگی ولی فقیه در نیروی زمینی.

هشتمین جشنواره تولیدات مراكز استانها – خرداد ماه 1379 زیبا كنار

¨ گزارش خبری تلویزیونی استقبال از تشییع شهدا در زمینه دفاع مقدس به تهیه كنندگی همایون شیخی كه موفق به كسب جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره گردید.

¨ آقای عادل قنبری سراینده سرود محلی(مرد بندر)موفق به كسب لوح تقدیر جشنواره و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ آقای ساسان حفیظی خواننده سرود محلی (مرد بندر) موفق به كسب لوح تقدیر جشنواره و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ آقای داوود سعدیان به عنوان بهترین میكس صدا با كسب لوح تقدیر جشنواره و 1 سكه بهار آزادیبرگزیده شد.

¨ قدردانی از زحمات همكاران مركز آبادان به جهت انعكاس رویدادهای ورزشی استان بویژه شهرستان

¨ آبادان در سال 79 توسط استاندار و رئیس شورای ورزش خوزستان.

نهمین جشنواره تولیدات مراكز استانها –سال 1380 ارومیه ¨ نماهنگ امام علی (ع) ساخته همایون شیخی موفق به كسب لوح تقدیر و1 سكه بهار آزادی شد.

¨ خوانده سرود امام علی(ع) آقای ساسان حفیظی موفق به كسب لوح تقدیر و1 سكه بهار آزادی شد.

¨ سردبیری مجموعه خبرهای رادیویی موفق به كسب مقام اول و دریافت لوح تقدیر و1 سكه بهار آزادی شد.

¨ صدا بردار مجموعه خبرهای رادیویی آقای داود سعدیان موفق به كسب مقام اول و دریافت لوح تقدیر و جایزه ویژه جشنواره شد.

افتخارات صدا و سیمای مركز أبادان در سال 1380

¨ در جشنواره برگزیدگان فنی كه در گاجره با حضور سی مركز برگزار گردید. واحد مخابرات ومایكروویو مركز آبادان موفق به كسب جایزه نقدی و 5 لوح تقدیر و سكه بهار أ زادی شد.

¨ در نخستین جشنواره خبر و برنامه های سیاسی سازمان واحد اطلاعات و اخبار مركز آبادان با ارائه برنامه های مختلف موفق به كسب مقام و هدایایی ارزشمند به شرح ذیل شد:

برنامه میز گرد اقتصادی به تهیه كنندگی خانم سهیلا لیراوی موفق به دریافت تندیس بلورین دیپلم افتخار و 4 سكه بهار آزادی شد.

تیزر دفاع مقدس به تهیه كنندگی آقای همایون شیخی موفق به كسب لوح تقدیر، دیپلم افتخار و 1 سكه بهار آ زادی شد.

سردبیری مجموعه خبری رادیویی خانم نسرین والگا موفق به كسب لوح تقدیر دیپلم افتخار و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ در نهمین گردهمایی سراسری فرماندهان و مسئولان بسیج صدا و سیما كه در رشت برگزار گردید پس از بررسی پایگاههای مراكز در بخشهای تولید، برنامه های جنبی، آموزشی و... پایگاه مقاومت شهید غلامرضا رهبر مركز آبادان موفق به كسب موارد زیر گردید.

با كسب تندیس زمردین و 2 سكه بهار آزادی بعنوان پایگاه نمونه معرفی گردید.

آقای حبیب علوانی به خاطر طراحی و تهیه كنندگی فیلم سرزمین حماسه ها موفق به كسب نشان سبز افتخار و 1 سكه بهار آزادی شد.

آقای حسن صناعی به خاطر تصویر برداری و نور پردازی خوب سرزمین حماسه ها موفق به كسب نشان سبز افتخار و 1 سكه بهار آزادی شد.

¨ راهیابی فیلم مستند زنان خرمشهر با عنوان (مرثیه ای برای خاك) كار تولید سیمای مركز آبادان به چهل ودومین جشنواره بین المللی برنودر كشور جمهوری چك.

¨ تقدیر از كاركنان مركز آبادان به جهت انعكاس فعالیتهای سواد آموزی توسط سید عبدالحسین هاشمی معاون تبلیغات، ارتباطات و امور استانهای نهضت سواد آموزی.

دهمین جشنواره تولیدات مراكز استانها –سال1381 كرمان

سركار خانم لیلا چشم بر زمین به عنوان بهترین كارگردان تلویزیونی خبر سیما با كسب لوح تقدیر و 1 سكه بهار آزادی برگزیده شد.

افتخارات صدا و سیمای مركز أبادان در سال1381

¨ در جشنواره برنامه های ورزشی كه بهمن ماه در زیبا كار برگزار گردید:

آقای فرشید شاهین نیا به خاطر بهترین صدا برداری موفق به كسب تندیس، لوح تقدیر و سكه بهار آزادی شد.

آقای جواد حبیبیان به عنوان بهترین گزارشگر رادیویی برنامه های ورزشی موفق به كسب تندیس جشنواره، لوح تقدیر سكه بهار آزادی شد.

¨ در جشنواره خبر و برنامه های سیاسی كه اسفند ماه در تهران برگزار گردید:



سركار خانم ثریا ثامری بعنوان بهترین گزارشگر صدا موفق به كسب لوح تقدیر و 3 سكه بهار آزادی شد.

آقای مهدی شمخانی به عنوان بهترین گوینده خبر سیما و همچنین بهترین تهیه كننده برنامه مستند گزارشی موفق به كسب 5 سكه بهار آزادی و2 لوح تقدیر گردید.

اینم عکس سینما تاج آبادان

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه بیست و ششم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی
یك پدر، یك روحانی، یك عالم، یك مبارز، یك رزمنده، امام جمعه ...نه! او یك مرد بود. مردی برای خدا برای اعتقادش و به هرآنچه كه باور داشت، برای حضرت امام و به راهش، برای مردمش و به سرزمین مادری‌اش، برای آبادان و به روزهای پایداریش.

مردی كه در امتحان بزرگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مردانه و سرافراز از آن بیرون آمد. مردی كه به واسطه سالها تلاش و مبارزه در جریان انقلاب و بعد ایستادگی و پایداری در برابر دشمن بعثی زبون هماره در قلبهای نه تنها مردم سرزمین آبادان بلكه یكایك فرزندان ایران باقی خواهد ماند. آبادان امروز به خود می‌بالد كه روزی روزگاری نفس جمی در آن جاری بود. آبادان شهر عشق و خون و شهر مهر و جنون امروز به پاس حماسة رادمردی و ایستادگی پیرمردی روحانی و كهن‌سال و نحیف‌الجثه بر فراز بلندای تاریخ ایران ایستاده است.

قصه آبادان قصه هزار و یك شبی است كه راوی آن صورت تكیده و رنج‌كشیده‌ای داشت كه در روزهای سیاهی و تباهی رژیم شاهنشاهی علم مبارزه را در خوزستان به شانه‌ می‌كشید، با سخنرانی‌ها و خطابه‌های تند و آتشین دلهای جوانان را به دنبال خود می‌كشید و گرم می‌كرد. خطرناكترین عنصر در خطه جنوب برای ساواك جمی بود. جوانان از او تأثیر می‌گرفتند كسانی كه در برابر دژخیم ایستادند و پالایشگاه نفت آبادان را به اعتصاب كشاندند و به تبع آن اعتصاب سراسری نفت آبادان را رقم زدند, همه و همه زیر نظر جمی فعالیت می كردند.

...جمی نماینده واثق امام در آبادان است از این رو هر آنچه را كه قبل از آغاز تهاجم می‌بیند به مسئولین هشدار می‌دهد. همین هوشیاری اوست كه سبب می‌شود در پیام نوروزی 59 شش ماه قبل از شروع جنگ خطر صدام را برای مردم عراق گوشزد ‌كند. از شواهد و قرائن پیداست كه روز حادثه نزدیك است جمی خود را آماده كارزار می‌كند. به گاه سخت حادثه پشتیبانی است سترگ برای حماسه. جمی محور می‌شود، مردان شهر برای مقاومت می‌مانند چرا كه جمی مانده است.

نظامیان ارتشی و سپاهی و بسیج حول محور جمی گردهم می‌آیند و وحدتی بی‌مثال شكل می‌گیرد برای خرد كردن دشمن. همگی چشم به دهان جمی دوخته‌اند تا انجام دهند كه هر آنچه كه او صلاح می‌داند چرا كه او نماینده امام است, حضور جمی در آن شهر ماتم‌زده حضور امام را در قلبها زنده نگاه می‌دارد و نمی‌گذارد كه غم واندوه تاخت وتاز كند و نفس‌ها را به شماره اندازد. روحانی نحیف و لاغر از صبح پاشنه‌های كفش كتانی را بر می‌كشد تمام خاكریزها و سنگرها و پاسگاهها را سركشی می‌كند، در تمام جلسات شهری و نظامی شركت دارد و با هوشمندی و ذكاوت نظر می‌دهد، نظراتی كارساز.

شریعه را بسته‌اند؛ شهر تشنه است و گرسنه ... جمی از امام اجازه می‌گیرد تا در دكانها و انبارها باز شود و پس از صورت برداری از اجناس به قدر كفایت و سرجوع از آن استفاده گردد.
مادری هروله‌كنان بین صفا و مروه برای كودكش چشمه‌ای می‌جوید؛ ابراهیم این‌جاست! جمی كودك را به آغوش می‌كشد لبان تشنه وخشك و ترك خورده كودك را می‌بوسد، زمزمی می‌جوشد، كودك سیراب می‌شود، برای همیشه، دیگر آبادان تشنه نیست.

تصمیم با همه است. فرزندان گرداگرد پدر جمع می‌شوند هم‌قسم می‌شوند تا جان در بدن دارند برای حفاظت از سرزمین مادری خون از چشم بگیرند جمی پیشانی یك‌یك فرزندان را می‌بوسد، اشك در چشمان حلقه زده است اما خجل از جاری ‌شدن. دقایقی همه در آغوش پدر آرام می‌گیرند تا كه آرامش از دشمن بگیرند.

خمپاره‌ای وسط حیاط خانه فرود می‌آید، اما جمی كه در ركوع نماز شب است پلك به هم نمی‌‌زند همراهان به حیاط می‌دوند در خانه از جاكنده شده است جمی سلام نماز را می‌گوید و همه را به صبر و بردباری می‌خواند، آماده می‌شود تا سری به ایستگاه 7 بزند.

زخمی‌ها را به بیمارستان اپیدی و طالقانی می‌رسانند. پیكر شهدا نباید بر زمین بمانند، یعنی گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد اجازه نمی‌دهد كه بمانند. جمی لاغر است و به راحتی در كناره قبر می‌ایستد دستش را از زیر سر رزمنده شهید بیرون می‌كشد و گونه او را در خاك می‌خواباند؛ گوئی فرزندش را می‌خواباند، لالائی می خواند برای آرامش ابدی... امروز چند نفر شهید شده‌اند؟ گوركن قبرستان جواب می‌دهد. جمی آمار شهدا را از گورستان به دست می‌آورد.

از دفتر حصرت امام زنگ می‌زنند، آخرین وضعیت را می پرسند. حداقل روزی یك بار با جمی در تماس هستند. حالا معلوم است كه یكی از راههای كسب اخبار از جبهه‌های جنگ برای حضرت امام جمی بوده است.

شیرزنی دستش را در مقابل خودروی جمی بالا می‌برد. خودرو می‌ایستد جمی به آرامی خود را به بیرون می‌كشد و می‌شنود: "شوهرم، دو دخترم، یك پسرم شهید شده‌اند، فقط یك پسر مانده كه او هم در كنار رزمندگان در ایستگاه 12 است. خانه و زندگی‌ام با خاك یكسان شده است، یك مرغداری هم داشتم كه آن هم از بین رفت ولی این جا را ترك نخواهم كرد"

خودرو حركت می‌كند و جمی ایمان دارد كه چنین مردمانی را هیچ قدرتی نمی‌تواند بشكند ساعتی پیش می‌گفتند جمی در فرمانداری است، اما الان صدایش از رادیو نفت ملی آبادان پخش می‌شود. حسین می‌گفت بچه‌های پالایشگاه تا ساعتی دیگر با او جلسه دارند. بچه‌های سپاه را بگو كه پس از حمله هوایی دیشب آب گودال حاصل از افتادن بمب را خالی می كنند كه دستی شانه‌های‌شان را صفا داد. امروز دوشنبه است و درس احكام و اخلاق برقرار، گویی كه نه جنگی است و نه محاصره‌ای جمی از برادری و مدینه فاضله‌ای می‌گوید كه در آن اخلاق اسلامی حاكم است.

اوضاع سیاسی ـ اقتصادی لهستان به هم ریخته است، "اتحادیه همبستگی" تشكیلات سیاسی و رقیب حزب كمونیست لهستان این حزب را به باد تند انتقاد گرفته و سیاستهای اقتصادی وابسته به شوروی آن را به زیر سئوال برده است اعتصاب سراسر این كشور كمونیستی را فرا گرفته است، برخی مقامات حزب استعفا داده‌اند... جمی در حالی كه گوشش را به رادیو چسبانده و گوش به گوینده خبر رادیو بی‌‌بی‌سی می‌دهد سری تكان می‌دهد. این كار هر شب اوست و تمام رادیوهای خارجی را كه صدایشان با پارازیتهای زیاد قابل شنیدن است می‌شنود تا بداند كه تا دنیا در چه وضعی است و ما در كجای جهان ایستاده‌ایم، و چه بر سر مردمان دنیا می‌گذرد. از جنگ تحمیلی چه گویند و چه می‌دانند...

امروز چقدر گرم است به حد طاقت فرسا. جمی تعمیركاری را صدا كرده و نشانی به دستش می‌دهد. تا برود و كولر خانه پیرزنی را تعمیر كند. زنی كه تنها زندگی می‌كند و دستیاری برای این قبیل كارها ندارد.

روز 13 آبان است و باید به مناسبت اولین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی پیامی به رزمندگان و مردم آبادان از رادیو نفت ملی بدهد... بعد بلافاصله به ستاد پشتیبانی جنگ حركت می‌كنند. این جسم تكه تكه شده از آن كیست؟ جمی لحظه‌ای خیره می‌ماند، فقط لحظه‌ای! آنگاه فریاد می‌زند سریع جنازه را جمع كنید عبدالرسول من با دیگران فرقی نمی‌كند. برادرش را می‌گوید.

مگر می‌شود؟! او هیچ خم به ابرو نیاورد پله‌های ستاد را بالا رفت، شركت‌كنندگان در جلسه شوك زد‌ه‌اند و در شگفت؛ یعنی حس و عاطفه در جمی مرده است؟! جمی به منزل باز می‌گردد در حالی كه یك دستش خونی به خون برادر است با دست دیگرش كه عبایش را گرفته در را باز می كند, فرزندان در می‌یابند كه چه روی داده است جمی می‌گوید "عمویتان شهید شد" همین!

در فرصتی كه دست می‌دهد به دور از چشم همه, جمی به منزل برادرش كه اكنون خالی از سكنه است سر می‌زند، نمازی می‌خواند، خاطرات خود و برادرش در مقابل چشمانش رژه می‌روند.بغضش می‌تركد و اشكهایش جاری می‌شود شانه‌هایش به شدت تكان می‌خورد. نه! حس و عاطفه او نمرده است بلكه جوانمردی و مردی در او بیشتر زنده است, می‌داند كه هر كنش او واكنشی بیشتر در میان یاران دارد. معلوم است كه به گاه شهادت برادر, جمی از درون خورد می‌شود ولی به ظاهر نشان نمی‌دهد تا مبادا این شكستن در میان صحابی ابعاد یابد و دشمن شاد شود.

"نماز امروز مسجد قدس" جمله‌ای است كه دهان به دهان سینه به سینه و به صورت تلفنی و خبر حضوری نقل می‌شود. در تمام یك سال محاصره آبادان برای غافلگیری و باخبر نشدن دشمن از محل نماز جمعه، از قبل مشخص نبود كه نماز جمعه در كجا (كمیته ارزاق، مسجد قدس، مسجد خاتم، مسجد بهائیها، مسجد نورو ...) برگزار خواهد شد. بیم حمله و بمباران آن وجود داشت. نماز جمعه شعب آبادان نباید تعطیل بشود. برگزاری خطیر آن فقط و فقط در عهده و توان شانه‌های پیرمرد است. با وجود اوست كه چراغ نماز جمعه روشن می‌ماند و در روزهای سخت محاصره و فشار مضاعف دشمن پرفروزان است و نور متصاعد از آن چشم دشمن را كور می‌كند.

صدام به قدری از اقامه نماز جمعه در شهر گرداگرد فرو رفته در محاصره عصبانی است كه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران. چنین اقامه نمازی؛ یعنی شهر زنده است، زندگی جریان دارد و صدای آن را بشنوید. پس دشمن مأیوس و قلب امام شاد است. امام هر هفته و هر هفته منتظر اقامه نماز جمعه آبادان و با وسواس پی گیر اخبار آن و شنیدن صدای جمی است. نماز جمعه آبادان همان قدر مهم است كه نماز جمعه تهران. اصلاً نماز دشمن‌شكن یعنی همین.

سلاح ژ- ث فقط 20 سانت كوتاهتر از جمی است اما همین مرد ضعیف‌الجثه با خطبه‌های آتشین، محكم و قدرتمندش شرر به جان دشمن می‌اندازد. تمام استخوانهای دشمن با صفیر خطبه‌های آبادان به لرزه در می‌آید.

مأمومین چون انگشتر عقیقی جمی را در میان می‌گیرند. بچه‌های رادیو نفت ملی هنوز كابلها و میكروفون را جا به جا می‌كنند. جمی آغاز به سخن می‌كند. می‌خروشد، می‌غرد و آبادان را همچنان پایدار و استوار و زنده و دشمن را خار و زبون می‌خواند. صدام را عفلقی خطاب می‌كند تا تاریخ گذشته‌اش را به یاد آورد و اینكه كیست و در كجای تاریخ ایستاده است. جلاله‌الملك (شاه سلطان حسین) را ملامت می‌كند كه چطور به امت اسلام خیانت می‌كند، در نمازهای قبلی نیز با او به عتاب سخن گفته بود.

الله اكبر... به جلال و جبروتی كه در ذهن ما به تصویر نیاید، به بزرگی زمانه‌ای كه با اصابت گلوله توپ سقف مسجد بر سر جمی فرو ریخت اما او را سالم از زیر خروارها خاك و آوار بیرون كشیدند بدون اینكه حتی خراش و زخمی كوچك برداشته باشد. جمی زنده است چون آبادان زنده است آبادان زنده است چون جمی زنده است.

جمی در فكر است؛ شب عید است و ما هنوز اینجا تنها و غریب در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ایستاده‌ایم باید شرح تمامی این روزها را بنویسم، من مسئول هستم و باید مراقب اوضاع باشم باید هر آنچه را می‌بینم، می‌شنوم و مواجه می‌شوم بنویسم تا آیندگان بدانند كه در این سرزمین چه گذشت. همه كه نمی‌توانند به اینجا بیایند، اما همه حق دارند كه بدانند روزی روزگاری در این خطه چه گذشت؛ پس می نویسد: " 01/01/1360، اول فروردین و آغاز سال نو، روز نوروز. سالهای گذشته از ده روز قبل از عید تا سیزده فروردین، خوزستان شاهد هجوم مسافران نوروزی و مسائل مربوط به این مسافران بود.

مسئله مهم برای آبادان در سالهای گذشته دراین روزها، مسئله اسكان مسافران نوروزی بود. مسافرخانه‌ها و مدارس مملو از جمعیت می‌شد اغلب منازل پر بود اما امسال جای مسافران نوروزی خالی است. نمی‌دانم چرا نیامده‌اند. كه امسال از حیث مسكن هیچ مضیقه‌ای نیست. یك شهر دربست در اختیارشان قرار می‌گرفت. منزلهای اعیان و اشراف شهر و منازل زیبا و دل‌انگیز بریم و بوارده همه اینها خالی كه حتی پرندگان نیز دیگر آنجا پروبالی نمی‌‌زنند. نغمه‌های خمسه خمسه و خمپاره و كاتیوشا و ژث و كلاشینكف و تشعشع گلوله‌های ضدهوایی و برق توپها، همه اینها دیدنی است. چرا این عزیزان به تماشا نیامده‌اند..."

رزمندگان و فرماندهان هرچه اصرار می‌كنند كه روز حادثه نزدیك است فقط برای مدتی كوتاه شهر را ترك كند. نمی‌پذیرد می‌گوید: "حتی یك ساعت! اینجا خانه من است" پس با وجود پرصلابت اوست كه در پنجم مهر 1360 عملیات ثامن‌الائمه با رمز "نصرمن‌الله و فتح قریب" آغاز می‌شود. فردای پیروزی جمی می‌نویسد: "جز فكر پیروزی بزرگ و شكست تاریخی ارتش عراق در جبهه آبادان چیز دیگری در ذهن نیست"

جمی رفت و به ملكوت اعلی پیوست، اما یادداشتهای جنگ او در دست ماست. وقتی كه برای یافتن پاسخ پاره‌ای سئوالات برای اولین بار به نزدش رفتم او را خسته و رنجور دیدم اما متلألی و درخشان. چنان صافی و زلالی در چهره این مرد موج می‌زد كه دوست داشتم فقط ساعتها نگاهش كنم. او "حاصل عمرش" را به دست من سپرده بود او گفت كه یادداشتهایش را از جنگ نوشت تا بماند برای آیندگان, تا تذكری باشد برای مردم.

گرچه او دیگر در میان ما نیست اما همواره یاد دلاوریها و خاطره پایمردیهایش برای همیشه در قلب و ذهن ما و تمامی فرزندان ایران اسلامی باقی خواهد ماند.

او رفت و تن رنجور و خسته‌اش را از همه سختیها و مشقات زندگی رها ساخت خداوند سبحان درجات او را متعالی و در كنار ائمه اطهار محشورش فرماید.

 






نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه بیست و ششم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

کنار سینما تاج سابق را که بگیری ، خیابان دبستان را که به سمت شط طی کنی ، میرسی به دادگستری آبادان ، روبروی تو یک رودخانهء بزرگ به نام اروند با موتورلنجها و قایقهای ماهیگیری کوچک و بزرگ و اگر به سمت چپ نگاهی بیندازی ساختمان سوله مانندی را می بینی که بازار ماهی فروشان آبادان است که از سال 81 به همت شهرداری آبادان به اینجا منتقل شده .

سابقا" بازار ماهی فروشهای آبادان در یکی از فرعیهای بین اروسیه و لین یک احمد آباد واقع بود که هم از نظر جا و مکان و هم از نظر بهداشت و نور و .... مشکلات عدیده ای داشت و در بعضی از روزهای شرجی از شدت بوی ماهی مانده از چند کوچه نرسیده به بازار باید بینی را می گرفتی و فرار می کردی ، علاوه بر آن این بازار محلی بود امن و پر نعمت برای موشهای معروف و گردن کلفت آبادانی....

امروز این مکان پاکیزه و پر نور و رونق محل آمد و شد هم آبادانیها و هم مسافران شهرستانهای دور و نزدیک است و شکر خدا نعمت در بازار ماهی فروشان آبادان فراوان ، هر چند که قیمت ماهی ، آن را خوراک از ما بهتران ساخته ولی باز هم آبادانی جماعت از سبور روز جمعهء خویش چشم نمی پوشد ، مخصوصاً اگر توی تنور هم گذاشته شده باشد

اینم یه عکس از بازار ماهی فروشا

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه دهم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

 

آبادان عزیز ما از دیر باز یکی از مظاهر گفتگوی تمدنها و پذیرش آراء وادیان سایر مذاهب بوده است ، این موضوع را می توان با نگاهی ساده به تعداد معابد و مساجد پیروان سایر مذاهب و ادیان در شهر آبادان دریافت .

وجود کلیساهای متعدد ، کنیسه ها ، معابد سیک ها و هندوان ، مساجد سایر ملل مسلمان و مسلمانان پیرو سایر مذاهب اسلامی .... همگی حاکی از وجود یک اعتقاد و احترام نسبت به معتقدین به دیگر ادیان است ، هر چند که از این معابد و زیارتگاهها که نام بردیم شاید چندتایی بیشتر باقی نمانده باشد ، آنهم بصورتی نیمه ویران و متروک و از بعضی از آنها دیگر فقط نامی مانده است و خاطره ای در ذهن سالمندان...

اما یکی از این مکانها که هنوز سالم مانده و همچون ساختمانی زیبا گوشه ای از شهر خوبان را زینت می بخشد ، کلیسای ارامنهء گریگوری آبادان است ، کلیسایی که در سال 1958 میلادی (1336 هجری شمسی) بنا گردیده و بزرگترین تالار اجتماعات ارامنهء مقیم آبادان محسوب می گردیده است . شاید برخی بیندیشند که حضور این همه مکان مقدسه در شهر آبادان ریشه در صنعتی بودن این شهر و حضور بیگانگان در یک قرن اخیر داشته باشد ، اما با نگاهی به پشت سر و آنچه که در کتب گذشتگان بر جای مانده در می یابیم که حضور این همه ادیان در این شهر باستانی ریشه در هزاره های پیشین دارد : ابن بطوطه جهانگرد مسلمان که در قرن هشتم هجری از این شهر دیدن نموده به وجود مساجد ، معابد و رباطهای بسیار در آبادان اشاره دارد و اسطخری در بیش از هزار سال پیش این شهر را شهری مسلمان با حضور پیروان بسیار از سایر ادیان معرفی می کند .

باید دانست که این کلیسای ارامنه که به کلیسای قاراپت مقدس مشهور است اولین کلیسای ارامنهء آبادان در عصر حاضر محسوب نمی گردد ، بلکه پیش از احداث این کلیسا در آبادان دو کلیسای دیگر نیز وجود داشته اند : کلیسای کریستوفر ، در منطقهء بریم آبادان که در سال 1928 میلادی (1306 هجری شمسی) احداث گردید و متعلق به مسیحیان پروتستان آبادان بوده است و دیگر کلیسای آبادان که در سال 1951 میلادی (1329 هجری شمسی) تاسیس گردید ، کلیسای آشوری بوده که در نزدیکی فلکهء الفی جای داشته و مورد استفادهء مسیحیان آشوری آبادان قرار می گرفته ، که امروزه دیگر از آن دو کلیسای قدیمی اثری بر جای نمانده است .

همشهریان مهربان مسیحی ما هنوز هم هر یکشنبه برای اجرای مناسک و مراسم مذهبی خویش به این کلیسا می آیند و در آزادی کامل به برگزاری آیین خویش می پردازند . متولی امروز این کلیسا یکی از ارامنهء خوشنام آبادان به نام آقای مانوکیان می باشد که کارمند بیمارستان امام خمینی (ره) است ............

کلیسای ارامنه’ آبادان(کلیسای قاراپت مقدس)

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه دهم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

سید عباس یکی از سادات محترم و صاحب کرامت شهرستان آبادان است .

زندگانی این سید بزرگوار بر خلاف شهرتش در هاله ای از ابهام فرو رفته و متاسفانه اطلاعات بسیار کم و ضدو نقیضی از حیات ایشان در دست داریم فقط میدانیم که او در سال 1298 هجری شمسی در همین شهر آبادان وفات یافته است ولی تاریخ تولد ایشان مشخص نیست ، ضمن آنکه تاریخ وفات ثبت شده بر روی سنگ بالای مزار ایشان نیز خالی از حقیقت بوده و بنا به گفتهء بستگان سید عباس حداکثر بیش از 40 سال از عمر این سنگ نگذشته و تاریخ حک شده بر روی آن بر اساس حکایت های نقل شدهء سینه به سینه می باشد .

آنچه از آن بزرگوار میدانیم این است که سید عباس از سادات شیعهء حجاز بوده و در پی بالا گرفتن آتش جنگ و اختلاف بین شیعه و سنی در سرزمین عربستان ، او به همراه برادرش سید هاشم ابتدا به عراق و سپس به ایران و آبادان کوچ می کنند و در همین محل رحل اقامت می افکنند .

سید هاشم برادر سید عباس پس از مدتی طاقت از کف میدهد و به سوی سرزمین مادری خویش ، حجاز ، باز میگردد ، ولی سید عباس در همین شهر باقی مانده و به آباد سازی زمینها و نخیلاتی که درست در مقابل همین زیارتگاه واقع بوده اند و در ملکیت شیخ خزعل و برخی شیوخ عشیرهء بغلانی بوده است می پردازد .

ما نمیدانیم که سید عباس در چه سنی و در کدامین مرحلهء عمر خویش به آبادان قدم می گذارد ولی با توجه به اینکه ایشان در همین شهر (آبادان) زندگی زناشویی خویش را با یکی از دختران سید محمد ابوتاوه (یکی دیگر از سادات مکرم آبادان) آغاز می نماید و نیز با توجه به تاریخ تولد سید یاسین تنها بازماندهء سید عباس در آبادان به نظر می رسد که آن جناب در عنفوان جوانی به شهر آبادان وارد و ساکن گردیده باشند .

هر روزه بویژه در اعیاد و مناسبت های خاص و نیز در پنجشنبه شب ها این زیارتگاه پذیرای زائرین بسیاری از شهرهای دور و نزدیک بوده و حاجتمندان بسیاری به زیارت این آرامگاه شتافته و حاجت روا به سوی کاشانهء خویش باز می گردند    ..

 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه دهم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

 

گروه ابادانی سندی

شهرام خسروشاهی آذر در 2 مرداد برابر با 24جولای در محله ای بنام بوارده جنوبی آبادان بدنیا آمد.
تا قبل از انقلاب درایران به فعالیت موسیقی پرداخته و در سال 1984بعد از انقلاب با خانواده به آلمان مهاجرت کرد و کار خود را در همان کشور ادامه داد .
در آلمان با ایده بهزاد پیشرو گروه سندی را درست کردند .
در سال 1995 به آمریکا مهاجرت کرد و هم اکنون با همسرش خانم شیلا و پسرش خشایار و کوروش و دخترش نیکی در نزدیکی لوس آنجلس در
منطقه ای بنام Bakersfield زندگی می کنند ...
خوانندگی , موزیک , تنظیم اهنگها , تهیه کنندگی , نوشتن شعر و ترانه از جمله کار هایی است که شهرام آذر در گروه سندی انجام می دهد
و همچنین ایشان بعنوان یکی از بهترین کیبوردیست های تاریخ ایران محسوب می شوند .

بهزاد پیشرو

بهزاد پیشرو موزیک را در سن 6 سالگی در زادگاه خود شهر ابادان اغاز کرد
استاد او برادر بزرگش (گرشاسب پیشرو) بود , بهزاد در ادامه استادان بزرگی همچون برادران راهرو احمدی (علی , محمد رضا و حسین) داشت
و در کلاس درس انها اموزش درامز را سپری کرد
ایشان در دوران تحصیل خود در مسابقه هنری ابادان که در سراسر ایران برگزار می شد چندین بار رتبه اول را بدست اورد و صاحب نشان طلا ایران در این رشته شد
بهزاد پیشرو در همان نوجوانی یعنی در سن 14 سالگی پای به دنیای حرفه ای موسیقی گذاشت ...
و اولین تجربه حرفه ای خود را با خانم بتی اغاز کرد و همچنین در ادامه کارش با هنرمندانی همچون شهرام شب پره و ابراهیم حامدی (ابی) همکاری داشت
بهزاد بعد از انقلاب سال ها در تایلند با کمپانی های بین المللی و معروف(Oriental Artist و EMI) همکاری می کرد و بعد از ورود به اروپا در کشور دانمارک زندگی جدیدی را اغاز کرد
بهزاد پیشرو بنیان گذار گروه گروه سندی می باشد و با دوست دوران جوانی خود شهرام اذر و منوچهر پنیری سندی را به حرکت در اوردند ...
و چیزی نگذشت که این گروه یکی از معروف ترین گروه های خارج از ایران شد
بهزاد پیشرو برای تحصیل در این رشته وارد اکادمی درامز در کشور دانمارک شد و در رشته درام و موزیک تراپی تحصیلات خود را به پایان رساند و او را یکی از معروف ترین و بهترین درامر ایرانی در خاورمیانه می شناسند او در کنار درامز یک تهیه کننده توانا در موزیک می باشد
ایشان در حال حاضر مشغول فعالیت هنری در اروپا و امریکا است.

خشایار آذر

خشایار اذر فرزند اول شهرام اذر متولد سال 1983 می باشد .
حدود شش سال است که با گروه سندی همکاری دارد و فعالیش را با نواختن کیبورد و خوانندگی در این گروه اغاز کرد .
استعداد بسیار زیادی در ضمینه خوانندگی و نواختن کیبورد دارد که با ساختن اهنگ های مختلف برای خود و گروه سندی این گفته را ثابت کرده است .
بعد از گذشت اولین همکاری وی با گروه سندی تا به امروز , خشایار تصمیم گرفت که از سندی جدا شود و به تنهایی به کارش ادامه دهد .
شهرام اذر هم با این موضوع موافق کرد و سرانجام خشایار گروه سندی را ترک کرد ...
سام سهرابی

سام سهرابی دیگر عضو گروه سندی متولد شهر ابادان که در زمان جنگ مجبور به ترک انجا و مهاجرت به کشور سوئد کرد و در حدود 13 سال در این کشور اقامت داشت .
سامی در حالی که تنها 10 سالش بود شروع به نواختن ساز پرکاشن کرد و در سن 22 سالگی موزیک را در مدرسه گوتنبرگ سوئد شروع کرد .
او را برای مطالعه بیشتر به لس انجلس اوردند و استادانش از سرتاسر دنیا از جمله افریقا , کوبا و اروپا بودند .
دوستان صمیمی سامی از دهه 90 با سندی شروع بکار کردند و تاکنون او یکی از اعضای موفق گروه سندی بوده است .

و دیگر اعضای گروه سندی عبارتند از : الیور واروژان کارلو باباخانیان راس رایت

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه دهم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

چهارتا آبادانی می خواستند از مرز خارج بشن, تصمیم می گیرند پوست گوسفند بپوشند و قاطی گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه ای كه می خواستند از مرز خارج بشن, نیروهای انتظامی فریاد می زنند: آهای اون چهارتا آبادانی بیان بیرون از گله. آنها با تعجب خارج میشن و می‌پرسند شما از كجا فهمیدین كه ما آبادانی هستیم؟ مامورا می‌گن: از اونجایی كه گوسفندها عینك ری بن نمی‌زنند.

یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه

89حرف از سرعت بود .... بین یه آبادانی و آمریكایی و فرانسوی! فرانسوی میگه ما برج ایفل رو دو هفته ای ساختیم. آمریكایی میگه ما پل سانفرانسیسكو رو یك هفته ای ساختیم .بعد سه تاییشون داشتن تو آبادان رد میشدن میرسن پالایشگاه نفت و آمریكاییه و فرانسوی میگن شما اینجارو چند وقت طول كشید كه ساختین ؟ ... آبادانیه میگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پیش از اینجا رد شدم این اینجا نبود!

یه روز یه آبادانیه رو از زیر آوار زلزله در میارن می‌بینن موبایلش دستشه. یارو یه نگا به ملت میکنه میگه ویبراتور رو حال کردین؟ 

آبادانیه میخواسته بره خواستگاری ، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و

با عجله میدوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد میزنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش،

میگه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش میكنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو

طوری نشده ، ولك زدی حسابی پیچوندی! 

دوستان برای پر بار تر شدن بخش پیامک و جوک در صورت داشتن پیامک یا جوک جدید آن را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان در اینجا نمایش دهیم.

شماره ارسال پیامک:09367317657

یا در قسمت نظر ها ابلاغ نمایید.

با تشکر مدیریت وبلاگ.مجید برغشی

یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش............

خدای من, خدای خوب و مهربان, من و گوشی کوچکم دوست داریم اس ام اس فراوان از دوستان دریافت کنیم, همه ی ما ایرانسلی ها دست در دست هم دهیم و اس ام اس های خودمان را برای درمان صندوق ورودی یکدیگر هدیه کنیم, هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم, سازمان اهدا اس ام اس شماره حساب09367317657, منتظر اس ام اس های سبزتان هستیم

ترکه داشت واسه ابادانیه لاف می زد که من یه سگ دارم وقتی می خواد بیاد تو خونه در می زنه. ابادانیه گفت : ولک مگه کلید نداره؟

آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد . رفیقش میگه : پس آبادان با خاک یکی شد دیگه ؟ آبادانیه میگه : بع ، ولک ، مگه بچه ها گذاشتن!

به آبادانیه خبر میدن كه بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشكی

آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولك ولم كن تا ولت كنم

یک روز یک مارمولکی میرود آبادان
وقتی برمیگردد ، همه مردم نگاهش میکردند !! مارولک گفت : وولک تمساح ندیدی





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه دهم دیماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی

بریم:واژهء بریم از کلمهء لاتین بای روم به معنای اطاق نوکر گرفته شده است،این اطاقها که در منازل بریم عمومیت داشت و معمولا" چسبیده به خانهء اصلی ساخته میشد،و در راهروی حد فاصل بین باغچه چمن کاری شده و حیاط کوچک پشتی قرار داشت ، دارای یک دوش و توالت مشترک  بود که از خانهء اصلی مستقل بودند ولی فاقد آشپزخانهء مجزاء و مستقل بوده اند.در ارتباط با زیبایی منطقهء بریم آبادان نوشته و روایت بسیار است از جمله گزارشی که توسط عرفان ناصر خبرنگار کویتی الاصل و مدیر روزنامهء القاهره مصر در سال 1943 میلادی نوشته شده،او در گزارشی که از بازدید خود از آبادان نوشته است،آورده که:در این شهر منازلی وجود دارد که اهالی رده بالای کمپانی نفت و عائلهء آنها در آن زندگی میکنند و خودشان آن را بنگله     می نامند،در این خانه ها که بیشتر به قصر می ماند از انواع وسائل راحتی و ادوات رفاهی خانواده مهیا بوده و نوعی زندگی اشرافی را می ماند تا زندگی عادی و حضور چنین بیوتی در خاور میانه بسی مایهء تعجب است.....از جمله وسائلی که در این منازل دیدم مکینه ای بود که با برق و شاید آب سرد کار می کرد و خودشان آنرا کولر می نامیدند و از آن باد خنکی بیرون می آمد که گویی در منطقهء سردسیر زندگی میکنی و باد از پنجرهء باز به داخل می آید....عرفان ناصر در پایان گزارش مفصل خود آرزو می کند که روزی فرا برسد تا منزل شیخ کویت و دیگر شیوخ منطقه به تجهیزات و ادوات خانه های بنگلهء آبادان مجهز گردند!!!

بوارده:در مورد این نام روایت و حرف و حدیث بسیار است،از جمله آنکه گفته اند که در زمان ساخت و ساز این منطقه ،مردی عرب زبان از اهالی بومی آبادان نگهبان آن بوده که صاحب دختری زیبا به نام «ورده» بوده است و از آنجا که او پسری نداشته تا بنابه رسم معمول او را به نام فرزند ذکورش خطاب کنند او را ابو ورده می گفته اند،از قضا یکی از مهندسین معمار که در این منطقه مشغول ساخت و ساز منازل بوده است شیفته و دلباختهء این دختر میگردد و او را از خانواده اش خواستگاری می کند ولی ابوورده که طبق سنتهای قومی و مذهبی حاضر به این وصلت نمی گردد،از کار کردن در کمپانی دست کشیده و به همراه خانوادهء خویش به سوی عشیرهء خود در نخلستان باز میگردد و مهندس انگلیسی نام ابوورده(بو وارده) را بر این منطقه میگذارد.....اگر این موضوع درست باشد می توان اظهار داشت که تنها منطقه ای که انگلیسیها در آبادان،از یک نام بومی استفاده نموده اند همین منطقهء بوارده         می باشد،چرا که در تمامی اماکن و محلات شرکتی،این مردم ایرانی بوده اند که اسامی خارجی را پذیرفته اند اما در منطقهء بوارده این موضوع متفاوت بوده و حالت عکس به خود گرفته است.بو وارده شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که در آن 5 تیپ منزل ساخته شده و بنابه رده(گرید)هر کارمند بلند پایه می توانست از خانهء مناسب با رتبه اش استفاده جوید.

کفیشه:منطقه ای غیر شرکتی که تقریبا" در نزدیکی رودخانهء بهمنشیر ساخته شده است،از محلات قدیمی آبادان بوده و قدمتی حدودا"70 ساله را داراست و دارای حدود 2300 خانوار می باشد.وجه تسمیه این منطقه به علت وجود یک قهوه خانه(کافی شاپ)در این محله بوده است که بسیار مورد توجه انگلیسیها بوده و از آنجا که مردم محلی اسامی و واژه های لاتین را با توجه به گویش بومی خویش تلفظ می نمودند این کافی شاپ را کفیشه خطاب کرده اند.

احمد آباد:سابقهء احمد آباد باز میگردد به حدود 85 سال پیش،زمانی که در شهر آبادان مشکلی به نام مسکن و بحرانی به نام زمین برای مسکن و کسب و کار غوغا میکرد.در این زمان زمینهای این منطقه توسط فردی به نام حاج احمد معمار بهبهانی که از مهاجرین بهبهانی بوده و به شغل بنایی اشتغال داشت خریداری گردید و در ابتدا در جایی که اینک لین یک احمد آباد محسوب می گردد،برای خود و خانواده اش خانه و منزل مفصلی ساخت،سپس شروع به ساخت و ساز منزل و فروش آنها به سایر افراد نمود.بزودی این منطقه رونق یافت و به نام خود موسس آن یعنی حاج احمد بهبهانی، به احمد آباد معروف گردید.امروزه احمد آباد یکی از مناطق معروف آبادان محسوب میگردد.

چادر آباد:منطقه ای بوده است در محل امروز و روبروی مرکز بهداشتی درمانی شهید باهنر(اقبال سابق) که محلهء فقیر نشینی بوده و اهالی آن از قومیتهای مختلف مهاجر و عمدتا" بلوچ و بندر عباسی بوده اند که جهت یافتن کار به آبادان آمده بودند.وجه تسمیه این محله به دلیل وجود خانه های چادری و برزنتی در این مناطق بوده است و در واقع یک کمپ چادری نا منظم و بسیار نا مناسب را ایجاد کرده بود.طبق گفتهء میشل استیوارت در زمان بازدید نخست وزیر وقت ایران از آبادان ، این منطقه بالغ بر 700 خانوار پر جمعیت را در خود جای داده بود.دکتر مکی در کتاب خاطرات خویش (سالهای افتخار)آورده است که در زمان بازدید از این منطقه در حین سخنرانی او مردی از جا بر میخیزد و با لهجهء بندر عباسی فریاد میزند که:یا مرک یا مصدک!!! آکای وزیر ما دو اتاکهء پرپرک دار میخوایم!!!یعنی: یا مرگ یا مصدق!!!آقای وزیر ما خانهء دو اطاقه با پنکه می خواهیم!!!......مسکن،مشکلی بود در آنروزهای آبادان.

کاغذ آباد:در پشت درمانگاه اقبال امروز و روبروی چادر آباد قدیم منطقه ای وجود داشت که وضعیتی بسیار اسفبارتر و رقت آمیز تر از چادر آباد داشت.این محله را بواسطهء آلونک هایی که با کاغذ و مقوا در آن ایجاد شده بود ، کاغذ آباد میخواندند.تفاوت اصلی آن با دیگر محلات فقیر نشین آن بوده که بیشتر ، افراد مجرد در آن زندگی می کرده اند، هر چند که خانواده های پر جمعیت هم در آن زندگی    می کرده اند.آتش سوزی یکی از مشکلات عمدهء این منطقه و چادر آباد بوده است. به زودی عکسها و تصاویر محلات چادر آباد و کاغذ آباد را در گالری تصاویر همین پایگاه اینترنتی قرار خواهم داد.

کواتر شلی:این منطقه از ابتدایی ترین محلات شرکت نفت بوده که در منطقهء کنار پلیت امروزی نزدیک سینما روباز بهمنشیر واقع بوده است.علت نامگذاری آن هم این بوده که این کواتر(خانهء شرکتی) را با مصالح گل(شُل) ساخته بودند و در  اختیار کارگران روزمزد(M.D.R) که به شکل مجردی زندگی می کردند قرار میگرفت.سالن طویلی بوده به شکل پادگانهای امروزی ، که فاقد تختخواب بوده و کارگران به روی زمین می خوابیدند ، این مسکن فقط جهت روزهایی که کارگر در استخدام روزانهء کمپانی قرار می گرفت قابل استفاده بود و در صورت بیکار شدن کارگر حتی برای یک روز ، این مسکن از او گرفته میشد.

سوگ العریان:در واقع نام قدیم بازار ایستگاه هفت بوده است که از دیرباز در همین محل فعلی ، یعنی در مقابل محلهء شرکتی و در حاشیهء رود بهمنشیر واقع بوده است.سوگ العریان به زبان عربی به بازار لختی ها معنا میگردد ، ولی دلیل این نامگذاری را به دو شکل بیان نموده اند:یکی آنکه گفته اند به علت وجود آدمهای شر و لات و چاقو کش(لختی) که همیشه در این بازار قدیمی حضور داشته اند ، این بازار را به این نام خوانده اند ، ولی عقیدهء برخی نیز بر این باور است که از آنجا که مغازه های این بازار از حصیر و چندل ساخته شده بود و معمولا" مخصوصا" در فصل گرما دچار آتش سوزی میگردید ، و حالتی لخت و عریان به خود می گرفت ، به این نام مشهور شده است.این بازار در حال حاضر نه وسعت قدیم و نه آن رونق پیش از جنگ را بازیافته است ، اما بزرگترها گواهی می دهند که در سالهای پیش از جنگ در این بازار رونق و برکت موج میزد و در همین سالهای دههء 50 انواع مغازه های لوکس هم در آن ساخته شده بود.در همین بازار یک پاتوق سنتی شبانه وجود داشت که حسن داخل حسن ، خوانندهء شهیر عراقی در سال چند بار به آنجا می آمد و برنامه اجراء میکرد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه دهم آذرماه سال 1387 :: نویسنده : مجید برغشی


( کل صفحات : 2 )    1   2